شما اینجا هستید

آخرین اخبار » طرح الحاق لارستان بزرگ به هرمزگان

ندای هرمزگان

صحبت نو: روزنامه «ندای هرمزگان» در صفحه «تاریخ» یکشنبه، ۲۶ آبان مقاله ای به قلم جعفر محمدی را درج کرده که در آن بر پایه دلایل تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی، زبانی و… پیشنهاد الحاق لارستان بزرگ به هرمزگان اشاره شده است. نویسنده همچنین در این مقاله از برخی تحرکات لامرد طی دهه های گذشته تاکنون پرده برداشته است. در موخره مقاله نیز به محاسن طرح الحاق لارستان به هرمزگان و انتفاع مردم هرمزگان و لارستان بزرگ اشاره شده است. متن کامل این مقاله که با تیتر « توسعه هرمزگان مستلزم نگاه تاریخی به موضوع تقسیمات کشوری» است را در ادامه بخوانید: 

 – 

*توسعه هرمزگان مستلزم نگاه تاریخی به موضوع تقسیمات کشوری بازخوانی سوابق تقسیمات کشوری نشان می دهد که در سال ۱۳۴۲، مناطق بندر لنگه، بستک و پارسیان، از لارستان فارس جدا شده و به استان هرمزگان پیوسته است. اینک در ۵۰ سالگی این تغییرات، استان فارس و مشخصاً شهرستان لامرد، مدعی بازگشت بخشی از منطقۀ مذکور به فارس است. بی شک، دانستن علل چنین خواسته ای، می تواند ما را در اتخاذ رویکرد مناسب یاری دهد. نگاهی به نقشه تقسیمات استانها نشان می دهد که فارس، تنها ۷ کیلومتر با دریا فاصله دارد! چرائی این مسئله را بایستی در شرایط سال ۱۳۴۲ و پس از آن جستجو نمود. 
 
در آن دوره، بحرین بعنوان منطقه ای خودمختار و متعلق به خاک ایران (و تحت تسلط انگلیسیها) محسوب می شد. تا پیش از آن، این جزیره، از جمله مناطق سنتی تحت حوزۀ نفوذ جنوب فارس به مرکزیت لارستان بود و لذا، از آنجا که قرارداد ایران و انگلیس، روزهای آخرش را سپری می کرد، شاید احتمال آن می رفت که بواسطۀ چنین رابطه ای، در زمان استقلال بحرین، بخشهائی از ایران نیز، بدان ضمیمه شود. شایان ذکر است که در آن سالها، لامرد یکی از روستاهای منطقۀ لارستان محسوب می شد و در حوالی لبۀ مرزی ایران با دریا، هیچ نقطۀ جمعیتی بزرگ و مهمی برای کنترل و مرکزیت و ادعای ایران بر قیمومیتش وجود نداشت.
 
 همچنین، تلاشهای تجزیه طلبانه در استانهای مرزی کشور، که گهگاه با همکاری شوروی و در جهت تقویت احزاب کمونیست و کاهش نفوذ آمریکا در منطقه (بدلیل رابطۀ عمیق ایران و آمریکا در آن دوره) ، می توانست زمینه را در مناطق دیگر نیز ایجاد نماید. بالتبع از جمله راههای مقابله با این اتفاق، کاهش تعداد استانهای مرزی بوده است. نگاهی به نقشۀ زیر، این ادعا را اثبات می کند که این جدائی به سببی جز مسائل استراتژیک و امنیت ملی نبوده است؛ چرا که باریکه ای از کنگان و جم و عسلویه و پارسیان، همگی دارای عرضی کم و مانعی برای اتصال فارس به دریا می باشند. (به موقعیت بحرین نیز توجه نمائید). 
 
پس در واقع می توان ادعا نمود که این واقعه، نه تنها اشتباه نبوده، بلکه سبب حفظ و حراست از خاک کشور نیز شده است (هر چند که جدا شدن بحرین لکۀ ننگی برای خاندان پهلوی محسوب می شود) اما امروز… چرا بازگشت مناطقی به فارس و اتصال آن به دریا اینقدر مورد اصرار است؟ آیا ما همگی در یک تمامیت ملی و ارضی قرار نداریم؟
 
