سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷
اطلاعیه ویژه
آخرین اخبار
کد خبر: ١١٠٥
تعداد بازدید : محافظت شده
تعداد دیدگاه ها : 10 دیدگاه

سید هادی موسوی »  فارغ التحصیل دوره کارشناسی ارشد از دانشگاه علامه طباطبایی تهران در دنياي امروز به نظر مي رسد ميزان دانش و اطلاعاتي كه از طريق رايانه ها و انواع وسايل ارتباطي فراهم مي شوند؛ بيش از حد توانايي افراد در استفاده از آنها مي باشد. در چنين شرايطي لزوم ادامه نقش استادان…

سید هادی موسوی

سید هادی موسوی »  فارغ التحصیل دوره کارشناسی ارشد از دانشگاه علامه طباطبایی تهران

در دنياي امروز به نظر مي رسد ميزان دانش و اطلاعاتي كه از طريق رايانه ها و انواع وسايل ارتباطي فراهم مي شوند؛ بيش از حد توانايي افراد در استفاده از آنها مي باشد. در چنين شرايطي لزوم ادامه نقش استادان و معلمان به منزله مخزن دانش و ايفاي نقش سخنران و منتقل كننده اطلاعات كمتر احساس مي شود. و به جاي آن اهميت افزايش مهارت شاگردان در تفكر و استدلال و پردازش اطلاعات و نهايتا بكارگيري آنها خود نمايي مي كند. اين در حالي است كه بسياري از محافل آموزشي به  جاي پرداختن به پرورش قابليت هاي فكري افراد ، همچنان بر يادگيري مطالب و اطلاعات از طريق حفظ كردن و انباشتن آنها در ذهن و در نتيجه شرايط موجود آموزش و ترويج سبك انفعالي آموزش، تأكيد كرده و ادامه مي دهند.  با توجه به نظام هاي آموزشي در سراسر جهان خوشبختانه اين حالت انفعالي در برخي كشورها در حال دگرگوني است و حركت براي پرورش قدرت و استعدادهاي فكري شاگردان هم در ادبيات و اصول اوليه در حال توسعه تفكر انتقادي و هم در انواع نو ظهور مواد درسي مشاهده مي شود و بسياري از دانشگاه ها، دبيرستان ها و حتي مدارس ابتدايي در حال آزدمون روشهاي متعدد و مختلف آموزش تفكر انتقادي به دانش آموزان هستند (مايرز ، ۱۹۸۶ به نقل از پيشه گر، ۱۳۸۳). توجه به شناخت بستر ذهني افراد و توانايي هاي آنها در تفكر انتقادي كه به شهروندان ديدي نقاد و جامع نسبت به ابعاد اجتماعي، فردي، اقتصادي، سياسي و … داده و آنها را با اصول بنيادين مردم سالاري آشنا مي كند و شاگردان را در كسب موقعيت هاي تحصيلي و جامعه را در سرعت گرفتن جريان رشد و توسعه بالنده كمك خواهد كرد. (پيشه‌‌گر، ۱۳۸۳).

برخي از صاحبنظران اعتقاد دارند که سه نيروي فرهنگي – اجتماعي وجود دارد که تعليم و تربيت بايد زمينه استمرار آنها را فراهم کند . اين سه نيرو عبارتند از آزادي، کثرت و مشارکت. در يک محيط غني آموزشي، فرد بايد بدون جهت دادن به طور آزاد و متفکرانه به کاوش بپردازد. آموخته هاي خود را وحدت بخشد و به سوي تعالي گام بردارد. اين در حالي است که انجمن نظارت و برنامه ريزي درسي (ASCD )[1] که اعضايش عامل تحول نظام هاي آموزشي دنيا مي باشند ، ضمن يک نظر سنجي ا ز اعضاي خود که چه انتظاراتي از فعاليتهاي تربيتي دارند ؟ به اين نتيجه رسيد که هشتاد و دودرصد ( ۸۲%) آنها در پاسخ خود ، به آموزش تفکر به عنوان يکي از انتظارات مهم تر بيتي اشاره کرده اند. اما متاسفانه اغلب مدارس نه تنها چنين رسالتي را فراموش کرده اند، بلکه در جهت خلاف آن گام بر مي دارند. ( گالوپ ، ۱۹۸۵ به نقل از شعباني ، ۱۳۷۸ )

