اطلاعیه ویژه
آخرین اخبار
با تصویب نمایندگان در لایحه برنامه ششم صورت گرفت؛

مُهرستان / سید جواد موسوی، فعال رسانه » هفته گذشته شاهد تصویب قانونی در جلس شورای اسلامی بودیم که بر اساس آن در آمدهای حاصل از مالیات ارزش افزوده مناطق نفت خیز و گاز خیز بجای آنکه در محدوده همان شهرستان و یا استان محل استقرار صنایع مصرف شود، به صورت ملی برسد. جالب اینکه با…

مُهرستان سید جواد موسوی، فعال رسانه » هفته گذشته شاهد تصویب قانونی در جلس شورای اسلامی بودیم که بر اساس آن در آمدهای حاصل از مالیات ارزش افزوده مناطق نفت خیز و گاز خیز بجای آنکه در محدوده همان شهرستان و یا استان محل استقرار صنایع مصرف شود، به صورت ملی برسد.

جالب اینکه با نام مقدس عدالت هم این ظلم آشکار قانونی شده است اگر ایران ملک مشاع ایرانیان است و همه در استفاده از منابع طبیعی آن برابر همه هم در خصوص منافع باید برابر باشند. در حالیکه همه می دانند بخش اعظم بار اقتصاد ایران بر عهده استان های جنوبی خوزستان، فارس و بوشهر است که تولیدکننده حداقل هشتاد درصد انرژی های هیدروکربوری کشور می باشند.

براستی از خود پرسیده اند که سهم این استان ها از توسعه چیست؟ چرا خوزستانِ زخمی از جنگ باید با گذشت سه دهه از پایان جنگ همچنان درگیر مشکلات عدیده ای باشد؟ چرا فارس باید از عدم توسعه یافتگی رنج ببرد؟ چرا در عسلویه پایتخت اقتصادی ایران و قطب اصلی تولید گاز باید سیلندر گاز کماکان استفاده بشود؟ کسی نمی گوید که درآمد حاصل از فروش محصولات نفت و گاز به این مناطق اختصاص یابد بلکه حداقل حق این مردم است که وقتی منابع زیر زمینی آنها بفروش می رسد که بخش اعظم درآمد آن صرف مرکز می شود، حداقل مالیات این حوزه برای سامان بخشیدن به امور همان مناطق اختصاص یابد. به ویژه آنکه به دلیل تمرکز دولت بر صنایع نفت و گاز از ایجاد دیگر صنایع در این گونه مناطق نیز غفلت شده و این مناطق مانند اقتصادهای تک محصولی هستند که با تصویب این طرح همه‌ی درآمد شهرداری ها و دهیاری های شان از آنها سلب و هیچ چیز جایگزین آن نشده، بلکه همان هم ملی شود.

 همانگونه که دکتر سید محسن علوی نماینده مردم شهرستان های لامرد و مُهر که جا دارد از ایشان بابت این پیشنهاد و حمایت قاطع خود از حق مردمان این مناطق تشکر ویژه ای داشت، در مجلس گفت؛ همین هم نتوانستند ببینند! و چگونه است که تمام صنایع مالیات شان در استان خودشان مصرف می شود ولی مالیات نفت و گاز باید ملی شود؟ هچ یک از نمایندگان از خود نپرسیدند سهم مناطق همجوار این صنایع چیست؟ براستی که سهم ما ظاهرا فقط تحمل آلایندگی های زیست محیطی معضلات اجتماعی ناشی از مهاجرپذیری و محسوب شدن به عنوان مناطق برخوردار به علت استقرار صنایعی است که درآمدش از آن کسانی دیگر و اشتغالش از آن نیروهای غیر بومی و مالیاتش هم با این قانون نصیب کسانی دیگر شد و در یک کلام سودش از دیگران و دودش از آن ماست.

در حالی که جهان به سمت تمرکز زدایی پیش می رود نمایندگان با تصویب این قانون در یک عقب‌گرد آشکار به سمت تمرکز گرایی رفتند، حال آنکه توسعه مناطق مرزی و دور از مرکز از همه جهات در اولویت می باشد، چرا که اگر قرار است از تولید ملی حمایت و باقاچاق برخورد شود باید زمینه اصلی آن یعنی بیکاری در مناطق مرزی مرتفع شود. حال باتوجه به نبود اشتغال کافی اگر اندک رفاه حاصل از تزریق همین منابع مالیاتی به دستگاه‌های خدمات رسان در مناطق نفت و گاز خیز که عموما هم مرزی هستند نیز از بین برود آیا کسی حاضر است در منطقه ای که نه در آمد درستی وجود داشته و نه امکانات زندگی مناسب است و نه شرایط آب و هوایی خوبی دارد سکونت کند؟.

