بسم الله الملک
غلام کرمی اردی » کارشناس ارشد علوم قرآن وحدیث
ژئوپلیتیک مقاومت (GEOPOLITICs OF RESISTANCE ) یا ژئوپلتیک ضد سلطه
مهرستان: برابرنظر اندیشمندان مطرح دانشهای سیاسی اجتماعی پس از پایان جنگ سرد ومشخصاً فروپاشی نظام سوسیالیستی اتحاد جماهیرشوروی سابق مفهوم ژئوپلیتیک نیز همچون بسیاری ازمفاهیم جامعه شناختی دچارتغییر شد و شاخصهای فرهنگی نقش محوری وپررنگ تری در سیاست قدرت ایفا نمود وبرغم ربایش بسیاری از جایگاهها توسط تکنولوژی ،جایگاه فرهنگ برپاماند وفرهنگ داران حتی عرصه ها ی سیاسی را نیزیکی پس از دیگری به اختیارگرفته مدیریت قابل می نمایند دراین دوران جنبش های مقاومت خودنمایی کردند ونیروهای ضد ساختاری عمدتاً زیر زمینی و در زاغه ها ی مخوف درقالب نیروهای آزادیبخش دارای فرهنگ وآهنگ در جای جای جهان ستم کشیده وپایمال استضفاف پدیدار شدند وبا اقبال آحاد ملتها مواجه گردیدند.
البته پیش از آن انقلاب اسلامی ایران که مهمترین سازه ی شناختی – اخلاقی پارادایم مقاومت و بی بدیل ترین خیزش قرن بود اتفاق افتاده وتمام قد با بهره مندی از یک نظام معنایی وپشتوانه ژرف اعتقادی فرماسیون نظام سلطه ی جهانی را با بانگ رسا به چالش کشاند ، الهام بخش جنبش های به استضعاف کشیده شده گردیده بود وبارقه ی امید را در آنها زنده وزنگ خطر جدی برای نظام مغرورسلطه به صدا در آورده بود وبعنوان مدرنترین ، فراگیرترین و اولین قیام بزرگ علیه نظام های زمینی با بهره مندی از ایدئولوژی یک انقلاب معنایی واندیشه گیِ بیشتر فرهنگی با اتصال خود به ریشه های اصیل دینی به عنوان یک بدیل سیاسی جلوه کرده بود و با دال متعالی اسلام ناب وغنای معنایی ومحتوایی آن، تمام زوایای زندگی انسان را در برگرفته وسیاست را هنرمندانه و شجاعانه همنشین دیانت کرده بود وبه هردوی آنها رویکردعرفانی داده بود وهمین باعث اقبال مستضعفان به اسلام وایران ومذهب شده واز همین نقطه نهضتهای آزادیبخشِ در پرده ودفائن العقولِ دیگررا جرأت بروز وظهور داده بود.
و این ویژگی بارزترین شاخص نظام اسلامی نوظهوردرقرن بیستم گردید وانقلاب اسلامی ایران با پشتوانه همین توده ها درجهان جایگاه ویژه ای یافت وآنگاه این مولود نو پدید با استعانت از جامعیت اسلام و مدد منطق مذهب فلسفه مدار تشیع، نظام سیاسی جدیدی بنا کرد که آن نظام درقالب تعارض و درچارچوب گفتمانی ظهور کرد که انتظاری جز بروز رفتارهای استراتژیک الهام بخش از اونمی رفت
اما مقاومت نظام ژئوپلتیک سلطه (DOMINANCE-GEOPOLITICS) در برابر تحولات با به حاشیه راندن تئوریسینهای طرفدارژئوپلتیک جدید (NEO-GEOPOLITICS ) واستمداد از ظرفیتهای همه جانبه پراکنده وریشه دار خود در اقصی نقاط عالم و دال های شناور یا همان قرائت های متأسفانه متنوع درجهان اسلام که عامل متنوع سازی رفتارها ی استراتژیک اند،اندک اندک خود رابازسازی و احیا نمود وبا زایش هم سنخان همان گفتمان تهدیدگرخود بویژه پس از بهارهای عربی زیرکانه فرصتهای به زحمت فراهم آمده را فعلاً به تهدیدهای جدی علیه گفتمانهای ژئوپلتیک جدید وژئوپلیتیک مقاومت با سازوکارهای قدرتهای رسمی وبه خدمت درآوردن ظرفیتهای همه جانبه ی منطقه ای – طبیعی – سیاسی وکمتر اجتماعی مزدوران فراماسونرخود بدل کرد .