علاوه بر موارد فوق الذکرضرورت  پرورش تفکر انتقادي در مقوله هايي چون الف) مردم سالاري ،ب). تقويت وآمادگي خود در فرايند جهاني شدن (يا رفتن به سوي دهکده جهاني که امروز يک صورت تند وسيل آسا به خود گرفته است) و تناسب با ويژگي هاي عصر فرا صنعتي و تغيير و تحولات فزاينده آن ج). تاثيرتفکر انتقادي برسلامت رواني قابل بررسي است که در زير به آنها اشاره مي شود:

الف)مردم سالاري :

بشر پس از سالها کوچ نشيني به سکونت گاههاي دائمي روي آورد وکشاورزي را توسعه داد وبه تبع آن شهرها بوجود آمدند وبراي اداره شهرها نظامهاي حکومتي وديوانسالاري شکل گرفت اين حکومتها به طور مستمر بين پادشاهي (حکومت يک نفر) واريستوکراسي (حکومت جمعي متنفذ) در نوسان بود اين روند ادامه داشت تا اينکه در اوائل قرن بيستم شکل جديدي از حکومت بوجود آمد اين شکل جديد مردم سالاري ( حکومت مردم بر مردم)  نام گرفت اگرچه مردم سالاري را نوعي نظام حکومتي منبعث از تفکر غرب مي دانند وپيشينه آن را به دولت شهرهاي يونان باستان مي رسانند ، اما اين شکل حکومت با تفکر قرآني ما نيز ارتباط تنگاتنگ دارد ( تاکيد بسيار بر واژه الناس درسوره هاي  قرآن کريم و تاکيد آيات کثيري بر حاکميت مردم بر سرنوشت خويش از جمله : ان الله لا يغيرما بقوم حتي يغيروا مابانفسهم و…) از آنجا که استقرار،  تقويت وتحکيم دموکراسي منوط به اصول (حاکميت مردم بر سرنوشت خود ، حاکميت قانون و…)، ارکان ( احزاب ، مطبوعات و…) وارزشهاي دموکراتيک ( گفتگو، انتخاب آزاد و عادلانه ، تساهل وتسامح ، مشارکت وتفکر انتقادي و…) است.

همچنين پژوهش هاي اخير (شفلر و پيترز،۱۹۹۱ به نقل از عباسي ، ۱۳۸۰) نشانگر آن است که تفکر منطقي يک پيش نياز براي شهروندان موفق است. گاتمن تفکر انتقادي را در تربيت دموکراتيک مرکز توجه قرار مي دهد. به نظر او تفکر انتقادي به عنوان مانعي در مقابل تلقين عقيده مي باشد. تفکر عقلاني به شاگردان کمک مي کند تا انتخابهاي دشوار نمايند و موارد سياسي را تعقيب کنند. حرکت در اين زمينه باعث مي شود شاگردان در مورد پرسشهاي مربوط به زندگي خوب، منطقي فکر نمايند .

با توجه به اين امر که تفکر انتقادي به عنوان مهارت اساسي براي مشارکت عاقلانه در يک جامعه مردم سالار شناخته شده است و در دنياي مدرن به عنوان مهارت ضروري مورد حمايت مي باشد (آندولينا، ۲۰۰۱، به نقل از حبيبي ، ۱۳۸۵)، بايد دانش آموزان داراي تفکر منتقدانه باشند. چون تفکر انتقادي اين کار را براي آن ها ممکن مي سازد تا حقيقت را در ميان به هم ريختگي حوادث و اطلاعاتي که همه روزه آن ها را احاطه مي کنند، جستجو کنند (جانسون[۲]، ۲۰۰۲)، و در موقعيت هاي روزمره از تفکر انتقادي که تفاوت بين موفقيت و شکست در هر کار داده شده را به وجود مي آورد (آندولينا، ۲۰۰۱، به نقل از حبيبي ۱۳۸۵)، استفاده نمايند و به هدف تفکر انتقادي که رسيدن به کامل ترين درک ممکن است، دست يابند. چون درک کردن و فهميدن به فرد اجازه مي دهد تا عقايد و معاني را که پشت سر هر چيز مهم وجود دارد را آشکار سازد (جانسون، ۲۰۰۲).