 آیا لزوماً بایستی فارس به دریا متصل باشد تا توسعه یابد؟ آیا رسیدگی به روستاهای فاقد آب لوله کشی در بخش علامرودشت شهرستان لامرد که در فاصله ای اندک (قریب ۳۰ کیلومتر) از شهر لامرد، قرار دارند و علی رغم حاصلخیزی خاک کشاورزی، چنین محرومیتی را متحمل می شوند برای توسعه این منطقه اولویت ندارد؟ آیا شایسته تر نیست که استان فارس بجای توجه به توسعۀ خاک خود، به فکر محرومیت زدائی از مناطق وضع موجودش باشد؟ آیا هم اینک، بخش عمده ای از لامردیها و فارسیهای این منطقه، به سبب محرومیت و نبود شغل مناسب، در عسلویه و پارسیان و کنگان و … مشغول کار و حتی سکونت نیستند؟ (کما اینکه بنا بر ادعاها، طومار رضایت مردم پارسیان برای الحاق به فارس، که توسط لامردیها تهیه شده، متعلق به لامردیهای ساکن پارسیان است؛ البته در خصوص صحت و سقم آن اطلاعی در دست نیست) 
 
جالب اینجاست که اساساً نمایندگان فارس، اقبال چندانی به این طرح نشان نمی دهند و تنها از سوی دو نفر بصورت جدی در حال پیگیری است: موسوی (نماینده لامرد و مهر در مجلس شورای اسلامی) و قادری (نماینده لامردی الاصل شیراز در مجلس شورای اسلامی). داستان وقتی جالبتر می شود که وضعیت کنونی فارس را بررسی کنیم. استان فارس با وسعتی معادل ۱۲۲۶۰۸ کیلومتر مربع، پس از استانهای مستعد تقسیم سیستان و بلوچستان و کرمان، و استانهای تازه تأثیر یافته از تقسیمات کشوری یزد و خراسان رضوی، پنجمین استان بزرگ کشور است. با این تفاوت که این استان با جمعیتی بالغ بر ۴۵۹۶۶۵۸ نفر، چهارمین استان پر جمعیت کشور بوده و از این حیث، بسیار بالاتر از کرمان و سیستان و بلوچستان قرار دارد.
 
 از سویی، استان فارس قریب ۲۹ شهرستان را در خود جای داده است (که در این باب، استان کرمان ۲۲ شهرستان بیشتر ندارد و اغلب استانهای کشور، کمتر از ۱۰ شهرستان دارند. از دیگر سوی، فاصلۀ زمینی خارج از حد طبیعی میان مناطق جنوبی فارس با شیراز، برای دستیابی به خدمات، مزید بر علت شده است تا استان فارس مستعدترین استان قابل تقسیم کشور، از نگاه کارشناسان باشد و بی شک، جنوب فارس امکان بیشتری برای تفکیک شدن از فارس را دارد. حال، با این اوصاف، آیا پیوستن یک منطقۀ دیگر به فارس و افزایش وسعت آن، زمینه را برای تقسیم، فراهم تر نمی نماید؟! و در این میان، مواهب اینهمه تلاش، پس از تجزیه و تقسیم، نصیب استان تازه تأسیس و بالتبع، مرکز آن نخواهد شد؟! و در حال حاضر، لامرد از جمله مدعیان این مرکزیت است.
 
 از اینجاست که بهتر می توانیم علت عدم تمایل دیگر نمایندگان فارس به انجام این مسئله را درک کنیم. ظاهراً شیرازیها از این مسائل غافلند و به نظر می رسد که تمامی این تصمیمات، در اتاق فکر و دفتر لامردیها در تهران اتخاذ می شود! در واقع لامرد از فضای بوجود آمده در اواخر دورۀ دولت دهم، در جهت دریافت مصوبه ای در راستای تقویت موقعیتش بهره برد. (حال آنکه تا امروز بدلیل محرومیت، لامرد و مهر، از خدمات استانهای بوشهر و هرمزگان بهره می بردند و پیوستن یک منطقۀ جدید، با چنین سختیها و بار روانی و اجتماعی در منطقه، سبب خواهد شد که فارس، ناخواسته مجبور به توجه و سرمایه گذاری بیشتر در این منطقه شود و بالتبع، لامرد از این محل بیشترین بهره را خواهد برد)
 
 شایان ذکر است که لامرد با جمعیت ۲۵۱۳۱ نفر، بیستمین شهر استان فارس به لحاظ جمعیت است و تنها، از محل روابط و نفوذ شخصیتهایش، مدعی چنین جایگاهی است. (در حال حاضر وزرای اطلاعات و استاندار فارس، از اهالی این منطقه اند و اولین سفرهای خود را به زادگاهشان تخصیص داده اند) اکتشافات نفت و گاز در مناطق جنوبی فارس نیز، برای تقویت این مدعا مزید بر علت شد؛ هر چند که منطقۀ لامرد، در اولویت سوم پس از مهر و خنج، به لحاظ تعداد چاههای نفتی منطقه قرار دارد، اما این شهر، بیشترین ادعا را در اکتساب موقعیت مرکزیت دارد. این منطقه در واقع بعنوان پشتیبان منطقۀ عسلویه محسوب می شود.
 
