غلام کرمی اردی » کارشناس ارشد علوم قرآن وحدیث
معنی یتیم؟
دیشب زن همسایه به من گفت یتیم !
معنای یتیم چیست بابای گلم ؟
اگراندک دقتی درREVIEW OF THE LITRATURE یا باصطلاح باستان شناسی این بحث به خرج داده شود بوضوح به دراز دامنی این موضوع و بحث های در گرفته در ادوار مختلف تاریخ دراین باره پی برده خواهد شد اما قصد ازاین نگارش نه این است بلکه تبیین حوزه ی عمل واژه یتیم در کتاب نازل خداوند برای مسلمانان است از این روبا پرهیزبیش از این ورود به آن عرصه ، بدور از تفصیل بیشتر می پرسیم آیا یتیمی نقص است؟؟؟
پاسخ روشن است اگر اندکی واکاوی کنیم درمی یابیم چه انسانهای بزرگی که باداشتن داغ یتیمی برجبین به مدارج عالی انسانی رسیدند! پس بی شک یتیمی نه تنها نقص نیست که مایه ی اعتلای ظرفیتهای وجودی بشر است البته اگر جامعه وافراد آن به خوبی به وظیفه ی الهی – انسانی خود به نحو شایسته عمل نمایند .
یتیم کسی است که در حساسترین ایام زندگی خود پشتیبان و نقطه ی اتکای خود را از دست داده و تنها وضعیف وناتوان و خسته مانده ومحتاج و نیازمند توجه وعنایت و یاری دیگران است.
این نورسته های بی باغبان در شرف پژمردگی نیازمند توجه پدران معنوی اجتماع اند تا بتوانند در سایه سار این توجهات مشفقانه به بر نشسته و ظرفیت وجود خود را مانند نورسته های پدر دار شکوفا سازند.
علامه طباطبایی یتیم را اینگونه معنا کرده است: کسی که پدر را از دست داده و این واژه برای کسی که مادر از دست داده به کار نمیرود. یتیمی از پدیده های طبیعی – اجتماعی است که از دیرباز در جوامع بشری مطرح بوده و هر جامعه به فراخور سطح ژرفای معرفتش به آن نگریسته اکنون باید دید.
نگرش افراد جامعه به ایتام چگونه باید باشد؟
یتیم مهمترین نیازش در کودکی، نوجوانی و جوانی به ترتیب آغوش گرم ،مشاوری امین و دوستی قرین است لذا از همین رو خدا به شکوهمند ترین جلوه یتیمی در قران میفرماید: الم یجدکَ یتیما فآوی/ آیا تو را یتیم نیافت و پناه نداد؟ گروهی این آیه را تفسیر به ظاهر کرده وگروه دیگر آنرا به نعمتهای بزرگی که خدا برای خدمت به این جلوه ی غرای یتیمی ؛ محمد مصطفی از قبیل ( عبدالمطلب و ابوطالب) ارزانی داشته و آن بزرگان این یتیم سفارش شده را حتی از فرزندان خود در تربیت و حفظ و نگهداری او اهتمام بیشتر ورزیدند. زیرا او در شکم مادر بود که پدرش از دنیا رفت و خردسال بود که مادر از دست داد.
ضرورت تکریم ایتام
در قران به ضرورت تکریم ایتام تاکید فراوانی شده و بی اعتنایی و به حاشیه راندن آنها علامت کفر و نفاق و نشانه ی تکذیب دین و روز قیامت دانسته شده.
اسلام به عنوان کاملترین وجامعترین دین آسمانی همواره بر گسترش هرچه بیشتر چتر حمایت از مستمندان و درماندگان تاکید دارد و ایتام را بیش از سایر محرومان مورد عطوفت و رحمت قرار داده و برای بیان اهمیت موضوع کافیست بدانیم واژه یتیم و مشتقات آن در قران ۲۳ بار برابر با ۲۳ سال رسالت پر مشقت رسول یتیم تکرار شده و آیاتی نیز در ژرفای خود این لفظ را اشارت رفته است.
برخی از عناوینی که در قران به این موضوع اشاره دارد:
ولا تقربوا مال الیتیم الا بالتی هی احسن حتی یبلغ اشده/ ایه ۳۴ الاسرا
ولا تقربوا مال الیتیم الا بالتی هی احسن حتی یبلغ اشده / ایه ۱۵۲ الانعام
نه تنها نخورید که به آن نزدیک نیز نشوید تا چه رسد که در آن تصرف نمایید مگر به قصد اصلاح ، آن هم تا به حد رشد و بلوغ برسند.
