حجه الاسلام حبیب مظاهری: آنچه در جریان واقعه عاشورا اتفاق افتاده است را نمی توان تصور نمود تا چه رسد به اینکه به وسیله قلم آن را تحریر کرد. آنچه که اذهان را متحیر نموده است و آزاده گان عالم را به تعجب واداشته است، رفتار وحشیانه بالاتر از وحوش است که از سوی مقابل نمایان شده است.
این مصیبت آنقدر سنگین بود که عالم تکوین نتوانست از خود حرکتی نشان ندهد بلکه مصیبت امام حسین(ع) به قدری جانسوز بود که آسمان و زمین و مافیهما را به حرکت درآورد. آنچه در این مختصر به محضر شما ارائه می شود نمونه کوچکی از تأثر عالم تکوین است که منابع اهل سنت آن را ذکر نموده اند که در اینجا به اختصار بدان اشاره می رود:
۱. خورشید گرفتگی
حافظ طبرانی در معجم بزرگ خویش چنین نقل میکند: «حدیث کرد ما را قیس بن ابوقیس بخاری، حدیث کرد ما را قتیبه بن سعید، حدیث کرد ما را ابنلهیعه از ابوقبیل که گفت: «چون حسین بن علی (ع) کشته شد خورشید چنان کسوف کرد که ستارگان در نیمروز آشکار شدند و ما پنداشتیم که خورشید نیز یک ستاره است»( المعجم الکبیر، ج3، ص114، مقتل خوارزمی ج2، ص89، مجمع الزوائد ج9، ص197.).
۲. باریدن خاک سرخ
ابنعساکر از خلف بن خلیفه از پدرش نقل میکند که گفت: «چون حسین بن علی [(ع)] کشته شد آسمان سیاه گردید و ستارگان در روز آشکار شدند به طوری که من ستاره جوزا را عصرگاهان دیدم و [از آسمان] خاک سرخ بارید!»( ترجمه ابن عساکر، الامام حسین(ع)، ص354. تهذیب التهذیب ابن حجر ج2، ص305)
و ابناعثم کوفی در توصیف ساعت شهادت امام حسین (ع) و غارت اموال آن حضرت میگوید: «در آن هنگام غبار شدید و تاریک و سیاهی برخاست و با باد سرخ همراه بود، به طوری که هیچ چیز دیده نمیشد. تا آنجا که مردم گمان کردند که بر آنان عذاب نازل شده است. این غبار ساعتی ماند و سپس برطرف شد»(مقتل خوارزمی ج2، ص42).
۳. خون بار شدن آسمان
ابنعساکر به نقل از علی بن مسهر گوید: «مادربزرگم برای من نقل کرد و گفت: من در روزگار حسین (ع) دختری جوان بودم؛ و مدت چند روز آسمان یک پارچه خون بود!».( ترجمه ابن عساکر، الامام حسین(ع)، ص354-۳۵۵)
و ابنسعد به نقل از نضرهی ازدیه مینویسد: «هنگامی که حسین بن علی (ع) کشته شد آسمان خون بارید به طوری که خیمهها و هر آن چه با خود داشتم از خون پر شد. بیهقی نیز همین مطلب را از نضرهی ازدیه نقل کرده است. (دلائل النبوه، ج8، ص471)
۴.جاری شدن خون زیر سنگ
ابنسعد نقل میکند که عبدالملک نزد پسر رأس الجالوت فرستاد و پرسید: آیا در قتل حسین نشانهای پدیدار شد؟ گفت: در آن روز هر سنگی را که برمیداشتند زیرش خون تازه میجوشید.».(الصواعق المحرقه، ص194، المعجم الکبیر، ج3، ص127)
عمرو بن عاصم کلابی نقل کرده است که گفت: حدیث کرد ما را خلاد – ملازم سمسم که در بنی جحدر سکونت داشت – و گفت: حدیث کرد مرا مادرم و گفت: مدتی پس از قتل امام حسین (ع) خورشید صبح و شام بر دیوار، سرخ رنگ میتابید و هر سنگی را که برمیداشتند در زیر آن خون میدیدند»( ترجمه الامام حسین و مقتله ابن سعد، ص91).