 پیشتر، تمامی تلاشها بر این امر متمرکز بود که محدودۀ عسلویه به فارس ملحق گردد (عسلویه دقیقاً نقطۀ مشابه کوشکنار در استان بوشهر است) اما به دو دلیل این خواسته محقق نشد: یکی آنکه استان بوشهر از کوچکترین استانهای کشور به لحاظ وسعت است و همچنین اگر بخواهیم استان بوشهر را با سه چیز معرفی کنیم نیروگاه اتمی، خارک و عسلویه می باشد و لذا نقش هویتی برای استان دارد(تلاش برای بومی شناختن لامردیها در پالایشگاهها و تأسیسات نفتی عسلویه توسط وزیر نفت پیشین، که ایشان نیز لامردی الاصل بوده اند، از دلایل این مدعاست تا بر نفوذ در این مناطق بیفزایند). دوم آنکه پس از جدا شدن شهرستان مهر از لامرد، عسلویه در مجاورت مهر قرار می گرفت و روابط مهر و لامرد، چندان حسنه نیست و بهره ای برای لامرد حاصل نمی شد.(نگاهی به تقابلهای اخیر، در مقالات نگاشته شده در سایتهای جنوب فارس نیز نشان می دهد که برای قیمومیت این منطقه توسط لامرد یا مهر نیز، درگیریهای لفظی فراوانی وجود داشته است! و در این راه، لامردیها از هیچ تلاشی برای مال خود کردن این اراضی فروگذار نکرده اند)
 
 در واقع سابقۀ این خواستۀ فارس برای اتصال به دریا نیز، به لامردیها باز می گردد و همین امر، مسائل را روشنتر می سازد و از طرفی، نشان می دهد که پیوستن فارس به دریا، نقطۀ آخر خواسته های لامردیها نخواهد بود و در واقع، به سبب عدم توان الحاق عسلویه به لامرد، ابتدا کار را از کوشکنار آغاز کرده اند و بی شک، در آینده تمایلات واقعی و درخواستهای بیشتر برای الحاق دیگر مناطق نیز، در دستور کار قرار خواهد گرفت و باید منتظر واگذاریهای آتی، از هرمزگان و بوشهر به فارس نیز بود؛ تا زمانی که استان جدیدی از فارس جدا شود! در واقع فارسیها نیز، بازی خورده اند!. سه پیشنهاد: ۱- برای اینکه این عدم صداقت مسئولان لامردی روشن شود کافی ست توجه کنیم که لامردیها برای شهرستان مهر که مدعی است نقطه مورد ادعا برای الحاق به فارس در حوزه ی استحفاظی آنهاست هیچ حقی قائل نیستند
 
. در روزهای اخیر رئیس شورای اسلامی شهر مهر در مصاحبه ای با پایگاه خبری این شهرستان( مهرستان) از این انحصار طلبی مسئولان لامرد پرده برداشته است. آیا لامردیها حاضرند برای الحاق این مناطق به مهر تلاش کنند؟ ۲- باید دید که فارس در تحقق رؤیای پیوستن به دریا تا چه حد مصرّ است؟! وسعت فارس اجازۀ پیوستن بخشی از آن، به استان کوچکی همچون بوشهر را می دهد! نگاهی به نقشه های جغرافیائی تقسیمات کشوری نشان می دهد که در زمان جدائی فارس از دریا، امکان الحاق مناطق بیشتری به بوشهر و هرمزگان وجود داشت.
 
 در تعیین خطوط مرزی استانها و شهرستانها، معمولاً سعی می شود که از عوارض شاخص طبیعی استفاده شود. رشته کوههای زاگرس، به موازات خلیج فارس ادامه یافته اند و بدین سبب، تفکیک کاملاً روشنی به لحاظ توپوگرافی و مورفولوژی و جغرافیای منطقه ای (و بالتبع، آداب و رسوم و فرهنگ) و همچنین، دسترسیها و راههای ارتباطی ایجاد نموده اند. این تصاویر نشان می دهد که بلندترین و شاخصترین ارتفاعات منطقۀ جنوب فارس که می توانست خط مرزی با دیگر استانها را تعریف نماید، کوههای علامرودشت است. این کوههای بلند و بهم پیوسته، که موازی با خلیج فارسند، بخشهائی از فارس را در یک طرف خود دارند (منطقۀ علامرودشت که نزدیکتر به فارس است) و بخشهائی را در طرف دیگر (لامرد و مهر و توابعشان). بدین سبب، و با نگاهی به تصاویر ماهواره ای، می توان ادعا نمود که در ازای پیوستن فارس به دریا و به سبب شرایط اقلیمی و جغرافیائی و فرهنگی مشابه و نزدیکی بیشتر به بوشهر (تا شیراز) برای تأمین خدمات، فارس می تواند از الحاق شهرستان مهر (و حتی بخشهائی از شهرستان لامرد) به استان بوشهر حمایت نماید و در این مسیر، برنامه ریزیهای بهتری بر روی منابع نفت و گاز کشور، با تقویت استان بوشهر، انجام خواهد شد!
 