این یعنی رعایت اموال یتیم آن هم تا زمانی که خود قادر به حفظ مصالح خویش نیست بعد از آن به هیچ وجه .
اکنون باید فهمید چرا تعبیر قران در این رابطه اینقدر شدید است؟
زیرا یتیم پناهگاهی ندارد تا به او پناه برد ومأوی گیرد و مدافعی ندارد که از او دفاع کند لذا خدا به این شدت با ( ولاتقربوا) اعلام خطر میکند. از این لحاظ جز کسانیکه اهلیت تقوایی دارند نباید به این عرصه وارد شوند زیرا آنها هستند که منافع یتیم را بر منافع خود ترجیح میدهند آن هم به سبب بهره مندی از خصیصه ی تقوا.
فرد با تقوا است که رسیدن یتیم به بلوغ را به خوبی درک مینماید و سلطه خود را بزودی از او برمیدارد و توجیه بیجا نمی تراشد .
چون او به خوبی میفهمد خطر نزدیکی به مال یتیم کمتر از خطر نزدیک شدن به انبار باروت نیست چون این فرد با تقوا بخوبی دریافته که تصرف او در اموال یتیمان با عنوان امین بودن است نه به عنوان یک مالک و سعی در جایگزینی اموال ناپاک خود با اموال پاکیزه یتیم نمی نماید. زیراپیام ( ولا تتبدلوا الخبیث باالطیب)/ آیه۲ نساء را به روشنی دریافته و هنگامی که یتیم به حد بلوغ رسید او را به حکم خدا اول می آزماید/آیه ۶ نساء
سپس اموالشان را بی درنگ در اختیارشان میگذارد و البته که از گرفتن گواه نیز دریغ نمی ورزند تا جای اتهام ونزاع وگفتگوی بعد باقی نماند.چون او باز میداند که حسابرس واقعی خداست وحساب همه نزد او روشن است.اگر چه نزد گواهان مخفی ماند و اوست که به حسابها رسیدگی میکند
وحکم آیه ۱۰سوره ی نساء به غرائی آفتاب برهمگان روشن است آنجا که درکمال صراحت فرمود:انّ الذین یاکلون اموال الیتامی ظلما انّمایاکلون فی بطونهم ناراوسیصلون سعیرا/ آنانکه اموال یتیمان را به ستمگری می خورند درواقع درشکم خود آتش جهنم فرو می برند وبزودی به آتش فروزان درافتند..
حسب نصّ وامّاالجدار فکان لغلامین یتیمین فی المدینه…. /۸۲کهف حفظ ونگهداری اموال یتیمانی که دارای پدر صالحی بوده اند واجب است واگرفرد با تقوایی از مومنان ترجیحا نزدیکان یتیمان بر این مهم اهتمام نورزد برعموم واجب والّا کفایت است .
برابرنصّ فوق خوردن غذاهای لذیذ ومشربه های رنگارنگی که از اموال ایتام فراهم آمده بواقع آتش سوزانی هستند وصورت باطن آنهادرحقیقت همان شعله های فروزان آتشندهر جند زینت بخش امروز سفره های بعضی اند ودرقیامت که روز کشف حقایق است خداوند چهره ی واقعی اطعمه واغذیه های به این شکل فراهم آمده را به صورت حقیقی آنهاکه جز آتش سوزان نیستند ظاهر می گرداند.
رسولخدا(ص)، امیرمومنان علی(ع) ، امام کاظم(ع) ، حضرت رضا(ع) وامام جواد(ع) همگی خوردن مال یتیم را ازگناهان کبیره ای دانسته اند که خدا وعده ی آتش برآن داده است بلکه تصریح به کبیره بودن آن فرموده است .
کسی از امام صادق(ع) پرسید مجازات آتش درباره ی چه مقدار از غصب مال یتیم است ؟ درپاسخ فرمود: دربرابر دو درهم !!!؟؟؟
حال که روشن شد تصرف در مال یتیم از روی ستم مجازاتش نار جهیم است براستی روح وعاطفه ی او اگر به ظلم وتعرض مورد بی مهری وکم لطفی وخدای عادل وآگاه نخواسته قرارگیرد توبیخ ومجازاتش چیست؟؟؟
امری که محتمل نیست که قطعیتش به فصل وقطع حکم خدای عالمیان است آنجا که با لفظ ردع کلّا فرموده: کلّا بل تکرمون الیتیم !!! چنان نیست که خیال می کنید بلکه شما یتیمان را گرامی نمی دارید .
