رای مردم ایران به آقای دکتر حسن روحانی، پیامهای بسیاری داشت که با اطمینان میتوان وعده داد او با توجه به هوش و ذکاوتی که دارد، این پیام را درک کرده و در راستای آن حرکت کند.درباره دولت آقای روحانی یا دولتی که دیگر به نام دولت اعتدال شناخته میشود ذکر چند نکته لازم است. موضوع نخست، بحث شایسته سالاری است، البته در ایران همواره بحث شایستهسالاری وجود داشته اما باید شایستهسالاری به معنای واقعی آن تحقق پیدا کند. اولویت بعدی دولت آینده، قانونمندی و قانونمداری است. دولت آینده باید بستر قانونگرایی را فراهم کرده و از رفتارهای غیر قانونی جلوگیری کند. به عنوان نمونه اگر در یک سایت، مطلبی نوشته شد که به مذاق برخی خوش نیامد،برخورد غیرمنطقی صورت نگیرد. به عبارتی نباید به گونهای رفتار شود که با روحیه مردم سازگاری نداشته باشد. باید به نحوی رفتار کرد تا اگر گلایهای هم در ذهن جامعه باقی مانده، به تدریج پاک شود که این امر از طریق بازگشت به اعتدالگرایی و واقعگرایی که شعارهای اصلی رئیس جمهور بوده، محقق خواهد شد.
جامعه ایران ، جامعهای است که در حد وسط قرار دارد بدین معنا که افراط و تفریط را نمیپذیرد لذا باید همه با هم تلاش کنیم تا این بستر در کشور فراهم شود. ذکر این نکته هم لازم است که کشور دارای پتانسیلهای بالای فکری و کارشناسی است و فقط اطرافیان رئیسجمهور یا وزیران نیستند که میتوانند مسائل کشور را حل و فصل کنند. بهویژه در حال حاضر که مشکلات متعددی در کشور وجود دارد، همه باید خودر ا مسئول بدانند. اولین مشکل که جامعه با آن مواجه است، مشکل بیکاری است. بیکاری مشکل بزرگی است که باید برای حل آن چارهاندیشی شود. مشکل دیگر، تورم و گرانی است که باعث گلایههایی برای مردم شده است. چابک نبودن سیستم اداری کشور هم چندان خوشایند نیست؛ سیستم فعلی کشور فوقالعاده سنگین و غیر چابک است.
این خواستههای جامعه از رئیس جمهور یازدهم، خواستههای زیادی نیست و به صورت زنجیروار به هم متصل هستند. به عنوان مثال، مساله اشتغال اگر حل شود خواهید دید چه تاثیری در حوزههای دیگر میگذارد اشتغال پایدار، امنیت میآورد و تورم را کاهش میدهد که البته این مولفهها نیازمند شناخت کافی به حوزههای خدمات صنعت و کشاورزی است. مساله بعدی روابط خارجی است؛ امروز ایران در مسائل بینالملل مظلوم واقع شده است لذا باید در زمینه مناسبات جهانی با مدیریت فهیم و دردمندانه، سکان کشتی را در دست گرفت و مناسبات را مدیریت کرد. باید رفتار ایران، رفتار یک مصلح حقیقی باشد تا بتواند حقوق خود را با حکمت و از روشهای خردمندانه بگیرد.
کشور ایران نباید در مناسبات جهانی به صورت دشمن خود چنگ بیندازیم و متاسفانه بعضا مشاهده میشود به واسطه برخی تندرویها و رفتارهای غلط، زمینه رفتار ناصحیح در عرصه خارجی فراهم میشود. ملت ایران، مردمی متدین و صلحجو هستند که میخواهند زندگی کنند. همگان وظیفه هدایت دارند اما نباید اینگونه باشد که هر چه گفته میشود حق است و نباید به دیدگاههای دیگر توجه داشت. در مقابل، اصولگرایان هم اگر میخواهند حیات سیاسیشان باقی بماند بهتر است یک حزب تشکیل دهند؛ حزبی قدرتمند و فراگیر که در برابر رفتارهای دولت و مجلس پاسخگو باشد نه اینکه با انگ زدن به اسم انحرافی و تردید و از مسئولیتپذیری شانه خالی کنند. اصولگرایان باید آماده نقد شدن باشند و بدانند حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) هم نقدپذیر بودند. در پایان برای آقای دکتر روحانی آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم همه بتوانند از فضای آزاد سیاسی به وجود آمدهٰ به بهترین نحو استفاده کنند.