۵. عزاداری پرندگان
خوارزمی از شطاح وراق نقل میکند که گفت: از فتح بن سحرف شنیدم که میگوید: «من هر روز برای گنجشکان دانه میپاشیدم و میخوردند. اما در روز عاشورا برایشان دانه ریختم ولی نخوردند. از اینجا دانستم که به خاطر قتل حسین از خوردن خودداری کردهاند».( مقتل خوارزمی ج2، ص91)
۶.تغییر گوشت شتر از قافله امام حسین(ع)
طبرانی به نقل از ذوید جوفی از پدرش مینویسد: چون حسین (ع) کشته شد، شتری را از لشکرش غارت کردند، چون آن را پختند همهاش خون بود. پس از آن دست کشیدند!»(احقاق الحق، ج11، ص502، المعجم الکبیر، ج3، ص121)
ابنعساکر به نقل از ابوحمید طحان گوید: «من در میان قبیلهی خزاعه بودم که مقداری از باقیماندهی اموال حسین (ع) را آوردند [و در میان آنها شتری بود]؛ و به آنان گفتند: آیا آن را بکشیم یا بفروشیم و بهایش را تقسیم کنیم؟ گفتند: بکشید گوید: شتر را کشتند و چون بر روی آتش گذاشتند از آن آتش زبانه کشید!». (تاریخ ابن عساکر، ترجمه الامام حسین، تحقیق محمودی، ص366)
نیز وی از حماد بن زید و او از جمیل بن مره نقل میکند که گفت: روزی که حسین (ع) کشته شد به شتری در لشکر ایشان دست یافتند چون از گوشت آن پختند همچون زهر، تلخ گشت!». (تاریخ ابن عساکر، ترجمه الامام حسین، تحقیق محمودی، ص366)
۷.آثار اندوه در خاربن مبارک
زمخشری از هند دختر جون چنین نقل میکند: رسول خدا (ص) به خیمهی خالهام اممعبد آمد. چون از خواب برخاست آب خواست دستانش را شست. سپس مزمزه کرد و در پای خاربنی که در کنار خیمه بود ریخت. چون صبحگاه از خواب برخاستیم به درختی بزرگ تبدیل شده بود و میوهی بسیاری به بار آورد، به رنگ زعفران و بوی مشک و طعم عسل! هر گرسنهای که از آن میخورد سیر میشد، هر تشنهای که میخورد سیراب میگردید، هر بیماری که میخورد بهبود مییافت، و هر شتری که از آن میخورد چاق میشد و هر گوسفندی که از آن میخورد شیرش زیاد میگردید و ما آن را مبارک مینامیدیم!
مردمان از صحرا میآمدند و از آن شفا میگرفتند و میوهی آن را با خود همراه میبردند تا آن که روزی از خواب برخاستیم و دیدیم که میوههایش فروریخته و برگهایش زرد شده است! ما بیمناک شدیم و ترس ما از خبر رحلت رسول خدا (ص) بود. سی سال بعد، آن درخت سر تا پا پر از خار شد. میوههایش افتاد و شادابیاش از میان رفت و ما فهمیدیم که امیرمؤمنان (ع) کشته شده است. پس از آن، میوهای نداد و ما از برگ آن بهرهمند میشدیم تا آنکه بامدادانی دیدیم که از تنهاش خون تازه میجوشد و برگهایش پژمرده شده است. ما همچنان بیتاب بودیم که خبر شهادت حسین (ع) به دستمان رسید و درخت خشک شد و از میان رفت!». (مقتل خوارزمی، ج2، ص98. احقاق الحق، ج11، ص494، ربیع الابرار، ص285)
سؤالی که به ذهن می آید این است که چگونه حیوانات و وحوش همه متأثر شدند اما لشکریان عمر سعد متأثر نشدند و آن فجایع را ادامه دادند تا کاروان اسراء را به مجلس یزید در شام وارد کردند؟ این جریان تفسیری واضح از آیه شریفه«اولئک کالانعام بل هم اضل»(آنها مانند چهارپایان بلکه از چهارپایان پست تر هستند) است.
—————————————————————————————-
حجه الاسلام حبیب مظاهری » عضو مجمع طلاب شهرستان مهر
شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -





تذکر:
امام حسین «انسان مافوق» است و نه «مافوق انسان»؛ امام حسینی که میتوان به او تأسی کرد و از او درس آموخت و زخمهای روح بلند او را نگریست، نه امام حسینی که در روز عاشورا جنّیان به کمک او آمدند و حظ و نصیب ما تنها گریستنِ بر زخمهای بدن او و یارانش است. «تشیع علوی» متکفّلِ تبیین قرائتِ رهاییبخش از آموزههای شیعی است، بر خلاف «تشیع صفوی» که رهاییکُش است والقاء کنندۀ سستی و ماتم و خمودی و سِیر کردن در فضای اسطورهای و رازآلود.
ازشماجهت تبیین حقایق متشکرم سربلندباشید