در این فراز دیگر خدای عالمیان ازاطعام سخن نمی گوید که از اکرام وتجلیل سخن به میان می آورد چرا که یتیم دغدغه اش تنها گرسنگی نیست بلکه جبران کمبودهای عاطفی ناشی از عروج پدری که آغوشش بی دریغ برای او همیشه وهمه جا باز بود ونوازشش هرزمان ومکان شامل حالش می شد می باشد.
او نباید جای خالی چترعاطفه گستر خود را احساس کند تا چه رسد به این که با هزار لطایف الحیل به او جفا کنند
اکرام یتیم به حفظ اموال آنهم حتی به بهترین وجه نیست ودرک معنای صحیح آیات دارای بار مادی که ضامن بقای جسم ونیازهای مادی اوست نیز نمی باشدکه نیازمندیهای روحی اونیز دربرمی گیرد که والاتر وبالاتر است واین معنا از لا تحاضّون علی طعام المسکین /۱۸فجر ( وفقیر را برسفره ی خود به رغبت ننشانند) یافتنی است . استعمال واژه ی تحاضّون اشاره به تشویق وترغیب سایرین دارد تا این رفتار در بطن جامعه نهادینه شود وبستر آنرا معطر سازد ؛ یعنی تنها اطعام مسکین کافی نیست که اکرام او مراد است به همین دلیل از واژه ی تکرمون به جای تطعمون بهره جسته شده ولا تحاضّون درپی آمده تا با واژه ی دیگری که بار عاطفی اش بیشتر است تحصیل حاصل شده تر باشد .
رنج واقعی یتیم چیست؟؟
آیا تنها رنج کسی که به قهر طبیعت پدر را از دست داده رنج گرسنگی وادامه ی حیات مادی است وبس ؟ یا رنج او رنج دیگری است؟
پرواضح است که در مورد یتیم خلاء عاطفه ی انسانی بیشتر مطرح است تا سیر شدن وادامه ی حیات مادی چرا که بیشترین رنج ودرد یتیم ازدست دادن کانون عاطفه است و دیگر دغدغه ها در مراحل بعد قرار دارند . به تعبیر قرآن این بی دینان هستند که یتیم رابه جفا از خود می رانند واز بذل عطوفت به او بی رحمانه دریغ می ورزند .
یکذّب بالدین فذالک یدعّ الیتیم از چینش اینگونه ی این واژگان می توان دریافت که یتیم مامور سنجش ضریب ایمان ما انسانهای مدعی به قیامت است ضریب ایمان ما زمانی بالاست که ایتام بین ما جایگاه رفیعی داشته باشند .
یتیم نوازی ملاک دین داری وپایه ی اعتقاد ژف ما به قیامت ورستخیز است ودرنتیجه هرکس بی توجهی اش بیشتر ضریب دینداری اش نازلتر است. واین عقده حقارت است که ایجاد ش تحت همان بی توجهی، تکذیب دین و فرار از دایره ی ایمان حداقل پیامدش می باشد .
پس حفظ حقوق یتیمان وظیفه ی همگانی است و جامعه باید تمام قد به تحقق آن قیام کند زیرا چنانچه گذشت این رفتار شاخص بارز ایمان انسان در جامعه است در جامعه ی دیندارخدمت به یتیم پسندیده ودر خور توجه است وخدمت به این گروه مورد رضای خدا وبهترین مصداق معروف است .
در اجرای این حکم محکم پسندیده طبق آیات ۱۴و۱۵ سوره ی بلد که فرمود: او اطعام فی یوم مشغبه یتیما ذامقربه
یتیمان خویشاوندان به اطعام واکرام مقدم ترند پس یتیم نوازی ارزش است اما یتیمی که فامیل باشد اولویت بیشتری دارد .
البته این صفت سفارش شده یعنی دستگیری ودلجویی از ایتام اجرایش از عهده ی هرکس برنیاید زیرا بخشش مالی که در حد اعلای دوست داشتن است وشدیدا نیاز به آن احساس می شود انفاق کردنش در آخرین مرتبه رضایتمندی خداوند جز از مخاطبان آیه ی هل اتی برنیاید آنجا که فرموده است :
ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا /۸سوره الدهر ( غذای خود را با اینکه به آن علاقه و نیاز دارند به مسکین و یتیم واسیر می دهند).