ب) تقويت وآمادگي خود در فرايند جهاني شدن (يا رفتن به سوي دهکده جهاني که امروز يک صورت تند وسيل آسا به خود گرفته است) و تناسب با ويژگي هاي عصر فرا صنعتي و تغيير و تحولات فزاينده آن:

در حالي که با ورود به دوران فرا صنعتي و عصر اطلاعات به دليل ويژگيهايي مانند انفجار دانش، تحول و تغيير سريع يافته هاي علمي، حضور ماشينهاي هوشمند در عرصه تعليم و تربيت و از همه مهمتر عدم قطعيت معرفت علمي، نه امکان انتقال همه يافتهاي علمي – حتي در يک رشته خاص –  وجود دارد و نه ضرورتي در اين زمينه احساس مي شود. به همين دليل، متخصصان تعليم و تربيت و برنامه ريزان درسي به جاي انتقال حقايق علمي، پرورش ، تقويت روشها و نگرشهاي علمي را توصيه مي کنند وبه جاي توليد مجدد حقايق علمي، فرايند را مورد توجه قرار داده اند. آنها معتقدند که دانش آموزان به جاي کسب حقايق علمي بايد به روش کسب حقايق علمي توجه کنند. و به جاي انباشت حقايق علمي در ذهن، بياموزند که چگونه شخصا فکر کنند، تصميم بگيرند، و درباره امور مختلف و تفکر قضاوت کنند. دانش آموزان در فرايند آموزش بايد بتوانند ادراک حسي، فهم نظريات مختلف و تفکر علمي و نقاد خود را تقويت کنند و رشد دهند. رسيدن به چنين اهدافي مستلزم فرصتهاي مطلوب يادگيري است. چنين فرصت و موقعيتي با دستور دادن، موعظه کردن، القا و ترغيب به تقليد و اطاعت از ديگري به وجود نخواهد آمد. زيرا محدود ساختن تعليم وتربيت به انتقال و حفظ حقايق علمي رشد طبيعي دانش آموزان را محدود خواهد ساخت.

بنايراين در عصري که کتب درسي قبل از اينکه از زير چاپ در آيند کهنه مي شوند و در دنيايي که به سرعت در حال تغيير است و واقعيت هاي پيچيده اقتصادي، اجتماعي، محيطي و اخلاقي به سرعت راه خودشان را به ساختارهاي زندگي فردي و اجتماعي هر شخصي وارد کرده اند، و فرايند جهاني سازي در حال تحقق است پيش از آنکه ما را جهاني کنند مي بايست خود را با ابزارهايي تقويت وآماده کنيم در غير اين صورت قبل از آنکه جهاني شويم ما را جهاني خواهند کرد، بر اين اساس لزوم تربيت افرادي که داراي مهارت هاي تفکر انتقادي باشند، لازم و حتي ضروري به نظر مي رسد. چرا که به گفته پاول و الدر،(۲۰۰۰) بايد هر فردي با اين واقعيت ها رو به رو و مواجه شود تا بتواند بر مشکلات اين عصر، چيره گردد. ولي آيا دانش آموزان ما براي برخورد و مواجهه با اين پيچيدگي ها در مدرسه چيزي ياد مي گيرند؟ آيا آنها براي تشخيص کمبودهايشان، تواضع انديشمندانه را گسترش داده اند و استقامت خردمندانه را به وجود آورده اند تا ناداني شان را با دانشي جايگزين کنند که به فراسوي شعارها و ساده انگاري ها مي رود؟ آيا آن ها در حال يادگيري مهارت هاي عقلاني متناسب با اين واقعيت ها هستند ؟

ج). تاثيرتفکر انتقادي برسلامت رواني:

براساس شواهدي که برکني وکارابنيک[۳] ،۱۹۹۵) بدست داده اند به اين نکته تاکيد شده که بين تفکر انتقادي وآسيب رواني رابطه معکوس وجود دارد به عبارت ديگر افرادي که از تفکر انتقادي بالاي برخوردار هستند از سلامت رواني بيشتر وآسيب رواني کمتري برخوردارندوبرعکس افرادي که داراي تفکرانتقادي کمتري هستند از آسيب رواني بالايي رنج مي برند.

