
مسعود معصومی » فارغ التحصیل حقوق دانشگاه شیراز
دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق دانشگاه علوم قضایی تهران
مهرستان: انسان آزاد متولد شده است و آزادی جزیی از سرشت آدمی است و آزادی بیان، یکی از طرق آزادی است که می توان این حق را، از طریق مشارکت سیاسی شهروندان، از طریق اعمال این حق، به صورت مستقیم و غیر مستقیم در تعیین حق سرنوشت خود جستجو کرد. با توجه به اینکه، مبنای مردم سالاری، مشارکت مردم در امور کشور است و آن را از طریق تسامح و تساهل در امور، از طریق انواع آزادی هایی مانند آزادی و مصونیت مسکن، آزادی عقیده و آیین، آزادی آموزش و پرورش، آزادی اخبار و اطلاعات، آزادی کار، آزادی گردهمایی و … می توان از این دیدگاه دید. ابراز آزادی بیان با توجه به نوع حکومت، شدت و ضعف دارد که ابراز آزادی بیان در جوامع دمکراتیک و لیبرال باز است و این برای احترام به انسانیت و حقوق فردی است؛ و مردم در حدود قانون می توانند ابراز این آزادی کنند در صورتی که در جوامع بسته، این نوع آزادی، با محدودیت های زیادی روبروست؛ بر همین اساس در حکومت های قانونگرا _ حکومت هایی که قانون برای حمایت و تضمین حقوق شهروندان است _ این حق به صورت قانونی درآمده است و فضای باز آزادی بیان و عقیده وجود دارد در صورتی که در جوامع اقتدارگرا _ حکومت هایی که قانون برای حمایت و تضمین حقوق دولت است _ این آزادی محدود شده و در صورت ابراز آن از طرف شهروندان، با مجازات با آن ها برخورد می شود.
این آزادی از نوع آزادی فکر است که از مهم ترین و بحث برانگیزترین نوع آزادی فکر است؛ زیرا این آزادی از دیر باز در جوامع وجود داشته است که نمونه آن را در مورد گالیله، سقراط و حضرت عیسی مسیح می توان دید؛ آن هایی که در قرون وسطی به محکومیت گالیله حکم دادند صرفاً به خاطر آن نبود که وی به کرویت زمین و گردش آن به دور خورشید عقیده داشت، بلکه محکومیت وی از طرف دادگاه تفتیش عقاید برای آن بود که عقیده گالیله با تعالیم کلیسا مغایرت داشت، زیرا کلیسا تا آن زمان به مردم تعلیم می داد که زمین مرکز عالم است و تنها دین بر حق دین عیسی است و بی اهمیت شدن زمین به دستگاه کلیسا خلل وارد می آورد، و همینطور آن هایی که سقراط را به خاطر افکارش به نوشیدن جام شوکران محکوم کردند، عقاید او را مخالف نظم حاکم تشخیص می دادند و همینطور عیسی مسیح که به دار کشیده شد. (طباطبایی موتمنی، ۱۳۷۰، ص ۶۱)
با پدیدار شدن دولت های مدرن و حقوقی، توجه به آزادی بیان بیشتر شد تا اینکه در ماده ۱۱ اعلامیه حقوق بشر و شهروندان فرانسه در سال ۱۷۸۹ این حق قانونی شد در این ماده آمده است که: “مبادله آزاد عقاید و افکار یکی از پر بهاترین حقوق بشر است. از این رو هر شهروندی می تواند سخن بگوید، بنویسد و آن را آزادانه چاپ و نشر نماید، به شرط آنکه در موارد تعیین شده از طرف قانون پاسخگوی سوء استفاده از این حق باشد” و هم چنین در ماده ۱۸ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی آمده است که ” ۱ـ آزادی ابراز مذهب و معتقدات خود، خواه به طور فردی یا جمعی خواه به طور علنی یا در خفا در عبارات و اجرای آداب و اعمال و تعلیمات مذهبی می باشد.
۲ـ هیچ کس نباید مورد اکراهی واقع شود که به آزادی او در داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خویش لطمه وارد آورد.
۳ـ آزادی ابراز مذهب یا معتقدات را نمی توان تابع محدودیت هایی نمود مگر آنچه منحصراً به موجب قانون پیش بینی شده و برای حمایت از امنیت، نظم، سلامت یا اخلاق عمومی یا حقوق و آزادی های اساسی دیگران ضرورت داشته باشد.
۴_ کشورهای طرف این میثاق متعهد می شوند که آزادی والدین و بر حسب مورد سرپرستان قانونی کودکان را تأمین آموزش مذهبی و اخلاقی کودکان مطابق معتقدات خودشان محترم بشمارند.