غافل ازاینکه دیگردرعصربیداری ملتها و انفجار اطلاعات وسرشاری امواج ، قدرت را با یک پارادایم خاص از سلطه نمی شود تعریف کرد ونیز بهیچ وجه نمی توان از سازو کاری که جنبه ی پنهانی مفروضات جفرافیایی ونیروهای اجتماعی تعیین کننده خارج از حیطه ی دولت را که تا به امروز نقش آنها در بازیهای ژئوپلیتیک به حساب آورده نشده اند در محاسبات نادیده شان گرفت.
این ظرفیت ،همان ژئوپلتیک ضد سلطه ای است که از آن در این گفتاربه ژئوپلتیک مقاومت (GEOPOLITICS OF RESISTANCE) تعبیرشده است وآن دارای ابعاد گوناگونی است ومقاومت (RESISTANCE)عنوانی است که به این بخش ازدانش ژئوپلتیکی اطلاق می شود.
میزان انطباق این نگرش ژئوپلتیکی در مناطق جغرافیایی بسته به بافتهای متفاوت انسانی ، شرائط اقلیمی ، میزان آزادیهای سیاسی ومدنی ، سابقه ی استعماری واهمیت منطقه ودخالت قدرتها درآن مناطق متفاوت است .
بعنوان مثال منطقه ی ژئوپلیتیک خاورمیانه عموماً وکشورهای حوزه ی خلیج فارس خصوصاً در آغاز هزاره ی سوم میلادی جایگاه ویژه ای در ژئواستراتژی و ژئوپلیتیک قدرتهای بزرگ جهانی به خود اختصاص داده اند این موقعیت ودلدادگی اغلب به دلیل وجود سه عامل مهم از قبیل ۱- ذخائر قابل توجه انرژی ۲- موقعیت جغرافیایی و ۳- این حقیقت که این منطقه نقطه حساسی از سیستم جهانی در آینده است می باشد .
از همین رو کشورهای واقع درحاشیه خلیج فارس به شدت مورد توجه وعلاقه ی دولتها وکشورهای منطقه ای وفرا منطقه ای بویژه بازیگران بزرگ جهانی اند واین وضعیت ، خلیج فارس رابه مثابه ی یک منطقه ی فراتر از ژئوپلیتیک با حساسیت خاص درکانون توجهات سیاست نظام سلطه ی جهانی قرار داده زیرا حقایق جغرافیایی همیشه از جمله عواملی بوده که همواره مورد توجه دست اندرکاران سیاست خارجی کشورها قرار داشته ومورد توجه باقی خواهد ماند .
به همین خاطر دراین منطقه ازدیر باز شاهد تقویت بیش از پیش حضوربرخی بازیگران، حتی با حرکت درراستای به خدمت گرفتن واقعیتهای منطقه ای درجهت نیل به اهداف ونیات ایدئولوژیک خودبوده وهستند .
آنچه این موضوع را پر اهمیت تر جلوه داده همان وجود ذخائر عظیم انرژی درمنطقه و موقعیت حساس آن در تقابل با منافع استراتژیک قدرت هائی همچون آمریکا ، اروپا، روسیه، چین ، هند، جمهوری اسلامی ایران، ورژیم اشغالگراسرائیل می باشد لذا این قدرتها کشورهای منطقه را در دو سوی پازل جنگ علیه تروریسم و یا همراهی با مقاومت ضد نظام سلطه قرار داده وبواقع همه ی این حساسیتها از جمله مواردی است که بیان کننده ی نقش واهمیت عامل ژئوپلیتیک در این بخش از عالم است.
