
? مُهرستان | سید جواد موسوی » برجام و فرجام آن پس از تمدید دوباره تحریم های داماتو، امروز نقل محافل خبری و سیاسی است و هرکس به گونهای با این موضوع برخورد می کند. اما نکته بسیار مشخص و روشن و غیر قابل انکار خوشحالی بی حد و حصر منتقدان داخلی برجام است که از طریق رسانه های حقیقی و مجازی وتریبونهای دراختیارشان در حال فوران است. براستی آدم می مانند که اگر تحریم ها بد است و اگر منتقدان خیر خواه کشور و ملت اند، چرا این گونه از تمدید آن شادمان شده اند؟! این پارادوکس چگونه قابل توجیه است؟!
?باید پرسید شما که امروز بر طبل بدفرجامی برجام می کوبید، گزینه ی خودتان چیست؟ چه جایگزینی داشتید و دارید؟ چرا در طول هشت سال مذاکرات با مدیریت شما هیچ دستاوردی جز افزایش تعداد قطعنامه ها و تحریم ها برای کشور نداشت؟ اصلا امکان ادامه آن روش وجود داشت و آیا اگر برجام نبود وضعیت چگونه بود؟ امروز اگر برهم بخورد نتیجه چه خواهد شد؟ اصلا اگر برجام نبود و همین داماتو دوباره تمدید می شد ما چه می توانستیم بکنیم؟ این ها بخشی از سوالاتی است که باید مخالفان برجام به آن پاسخ دهند؛ اما می بینیم که بدون پاسخ گویی به حتی یکی از این موارد فقط بر نفی برجام اصرار می ورزند.
همانگونه که مقام معظم رهبری نیز فرمودند؛ اولین کار برجام جمع کردن و بستن مسأله کشدار مذاکره بود که بیش از یک دهه ادامه داشت. مضافاً که برجام ثمراتی هم داشته که یکی از آنها بازیابی توان تولید و صادرات نفت تا مرز قبل از تحریم هاست، دستاورد بزرگی که غیر قابل انکار است و این وقتی قابل ارزش گذاری است که بدانیم در صورت ادامه روند و نبود برجام، ما امروز حتی اجازه صادرات یک بشکه نفت هم نداشتیم.
مسأله دیگر توجه جهانی به تمدید این تحریم هاست، اهل رسانه خوب این موضوع را می فهمند که اگر امروز تمدید این قانون در آمریکا اینگونه در سطح جهان مورد توجه رسانه ها قرار گرفته خود از اثرات برجام است، چرا که اگر نبود به راحتی و بدون واکنش، همانند گذشته تمدید می شد، اما امروز توافق و سندی بین المللی در دست ماست که بگفته منتقدان داخلی برای ما خسارت محض است و برای آمریکا منفعت! پس عقل حکم می کند که آمریکا برای حفظ منفعتش هم که شده سعی در حفظ این توافق کند.
?از طرفی بازیگران بین المللی دیگری نیز وجود دارند که در این موضوع صاحب منافع اند و قطعاً برای حفظ آن تلاش خواهند کرد. بازیگران مهمی که از رهگذر این توافق برای اخذ قراردادهای اقتصادی با ایران و استفاده اقتصادی از این فضا خیز برداشته و برنامه ریزی کرده اند و امروز با ما دارای منافع مشترک محسوب می شوند.
ازهمه مهم تر مساله ایست که منتقدان در همین مدت بعد از تمدید برآن انگشت نهاده اند؛ اینکه براساس برجام این قانون در سال ۲۰۲۳باید کاملاً لغو شود وامروز با این تمدید تا ۲۰۲۶ تا چندسال پس از برجام هم داماتو پابرجاست، اعتراف به این موضوع که قرار بوده این قانون هشت سال دیگر ملغی شود یعنی اینکه اساساً از ابتدا هم قرار بر لغو این قانون در امسال نبوده وهمانگونه که در یک سال گذشته عمل شده بندهای مشترک این قانون با برجام توسط مقامات اجرایی دولت آمریکا متوقف شده است. تحریمهایی که در پایان سال هشتم وهم زمان با تصویب پروتکل الحاقی توسط ایران لغو می شوند ولی تا آن زمان علیرغم وجود داشتن اجرا نمی شوند!
?پس می بینیم که عملاً تغییری در روند اجرای برجام رخ نخواهد داد و این قانون صرفاً به عنوان اهرمی در اختیار دولت آمریکاست تا اگر ایران اقدام به نقض برجام نمود برای اعمال تحریم نیاز به تصویب قانون نداشته باشد که از این جهت لزوم هوشمندی کامل دستگاه دیپلماسی ما را می طلبد.
اما اینکه چرا یکدست مسئولان ما تصویب آن را نقض برجام می دانستند، به نظر می رسد بیشتر جهت بسیج افکار سیاست مداران و امضاء کنندگان برجام بر علیه آمریکا و اعمال فشار به قصد تاثیر گذاری بر تصمیمات مقامات آمریکایی بوده و این موضوع کماکان به مسئولان سیاست خارجی ما این امکان را داده تا غیرقابل اعتماد بودن آمریکا را به متحدانش گوشزد کنند و حسن نیت ایران را بیشتر به رخ بکشند و در ادامه راه فاصله متحدان آمریکا را با آمریکا زیادتر کنند.
این به خوبی قابل دسترس است و اگر هوشیار باشیم فقط کافیست بیاد بیاوریم که شرکت توتال فرانسه در دولت اصلاحات وعلی رغم وجود و اجرای همین قانون داماتو در عسلویه ، چهار میلیارد دلار سرمایه گذاری کرد و ایضاً هیوندای کره، وانی ایتالیا؛ پس هرچه ما چهره منطقی تری از خود در عرصه بین المللی ارائه دهیم غیر منطقی بودن آمریکا را نمایان تر کرده ایم واین چالش می تواند به فرصتی فراروی دستگاه دیپلماسی ما تبدیل شود، فرصت و ابزاری که قطعاً تا قبل از برجام در دست نداشتیم.




