مُهرستان» فال نو|سید مجتبی علویان
به جرات میتوان گفت مدرکگرایی یکی از مهم ترین موانع قرار گرفته بر سر راه پیشرف و رشد اقتصادی کشور است در این گفتار سعی شده علاوه بر ریشه یابی و معرفی این معضل راهکارهایی عملی در خصوص مقابله که توسط خانوادهها قابل اجرا باشد ارایه شود.اما قبل از شروع بحث، خوب است به سوالات زیر عمیقا" بیاندیشید:
– چرا دوست دارید خود و یا فرزندتان مدرک فوق لیسانس یا دکترا داشته باشد؟
– فکر میکنید در یک جامعه ی پیشرفته، چند درصد از افراد باید دارای تحصیلات عالی باشند؟
– اگر جایگاه اجتماعی داشتن مدرک در جامعه یا فامیل را در نظر نگیرید به چه دلیل دیگری دوست دارید فرزندتان به دانشگاه برود؟
– آیا مدرک داشتن را همان سواد داشتن میدانید؟
– از بین یک فرد موفق و کاردان و یک فرد با مدرک دانشگاهی ولی بیکار کدام را ترجیح میدهید؟
چنانچه هنوز به بحث علاقهمند نشدهاید به سوال زیر پاسخ دهید:
-چرا دامنه ی شغلی اکثر جوانان فالی در شرکتها از حراست و یا مشاغل خدماتی (آبدارچی و یا کمپاس) فراتر نمیرود؟
حال اگر به دنبال پاسخی صحیح برای سوالات بالا و بسیاری مسایل دیگر هستید این نوشتار را مطالعه بفرمایید.
هر چند دانشگاه در ایران قدمتی بیش از هزار و پانصد سال دارد ولی در عصر جدید اولین دانشگاه رسمی کشور در سال ۱۳۰۳ یعنی حدود ۹۰ سال قبل تاسیس شد. اما مسیر تکامل آن چنان به غلط پیموده شده که امروزه کمتر کسی میتواند به دفاع از نقش اساسی دانشگاه در پیشرفت کشور بپردازد. این در حالی است که در کشورهای صنعتی و توسعه یافته، داننشگاه به عنوان بزرگترین محرک، حامی و مولد صنعت، تجارت ودر حالت کلی پیشرفت کشور محسوب میشود.
در تعریف مدرکگرایی میتوان اینگونه گفت: تمایل شدید فردی یا اجتماعی به داشتن مدرک دانشگاهی، بدون توجه به استعداد، علایق و نیز نیاز های خود و جامعه.
عوامل بوجود آورنده و یا تشدید کننده مدرک گرایی در جامعهی ما را میتوان در موارد زیر جستوجو کرد:
– کمبود شغل
– پذیرش بالای دانشگاهها بدون توجه به نیاز بازار کار و تولید
– تاکید و اصرار خانواده(این امر خصوصا" برای پز دادن در فامیل بسیار شایع است)
– جایگاه اجتماعی
– تبدیل به عرف و رقابت (وقتی همهی دوستان مدرک میگیرند چر من نگیرم؟ (
مشکلات یک جامعهی مدرکگرا به شرح زیر است
افزایش بیکاری: از دلایل آن میتوان به بالا رفتن توقع شغلی و حقوقی، وجود نیروی کار بیش از حد نیاز و نیز عدم تناسب آموزش با نیاز بازار اشاره کرد.
ازدواج: متاسفانه کمتر دختری با مدرک فوق لیسانس و بالاتر حاضر به ازدواج با پسری است که به رغم کاری و متعهد بودن، مدرک تحصیلی زیر لیسانس دارد و البته عکس این مورد هم صادق است و از طرفی نیز خود پسرها کمتر به چنین ازدواجی تن میدهند. این در حالیست که در جوامع مدرن این مساله کمترین اهمیتی ندارد و شان مشاغل به مراتب از تحیلات بالاتر است.
سرخوردگی: این معضل در مورد پسران که بار مسولیت اقتصادی بیشتری را بر دوش دارند بسیار شایعتر است چرا که پس از سالها تحصیل و سختی کشیدن حال از لحاظ شغلی پایینتر از کسانی قرار میگیرند که درس را قبل از کنکور رها کرده و به بازار کار رفته و موفق شدهاند.
به هدر رفتن نیرو و استعداد: این امر خصوصا در مواردی که فرد به رشتهای غیر از رشتهی مورد علاقه خود میگرود بسیار مخرب است. در فضایی که اخذ مدرک ملاک است چه تفاوتی است بین دکترای فیزیک، ادبیات و یا ریاضی؟ و چه اهمیتی دارد که شما به کدام یک علاقهمندید؟ مهم داشتن مدرک است نه سواد! که این موضوع باعث میشود افراد به محض قبولی در هر رشتهای بدون کوچکترین توجهی، استعداد و علایق خود را وانهند که شرح مضرات آن مثنوی هفتاد من، کاغذیست که از مجال بحث خارج است.
افت تولید و کاهش سرعت رشد و پیشرفت کشور: اگر تمامی عوامل یاد شده و صدها عامل ناگفته را کنار هم بگذاریم به هیچ توضیح اضافهای در این خصوص احتیاج نیست.
راهکار: حال که با مضررات سوق یک جامعه به سمت مدرک محوری آشنا شدید باید دید بهترین راه برون رفت از این مشکل کدام است.
اولین، مهمترین و موثرترین عامل، تفکر باز والدین و خود محصلین است است. اندیشیدن به اینکه آیا فرزندتان در رشتهی پیش رو استعداد دارد و آیا به آن علاقهمند است؟ بهجای تحریک به قبولی وی را به دنبال کردن علایقش تشویق کنید! اگر سیستم آموزشی کار استعداد شناسی را بدرستی انجام نمیدهد خودتان این کار را انجام دهید! سعی کنید فرزندتان حتما در کنار تحصیل به گذراندن دوره های آموزشی مرتبط با آیندهی شغلی و یا حداقل یک رشتهی فنی مناسب را بیاموزد!
اگر به انگشتان یک دست خود نگاه کنید خواهید دید که تفاوت بین شکل آنها سبب این همه کارایی شده و چنانچه تمامی انگشتها یک شکل و یک اندازه بودند دست به درستی کار نمیکرد حال-جامعه نیز اینچنین است. جامعهای را در نظر بگیرید که همه در آن مهندس، وکیل و یا معلم باشند آیا چنین جامعهای قدمی در راه پیشرفت خواهد پیمود؟
حقیقت این است که همه الزاما نباید به دانشگاه بروند چرا که سواد را در هر جایی میتوان جست و باور کنید که در جامعه ای فردا شان یک کشاورز موفق از یک تحصیل کرده ناموفق بالاتر است.
شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -





احسنت مجتبی
خیلی خوب و مفید