از این روژئوپلیتیک سلطه با تمام توان وبرخی اوقات با پولتیک های سیاسی نامتقارن وغیر متعارف وزد وبندهای تعجب آور در تلاش است تا به هرقیمت ، حتی انگهای غیرواقع همچون تروریست ، بنیادگرا ، افراطی و…. ژئوپلیتیک ضد خود یا ژئوپلیتیک مقاومت را اجازه ی بروز وظهور ندهند وبا ابزارهای فراوان درانحصارخویش واهرم های فشار جهانی چون حقوق بشر سازمان ملل ،شورای امنیت ، آژانس بین المللی
انرژی اتمی ،بانک جهانی ، تحریمهای یک جانبه ، سلطه ی رسانه ای و….. مهار کند هر جا که شیرازه نیزاز دستشان دررفته وژئوپلیتیک مقاومت برغم تمام مساعی توفیق یافته با برافراشتن عروسک خیمه شب بازی دموکراسی وبه صحنه آوردن تیرهای ذخیره درترکش خود راه را برمجاهدان تنوع طلب بسته وآنها را در کوتاه مدت زمین گیر نموده اند.که نمونه هایش کم نیستند از آن جمله مصر، بحرین ،لیبی، تونس و…. اما مکرآنها در برابر مکرمردانیکه الهام بخش شان خدا است طرفی نبسته وبارها شاهد فتح وظفرپیش درآمد وعده ی طلوع صبح قریب وتفوق ونصرت نهائی الهیِ نزدیک بوده ایم وظهوررویکرد مقابلِ نظام سلطه (ژئوپلینتیک سلطه) در شرف تحقق است وآن رویکرد چیزی جزنگرش از پائین به بالا در حل معادلات جهانی ومنطقه ای یعنی نقطه ی مقابلش که نگرش از بالا به پائین است نیست ، نگرشی که رهیافتش درحل معادلات ومخاصمات جهانی ومنطقه ای تنها وتنها از رهگذر صندوقهای آراء وگسترش مشارکت واقعی به معنای دموکراتیزه شدن واقعی وراستین نه صوری واسمی که البته قابلیت تحقق نیز دارد دست یافتنی است وبه نظر می رسد نظام سلطه راه دیگری برایش در این زور آزمائی نابرابر نمانده و تمام این تلاشها عِرض خود است وزحمت انسانهای اندیشمند با مقداری که پاسداشت حرمتشان حداقل لقلقه زبان همه ی بدخواهانش می باشد. یاد آوری این نکته درپایان ضروری است که این گزارش دارای ماهیتی بالقوه است نه بالفعل .
بنابراین رشد عرصه های مختلف اجتماعی وتربیت نیروهای مدنی وتسریع در مکانیسم فرایند سیاسی –اجتماعی- فرهنگی- واقتصادی جوامع هدف می تواند راه را برای تأسیس نهادهای ضروری واسط دولت – ملت هموارسازد تابا ایجاد یک جامعه ی مدنی فعال وکارآمد تحصیل خصم نیز حاصل آید .
العزه لله ولرسوله وللمومنین
غلام کرمی اردی کارشناس ارشد علوم تحقیقات تهران 2/5/93
شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -





اینگونه مقالاتی که باربالای سیاسی دارن توسایتهای لامرد درج نمیشه چرا؟؟؟؟؟ سایتای لامردی یابگیرن !!!!!
لامرد مقاوم همین مقاله در سایت لامرد نوشت زده شده ببین
مهری جان توسایت لامردنوشت دیدم بود آدرس داده بود سایت شفاف تهران آنجا هم رفتم دیدم زده
مقاله قابل خوندن بود تشکر از نگارنده
لامردی عزیز این آقا مهری شش دانگ است روزای بخشدارمابود یادش بخیر مهری ها رو تو گله دارروآورد خیلی مردمی بود فالیا باش بدبودن چون نگذاشت فال جزء شهرداری گله داربشه حالا خودفالیا هم از این کارش راضی اند ودعایش میکنند چون اگه شده بود امروز فال شانس بخش شدن نداشت این یعنی آینده نگری یک مرد سیاسی بهرحال گفتی تهران است هرکجا هست خدایا تونگهدارش باش
با اینکه سطح مقاله بالا وخیلی تخصصی است من چون به آقای کرمی علاقمند ام چندباراین مقاله راخوانده ام بازهم دوست دارم بخوانم