سیدمحسن هاشمی» کارشناس مسایل سیاسی : همیشه با خود می اندیشیدیم که عاشورای معاصر من چه زمانیست و کربلایم کجاست. با خود می گفتم که چه مصداقی دارد، کربلا، و باید آنرا چگونه و در کجا بیابم، اخبار حواسم را به حوادث سوریه سوق داد، اما مگر می شود، آنجا را تجلی عینی کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا در نظر گرفت، آنجا سخن از قدرت است، سخن از منافع شخصی و حزبی است، سخن از حکومتی است که اسلحه بر روی مردمانش کشیده و در نهایت سخن از آنهاییست که هر روز می شنویم در اخباری که از رسانه های آن سوی آب به گوشمان می رسد. هر چند که باور آنان برایم سخت است، اما چه کنم با تشابهاتی که ذهنم را به خود مشغول داشته و فکرم را درگیر می کند که شاید این سرزمین همان کربلای امروز و روزگارش، همان عاشورایی باشد که غفلت از آن مرا در ردیف کوفیان گرداند. از اینرو به یاد افتادم و دیدم تا شاید ایمانم استوارتر و غفلتم درمان گردد.
یادکودک سه ساله ابا عبدالله افتادم و عکس و فیلم کودک خردسالی را دیدم که وهابیت گلوی او را به بهانه پدر روحانی شیعی اش دریده بودند. به یاد اسارت عمه زینب (س) افتادم و سخنان آن تکفیریها را به یاد آوردم که می گفتند آرزو و هدفشان تخریب قبر عمه سادات و نبش قبر و دفن جسد ایشان در مکانی نامعلوم است. یاد بی آبی کربلا و تحریم آن توسط لشکریان یزید افتادم و اخبار محاصره روستاهای بنل و الزهرا را به بهانه شیعه بودنشان شنیدم. یاد آتش زدن خیمه های اهل بیت امام حسین(ع) افتادم و آتش باری شیعیان سوری را به بهانه تمسکشان به اهلبیت پیامبر(ص) نظاره کردم. سرهای بریده حسین (ع) و یارانش بر بالای نیزه ها دلم را به خون آورد و خون شیعیانی را دیدم که سرهای بریده آنان در دستان دشمنان اهلبیت(ع) چون توپی دست به دست می گردد. قهقه های مستانه لشکریان یزید به فرماندهی شمر را در روز عاشورا و در هر هنگام حمله به خیمه گاه برای خود یاد آور شدم و نام گردان های شمر و یزید را در ردیف دشمنان شیعیان سوریه دیدم. و همچنان به یاد آوردم گذشته های دور را و دیدم نمونه های عینی آنرا.
اکنون می دانم که اسد، غلام غلام فرزند اسد الله غالب علی بن ابی طالب نمی گردد و بسیاری از لشکریانش نیز حتی رنگ و بوی سربازان و یاران حسین(ع) را به خود ندارند تا چه برسد به خصلتی از خصائل الهی آنان. اما می دانم که نباید بگذاریم زینب(س) دوباره به اسارت برود، نباید بگذاریم که دوباره گلوی علی اصغر(ع) هدف تیر حرمله ها شود. نباید بگذاریم که نعره های شیطانی لشکر یزید و شمر گوش شیعیان مظلوم را آزار دهد. نباید بگذاریم که دوباره سر شیعیان را به بهانه حب حسین(ع) از تنشان جدا کنند. نباید بگذاریم که دوباره آمالشان در تحقق حکومت اموی محقق گردد. و نباید بگذاریم که دوباره عاشورا بگذرد و ما را خواب غفلت ببرد، خوابی که اگر دیروز به بهانه ترس و زر بود، امروز به بهانه سینه و زنجیر و در خیمه عاشورایی، کربلاییان باشد. و اینست همان امتحان امروز ما: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.
سید محسن هاشمی
sayyedmohsenhashemy@gmail.com
شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -





واقعا که حقیقت نگاشته شده زیرا امروز عکس جوانی که با پیشانیبند یا رقیه سربریده شده بود دیدم
مرگ بر وهابیون
خدایا به حق بزرگی و عظمتت خودت به داد کودکان مظلوم سوریه برس و از دست وهابیون خونخوار و پست فطرت نجاتشون بده
خدایا تو را بحق دو دست بریده ابوالفضل مردم سوریه و کودکان مظلومش را از دست وهابیون ظالم و لعنت شده نجات بده . آمین