چند روز قبل با یکی از دوستان رد صلاحیت شده شورای شهر گفتگو میکردم در حالی که ایشان از رد صلاحیتش به یک اتهام واهی واثبات نشده به شدت ناراحت ونگران بود و دنیای سیاست را دنیای کثیفی می دانست .واز لزوم کناره گیری از ان میگفت،ایشان از زبان یکی از متولیان رد صلاحیتش عنوان میکرد که با پوزخندی به ایشان گفته است ،بروید مثل اقای فلانی در عسلویه وشهرستانهای مجاور پیمانکاری بگیرید وبه کار اقتصادی بپردازید و سیاست را رها کنید وان رابه اهلش بسپارید.با خود اندیشیدم اولا ،عضویت شورا بیشتر یک کار اجتماعی است تا سیاسی .ثانیا چرا خودش سیاست را رها نمی کند تا به کار اقتصادی بپردازد.وهمین مکالمه سبب شد شب تا صبح به این موضوع بیاندیشم.ویادداشت حاضر که حاصل ان مکالمه است را بنویسم.
اگر چه خیلی ها معتقدند:سیاستمداران سراسر جهان رابه زشتی کشاندند،خوشا مردمی که سیاستمداری ندارند.اما اکثر علما بر این باورند که موضوع دانش سیاست،قدرت است .بنابراین هیچ کس نمی تواند از مسایل سیاسی بر کنار باشد.هیات حاکمه قدرت را برای کسب یا حفظ امتیازات اقتصادی و توان بهره وری بیشتر از منابع موجود و در یک کلام ،داشتن بیشتر وحفظ ان در دست دارد. وگروههای سیاسی خارج از حاکمیت هم برای همین منظور در پی کسب قدرتند .مفهوم این سخن ان است که از قدرت برای تسلط بر نحوه توزیع امتیازات و منابع اقتصادی بهره گرفته میشود .بنابراین سیاست دانشی است که بر بخش توزیع اقتصادی نظارت دارد وطرق تسلط بر این حوزه را مطالعه میکند.همانگونه که وقتی دانش فیزیک هسته اتم را شکافت با این هدف نبود که بمب اتم ساخته شود و هیروشیما را نابود کند و هنگامی که هواپیما ساخته شد هدف ان نبود که بمب پرتاب کند بر همین اساس دانش سیاست هم میتواند انگونه به کار رود که امتیازات و منافع اقتصادی را بر مبنای حق افراد(جایگاه و لیاقت هر فرد)توزیع کندکه در این صورت از دانش سیاست استفاده اخلاقی و بشری شده است و نیز میتواند اینگونه مورد استفاده قرار گیرد که امتیازات و منافع اقتصادی را در دست یک طبقه خاص و به زیان سایر طبقات گرد اورد، که این نوع استفاده ، استفاده غیر اخلاقی و ضد بشری از این دانش است و امکان استفاده غیر اخلاقی و ضد بشری نمی تواند دلیلی برای کنار گذاشتن ان باشد.بنابراین اینکه می بایست از سیاست کناره گرفت،یا اینکه میگویند،جای مردان سیاست بنشانیم درخت ،تا هوا تازه شود، تنها سخنی احساسی است که هیچ مبنای علمی و اندیشه ای ندارد.وحتی مخالف نظر فقها وعلمایی است که بارها گفته اند سیاست ما عین دیانت ما،ودیانت ما عین سیاست ماست.چرا که اگر ما به دلیل کشتن اهوان زیبا چشم توسط گلوله های سربی تفنگ، خود را به شکستن تفنگهایمان قانع کنیم ،معلوم نیست دشمنان نیز همین کار را بکنند.انان با خیالی راحت تر از تفنگ خود علیه ما استفاده خواهند کرد.
شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -





ﻻاااااااااااااﻳﻚ اﻗﺎﻱ ﺟﻮﻛﺎﺭ
اﻳﻨﻜﻪ ﻣﻴﮕﻦ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺑﻲ ﭘﺪﺭ و ﻣﺎﺩﺭﻩ ﻭاﻗﻌﺎ ﺩﺭﺳﺘﻪ.ﺳﻴﺎﺳﺘﻤﺪاﺭاﻥ اﻳﻦ ﻣﻨﻂﻘﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﻋﺪاﻟﺖ ﺭا ﻓﺪاﻱ اﻧﺤﺼﺎﺭﻃﻠﺒﻲ ﻛﺮﺩﻩ اﻧﺪ, ﺣﻖ اﻟﻨﺎﺱ ﺑﺮ ﮔﺮﺩﻩ اﻛﺜﺮﺷﺎﻥ ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻧﻤﻴﻔﻬﻤﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﻳﺮ ﺷﺪﻩ…ﺣﻖ اﻟﻨﺎﺱ ﺟﺰاﻱ ﺳﻨﮕﻴﻨﻲ ﺩاﺭﺩ
حضرت علی (ع) میفرماید:بدبخت کسی است که دینش را به دنیایش بفروشد وبدبخت تر از او کسی است که دینش را به دنیای دیگران بفروشد.و… تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
این مورد در شهرهای دیگر هم مصداق داشته.جالب بود
یکی از کسانی که مسئول رد کردن این اقایان بود خودش به اتهام تبانی با تعاونی مرزی چندین پرونده در دادگاه دارد اطلا جای سوال است مگر مهر اینقدر بی صاحب شده است که افراد ..(حذف متن).. خودشان تعیین تکلیف میکنند که چی کسی خوب یا بد است