و نکته آخر اينکه در جهان جديد، هر فردي بايد مهارتهاي تفكر را بعنوان مهارتهاي زندگي، در خود پرورش دهد و اين امر براي معنا بخشي به جهاني كه به شدت در حال پيچيده شدن است و همچنين براي زندگي در جامعه دموكراتيك و توسعه يافته، امكان شركت در رقابت هاي صنعتي ضرورت دارد. واينشتاين[۴] ،۱۹۹۱به نقل ازاسلامي، ۱۳۸۲) معتقد است تربيت در اين زمينه باعث مي شود تا دانش آموزان در مورد مسايل مربوط به زندگي منطقي فكر كنند.

 

——————————————————————————————

منابع:

پيشه گر، آذر .(۱۳۸۳). رابطه بين سبك يادگيري و تفكر انتقادي دانشجويان علوم انساني و فني مهندسي دانشگاه هاي شهر تهران. پايان نامه کارشناسي ارشد ، دانشکده روانشناسي وعلوم تربيتي دانشگاه علامه طباطبايي.

حبيبي ، مجيد .(۱۳۸۵). ارزيابي محتواي کتاب مطالعات اجتماعي سال اول متوسطه بر اساس مهارت هاي تفکر انتقادي از ديدگاه مولفان واعضاي شوراي برنامه ريزي ناحيه يک مشهد ، پايان نامه کارشناسي ارشد دانشگاه علامه طباطبايي .

شعباني، حسن. (۱۳۷۸). تاثير روش حل مساله به صورت کارگروهي بر روي تفکر انتقادي و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان پايۀ چهارم ابتدايي شهر تهران. رسالۀ دکتري ، دانشگاه تربيت مدرس.

عباسي ، عفت. (۱۳۸۰). بررسي مهارت هاي موثر بر پرورش تفکر انتقادي در برنامه درسي جامعه شناسي دوره متوسطه در سال تحصيلي ۸۰-۱۳۷۹، رساله دکتري، دانشگاه تربيت معلم، تهران.

Brackney, B. E., & Karabenick, S. A. (1995). Psychopathology and academic performance: The role of motivation and learning strategies. Journal of Counseling Psychology, vol. 42, No. 4, 456-465.

Johnson , E. B . (2002). Contextual Teaching and learning : what it is and why its here to stay . united kingdom . Corwin Press.     


[۱]. Association for supervision and curriculum Development  

 

 

[۲]. Johnson  

 

 

[۳]. Brackney & Karabenick  

 

 

[۴]. Weinestein

 

 

 


دیدگاه بینندگان
غیر قابل انتشار: ٠
در صف انتشار: ٠
انتشار یافته: ٠٠
|
۱۳۹۲/۰۹/۱۰ ۱۰:۰۷
٨
٠

مخلصیم عبدالهادی

|
۱۳۹۲/۰۹/۱۱ ۲۰:۴۵
١
٤

آماده سازی برای پست جدید در شهرستان

|
۱۳۹۲/۰۹/۱۲ ۱۳:۰۲
١
٠

می بینی چه برایت می نویسند،حیف ازتو

که نوشته هایت رابایدامثال ..(ﺣﺬﻑ ﻣﺘﻦ)..بخوانند که...؟!!
به این شعرسهراب توجه کن ودیگرننویس!!!!
بعد یک عمر که سهراب سرود....

قایقی باید ساخت

داغ قایق به دلش ماند وگذشت

دل سهراب ،ز هیاهوی زمان سوخته بود

رخش از آتش بیداد، برافروخته بود

خواست بگریزد

از این شهر غریب

شهر نیرنگ وفریب

در دلش نقشه قایق که کشید

رفت و ازهمهمه داغ رهید

گوش کن سهراب !