و همچنین در اصل ۱۴ از اعلامیه حقوق ۱۹۴۶ فرانسه آمده است: “هر کسی آزاد است سخن بگوید، بنویسد، چاپ کند و انتشار دهد و هرگونه افکاری را تا آنجا که از این حق سوء استفاده نشود و مثلاً به آزادی های تضمین شده در این اعلامیه یا حسن شهرت دیگران لطمه وارد نیاید، خواه از راه مطبوعات و خواه از راه مطبوعات و خواه از طرق دیگر بیان نماید یا نشر دهد و مدافعه قرار دهد”
در اسلام نیز، به مساله ی آزادی بیان پرداخته و تاکید ویژه ای به آن داشته است و آیات بیشماری از قرآن کریم به این موضوع پرداخته است. از جمله این آیات، می توان به آیه ۵۵ سوره ذاریات ذکر کرد: «یا اهل الکتاب لم تلبسون الحق بالباطل و تکتمون الحق و انتم تعلمون» ای اهل کتاب، چرا حق را به باطل می پوشانید و حق را کتمان می کنید در حالی که شما می دانید.” و هم چنین در آیه های ۱۷ و ۱۸ زمر آمده است که: «فبشر عباد الّذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه اولئک الذی هدیهم اللّه و اولئک هو اولواالالباب» بشارت ده به آنان که سخن را می شنوند و از بهترین آن پیروی می نمایند، اینان، کسانی هستند که خداوند هدایتشان فرموده و اینان همان خردمندانند.”
در کشور ما در اصل بیست و سه قانون اساسی به طور مصرح تفتیش عقاید را مطلقاً ممنوع دانسته است و در این اصل آمده که: ” تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.” اعتقادات جزئی از سرشت آدمی است که از درون انسان سرچشمه می گیرد و ابراز آن در صورت مغایرت با نظم عمومی، اخلاق حسنه و هم چنین مغایرت با دین اسلام، نظم اجتماعی جامعه را به هم میریزد؛ و در صورت ابراز این عقاید، باید با این ملاک ها هم پیوند باشد تا خللی در نظم اجتماعی جامعه به وجود نیاورد و داشتن عقیده نباید مورد مواخذه و تعرض قرار گیرد؛ و هم چنین در اصل بیست و چهارم قانون اساسی بیان می کند: “نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می کند.” قانوگذار ما، شرط آزادی بیان و عقیده در نشریات و مطبوعات را در صورتی که مخل مبانی اسلام یا حقوق عمومی نباشد ذکر کرده است که در این راستا، با توجه به اینکه، بنای دین کشور بر اسلام می باشد و عقاید مخالف با دین را نمی پذیرد بنا را بر آن داشته که آزادی بیان و عقیده در راستای دین اسلام باشد و هم چنین حقوق عمومی، که نشأت گرفته از حقوق شهروندان است و مغایرت این افکار با آزادی هایی که مخالف اخلاق حسنه و نظم عمومی است را نمی پذیرد. و هم چنین در اصل یکصد و هفتاد و پنجم قانون اساسی بیان شده که: ” در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تأمین گردد.” با توجه به این اصول می توان گفت که در قانونگذاری ما به این آزادی توجه ویژه داشته و در راستای این حق، محدودیت هایی برای آن قائل شده است.
از نکات مثبت قانون اساسی کشور ما، شناخت حقوق مذاهب دیگر در حدود قانون اساسی است که در مورد آزادی بیان در اصول ۱۲، ۱۳ و ۱۴ ذکر شده اما با محدودیت هایی روبروست. با وجود اصل ۱۲ الی ۱۴ قانون اساسی که موید اصل آزادی عقیده برای اقلیت هاست پاره ای از قواعد مدنی نظیر (ارث نبردن کافر از مسلمان) و کیفری را می توان نوعی تبعیض در بهره مندی از حقوق بشر بواسطه داشتن عقاید متفاوت تلقی نمود. (هاشمی، ۱۳۹۱، ص۳۳۷)
بنابراین، آزادی بیان یعنی افشای اندیشه، عقیده، افکار و سلیقه و این گونه آزادی، حقوقی به فرد اعطا می کند تا به وسیله سخن یا مطبوعات و کتب و آثار، کنفرانس، پژوهش و تحقیق، اندیشه و عقاید خود را برای همه مردم بازگوید. (قاضی شریعت پناهی، ۱۳۹۰، ص ۱۴۹)
۱۱۱ـ طباطبایی موتمنی، منوچهر، آزادی های عمومی و حقوق بشر، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۰، ص ۶۱
۲ـ قاضی شریعت پناهی، ابوالفضل، بایسته های حقوق اساسی، چاپ میزان، چاپ چهل و دوم، ۱۳۹۰، ص ۱۴۹
۳ـ هاشمی، محمد، حقوق بشر و آزادی های اساسی، نشر میزان، چاپ دوم، ۱۳۹۱، ص۳۳۷
شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -





سلام
با تشکر از متن درخور و شایسته شما. ولی به نظر مرسه که آزادی بیان، با توجه به نظام فکری،عقیده ای و ارزشی حاکم بر دنیا با محدودیت هایی مواجهه بشه. هر اندیشه ای به صورت مطلق نمیتونه از آزادی سوء استفاده کنه
سلام
خسته نباشید،مقاله ی خوبی ارئه دادید.
امیدوارم درآینده نزیک ،آزادی شاه کلیدتمام رفتارها وعقاید مردم ما هم باشد.