شان نزول این آیه را ابن عباس (ره) چنین گزارش کرده است :
حسن وحسین علیهما السلام بیمار شدند پیامبر(ص) با جمعی از یاران به عیادتشان آمدند به علی(ع) گفتند: ای اباالحسن خوب بود برای شفای فرزندان خود نذری می کردی علی(ع) ، فاطمه(س) وفضه کنیز خانواده با هم نذر کردند که اگر حسنین شفا یابند سه روز روزه بگیرند چیزی نگذشت که هردو شفا یافتند . با وجود دست خالی بودن علی(ع) سه من جو قرض کرد وفاطمه(س) یک سوم آنرا آرد کرد ونان پخت . هنگام افطار سائلی بر در خانه آمد وگفت: مستمندی از مستمندان مسلمین هستم غذایی به من بدهید خداوند به شما از غذای بهشتی بدهد همگی مسکین را برخود مقدم داشتند وآن شب همگی جز آب ننوشیدند .
روز دوم موقع افطار وقتی غذا آماده کردنده بودند یتیمی بر درخانه آمد وآنروز نیز ایثار کردند وغذای خود را به او دادند و باز با آب افطار وروز بعد را روزه گرفتند.
در سومین روز اسیری بهنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد باز سهم غذای خود را به او دادند هنگام صبح علی (ع) دست حسنین را گرفته بود وخدمت پیامبر(ص) آمدند هنگامی که پیامبر(ص) آنها را دید دانست ازشدت گرسنگی می لرزند فرمود : این حالیکه در شما می بینم برای من بسیار گران است . سپس برخاست وبا آنها راه افتاد هنگامیکه وارد خانه ی فاطمه(س) شد اورا در محراب ایستاده یافت در حالیکه از شدت گرسنگی شکم او به پشت چسبیده وچشمانش به گودی نشسته پیامبر(ص) ناراحت شد .
درهمین هنگام جبرئیل نازل شد وگفت : ای محمد(ص) این طعام را بگیر خداوند به چنین خاندانی به تو تهنیت می گوید سپس سوره ی هل اتی را بر او خواند . آیات پر رمز وراز سوره ی دهر که به سوره ی اهلبیت معروف است در این فضای پر معنویت نازل شد آیاتی که لفط به لفظش بیانگر ظرفیت بالای انسان کامل درآن نمودار است.
سوره ای که در فرازهای آخرینش سخن از مشیت الهی در حین مختار بودن انسان به میان آمده تا تسلایی باسد بر تسلیم شدگان واقعی مشیت الهی وگردن گزاران به رضای رب الارباب در کشاکش دهر آنانکه صبورانه وابثارگرانه برای حفظ مصلحت امت وبقای دین به مشقت فراهم آمده ی الهی با نظاره ی افق بی انتهای مشیتش مصلحت امت را بر مصالح خویش ترجیح دادند آنهم درحالیکه استخوان در گلو وتیر در حدقه چشمانشان می درخشید …..
هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم
گر مانده ام خموش ، خدا داند ودلم …..
ادریس ابن محمد شافعی یکی از ائمه ی چهارگانه اهل سنت در نظمی معروف شان نزول این سوره ی غرا را زیبا به رشته ی تحریر در آورده آنجا که گفته است :
تا کی تا کی وتا چه زمانی ؟
مرا در محبت این جوانمرد سرزنش می کنید !!
مگر فاطمه به غیر او تزویج شد؟
ومگر هل اتی در باره ی غیر او نازل شده است ؟
اللهم اجعلنا من المتمسکین بولایه علی ابن ابیطالب (ع)
شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -





مطلب عمیقی بود استفاده شد
احسنت جناب بخشدار این کارا هم بلدی؟ تواین کاراهم مثل سیاست واردی آفرین
مقاله ی قابلی است از نگارنده تشکر دارم نگاه نو یا پارادایم جدیدی در شاکله ی آن دیده می شود ادامه داشته باشد ان شائ الله
سلام مقاله ی طولانی بود زیادطول کشید ولی خوندن داشت انگار سریال بود باآقای کرمی آشنا هستم فردبا سوادی است سیاستش معرکه است
یتیمی درد بی درمان یتیمی
یتیمی خاری دوران یتیمی
اینرا ممبریها در مصیبتهای اهلبیت می خوانند
به مرد یتیم نوازی که در زمان بخشداری اش پدرانه هوای یتیمهای بخش گله داررا بخوبی داشت سلام ومقاله اش را خواندم وپسندم آمد
مقاله آنقد زیبا بوده که مدیران سایت لامرد نوشت که بیشتر مطالب سیاسی می نگارد آنرا در سایتش زده و مورد اقبال مخاطبانش هم قرار گرفته مهرستان جان تشکر از انتخابتان