دل ما هم چون تو

بسی افسرد وگداخت

جای قایق ،این بار

کشتی باید ساخت

وبه همراهی تو،
بسوی نورشتافت
وازاین شهربرفت......

|
۱۳۹۲/۰۹/۲۵ ۱۲:۵۳
٠
٠

خدا کنه تو مهر امثال این جوان مهری پست بگیرن به جای وابستگان به لابی سهیونیسم

پاسخ ها
ﺣﺴﺎﻡ
|
۱۳۹۲/۰۹/۲۶ ۱۸:۲۰
|
٠
٠

ﺟﺎﻟﺒﻪ ﻫﺎ
ﻓﻘﻄ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﺑﻜﺎﺭﮔﻴﺮﻱ و ﺩاﺩﻥ ﭘﺴﺖ ﺯﻳﺮ ﻣﻂﺎﻟﺐ اﻳﺸﻮﻥ و ..(ﺣﺬﻑ ﻣﺘﻦ)... اﺭﺳﺎﻝ ﻣﻴﺸﻪ..اﻳﻨﻬﻤﻪ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ ﺗﻮ ﺳﺎﻳﺖ ﻫﺴﺖ ﻛﺴﻲ ﻧﻤﻴﻨﻮﻳﺴﻪ ﻓﻘﻄ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻧﻮ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ!

|
۱۳۹۲/۰۹/۲۸ ۱۳:۰۱
٠
٠

نویسنده محترم در پژوهشی قابل تامل به بحث تفکر انتقادی به مثابه حلقه گمشده مباحث آموزشی در کشور پرداخته اند که جا دارد خوانندگان محترم با نقد و بررسی عالمانه نسبت به هم افزایی دانش ورزی کمک نمایند. واقعا جای تاسف و تاثر است که برخی به جای نقد علمی مطلب و تشکر از پژوهشگر محترم، چنین سطحی و نسنجیده بر نویسنده می تازند.
امید به روزی که در این سرزمین، علم و علم اندوزی جایگاه گذشته خودرا باز یابد.
جناب آقای موسوی مطلب بسیار خوب و ارزنده ای بود؛ بهره مند شدم. دلگیر نباشید که:
هر آن کو ز دانش برد توشه ای
جهانیست بنشسته در گوشه ای....

|
۱۳۹۲/۰۹/۲۹ ۲۳:۱۷
٠
٠

مهرستان عزیز لطفا تمام نظرات را منعکس کنید,

|
۱۳۹۲/۱۰/۰۳ ۱۷:۱۷
٠
٠

سلام جناب همدانی، اینجانب نظر خود را در خصوص مطلب فوق یکبار ارسال نمودم که متاسفانه دیر درج گردید و بنده فکر کردم که نظر به دست شما نرسیده لذا برای بار دوم و به نام موسوی مهری از قم ارسال کردم ؛ لطفا نظر با نام موسوی مهری را حذف کنید با تشکر ارادتمند شما

|
۱۳۹۲/۱۲/۰۶ ۱۱:۲۱
٠
٠

لطفا پرسشنامه سبك تفكرانتقادي رابه ايميلم بفرستيد

|
۱۳۹۳/۰۱/۲۴ ۱۶:۰۶
٠
٠

از مطالب شما بسیار استفاده کردم بسیارمتشکرم من علاقه مندبه تحقیق درمورد محتوای کتابهای درسی وتاثیرآنهادرپرورش تفکرانتقادی هستم ممنون میشم اگرمطلبی در این زمینه داریددراختیارمن قراردهید


شما هم می توانید دیدگاه خود را ارسال نمایید.


موارد عدم تایید دیدگاه
  • توهین به مقدسات ادیان الهی
  • به صورت حروف لاتین (فینگلیش)
  • حاوی مضامين تبلیغاتی با هدف سوء استفاده
  • خلاف قانون مطبوعات و رسانه ی جمهوری اسلامی ایران
  • نظراتی با یک آی پی خاص و نام های متفاوت جهت سوء استفاده
  • حاوی مطالبی جهت تخریب فرد، شخصیت شناخته شده یا گروه خاص
  • حاوی توهین، مطالب کذب، تمسخر، هتاکی،تفرقه انگیز، تهمت و افترا