 پیامد خالی شدن این مناطق از جمعیت بر سطح امنیت ملی محاسبه شده است. اکثر پرسنل شاغل در همین صنایع هم که غیر بومی هستند فقط دوره کاریشان را در این مناطق گذرانده و عموما خانواده ایشان در دیگر نقاط ساکن خودشان با پرواز های رایگان بین محل کار و زندگی شان رفت و آمد می کنند و جالب آنکه حق بدی آب و هوا را هم می‌گیرند ولی مردم بومی آن مناطق از حق مسلم خود این‌گونه محروم می شوند. حتی شاغلان بومی هم به نسبت غیر بومی ها مزایای کمتری اخذ می کنند.

به دلیل تمرکز دولت در این مناطق به صنایع حوزه نفت و گاز سایر صنایع مغفول مانده و در نتیجه تنها راه درآمدی دهیاری روستاهای محروم این مناطق از همین محل است و با این طرح سبد اعتباری این مناطق کاهش چشمگیری خواهد داشت درحالی که سایر مناطق شاهد افزایش خواهند بود. به طور مثال استان کرمان ارزش افزوده صنایع فعال نظیر خودرو سازی و واگن سازی و… را برای خود خواهد داشت (چون ملی نشده است) و عوارض مناطق نفت و گاز خیز نیز بدان افزوده خواهد شد.

گرچه تعداد نمایندگان مناطق نفت و گاز خیز به نسبت نمایندگان کل کشور کم است و این موضوع کار را دشوار می کند ولی آیا راهی برای پیش گیری از این اجحاف قانونی وجود نداشت؟ حتی با توجه به تعداد آراء موافق با حذف مناطق گازخیز از این قانون که پیشنهاد نماینده شهرستان‌های لامرد و مُهر بود، یعنی پنجاه رای به نظر می رسد که حتی نمایندگان همین مناطق در مجلس هم در جهت پیشگیری از تصویب این قانون تلاش نکرده اند. چرا که تعداد نماینده های استان های دارای نفت و گاز یعنی فارس، بوشهر، خوزستان، چهار محال بختیاری و خراسان  به تنهایی ۶۲ نماینده است، بماند که در  استانهایی دیگر هم منابع نفت و گاز وجود دارد  و استان هایی نظیر ایلام و… نیز از این جمله اند و این نشان دهنده عدم انسجام نمایندگان این مناطق می باشد.

 لذا برای پیش گیری از تکرار چنین موضوعاتی لازم است تا فراکسیونی تحت عنوان  فراکسیون نمایندگان مناطق نفت خیز تشکیل تا در راستای احقاق حقوق مردمان این مناطق به صورت منسجم و تشکیلاتی عمل شود هر چند تعداد کم کارشان را سخت می کند اما در مواقع خیلی سخت همین تعداد کم می‌توانند با آبستراکسیون و از رسمیت انداختن جلسه با خروج هماهنگ مانع از تصویب چنین قوانینی شوند.



شما هم می توانید دیدگاه خود را ارسال نمایید.


موارد عدم تایید دیدگاه
  • توهین به مقدسات ادیان الهی
  • به صورت حروف لاتین (فینگلیش)
  • حاوی مضامين تبلیغاتی با هدف سوء استفاده
  • انتقال مطالب طولانی از سایت های دیگر در بخش نظرات
  • خلاف قانون مطبوعات و رسانه ی جمهوری اسلامی ایران
  • نظراتی با یک آی پی خاص و نام های متفاوت جهت سوء استفاده
  • حاوی مطالبی جهت تخریب فرد، شخصیت شناخته شده یا گروه خاص
  • حاوی توهین، مطالب کذب، تمسخر، هتاکی،تفرقه انگیز، تهمت و افترا
  • نظراتی که ارتباطی با مطلب مندرج ندارد و با هدف القای موضوعی خلاف واقع ارسال شوند