 این ایده، پیشتر و در زمان تقسیم استان خراسان به سه استان جدید، با پیوستن طبس به استان یزد تجربه شده است. بی شک با این مدعا و پیگیری چنین ایدۀ واجد دلایل علمی، برای اصلاح تقسیمات کشوری، دو اتفاق رقم خواهد خورد: یکی آنکه محتمل است شیرازیها از طرح الحاق بخشهائی از هرمزگان به فارس دست بکشد و بیش از این، تسلیم مطامع سایرین نشود (و در این راه، بوشهری ها بصورت جدی با هرمزگانیها همراهی خواهند کرد) و دوم آنکه در صورت انجام هر دو تغییر در تقسیمات کشوری، احتمال تعدّی مجدد به خاک هرمزگان، به سبب تضعیف مواضع و خواست لامردیها در مرکزیت یک استان جدید، به شدت کاهش خواهد یافت. در حال حاضر لارستان در استان فارس به شدت مورد بغض مسئولان لامردی حاضر در بدنه مدیریتی کشور و استان فارس است.
 
 لاری ها معتقدند که در مدیریت استان فارس اراده ای برای عقب نگه داشتن لارستان و ضربه زدن به این منطقه تاریخی که از دیرباز ایالتی مستقل محسوب می شده وجود دارد. این درحالی است که بزرگ ترین سرمایه های بانگی استان فارس در بانک های لارستان وجود دارد و این منطقه تاریخی قطب تجارت جنوب فارس است. 
 
از سوی دیگر لارستانی ها روابط حسنه خود را با شهرستان های تاریخی خود که امروزه جزو استان هرمزگان محسوب می شوند حفظ کرده اند و با این مناطق به دلیل هم زبانی و هم فرهنگی و نیز منافع مشترک قرابت بیشتر ی احساس می کنند. این احساس دو جانبه است و روابط تجاری و فرهنگی بستکی ها و پارسیانی ها و لنگه ای ها با لارستان بیش از مناطق هرمزگان است. در این شرایط که لارستان با زیر ساخت های تجاری قوی و نیز توسعه اداری قابل توجه( در لارستان دو اداره کل راه و شهرسازی و فرودگاه بین المللی وجود دارد) مورد بی مهری مرکز استان فارس است و با هرمزگانی ها روابط بهتری دارد آیا منطقی نیست که لارستان به استان هرمزگان ملحق شود؟ این موضوع می تواند برای استان هرمزگان و لارستان سود دو جانبه داشته باشد. 
 
با توجه به مطالب فوق و اینکه مجموعه هرمزگان و لارستان بزرگ دارای قرابت قومی و جغرافیایی و زبان و سنتهای دیرین مشترک هستند، این عوامل موجب ارتباط همیشگی مردم هرمزگان با لارستان بوده و علی رغم تقسیمات سیاسی کشوری دهه چهل کماکان این ارتباط استمرار داشته است. از طرف دیگر در طول تاریخ در محدوده هرمزگان و لارستان بزرگ قومیت واحدی زندگی کرده اند که همواره مرزداران سرزمین عزیز ایران و پاسداران بحق فرهنگ و تمدن این سرزمین و حافظان خلیج همیشه فارس بوده اند. 
 
مجموع مطالب بالا خواننده صاحب نظر را به این نتیجه خواهد رساند که الحاق لارستان بزرگ به هرمزگان و نتیجه حاصل از آن می تواند به عنوان راهکاری در خور بررسی و تعمق برای محرومیت زدایی از این منطقه جنوب کشور در راستای آرمان های انقلاب اسلامی که گسترش عدالت در کل سرزمین ایران است مورد توجه قرار گیرد. الحاق لارستان بزرگ به هرمزگان، راهکارها و نتیجه ها مقدمتا باید گفت این پیشنهاد در صورتی می تواند شکل عملیاتی به خود بگیرد که منافع دو منطقه لارستان بزرگ و هرمزگان در آن تامین شود و هر دو منطقه از این رویداد بهره مند و منتفع شوند.
 
 اهم منافع مترتب بر الحاق لارستان به هرمزگان به شرح زیر است: ۱- الحاق لارستان بزرگ( لارستان خنج و گراش) به هرمزگان حدود ۳۰ هزار کیلومتر مربع به وسعت استان هرمزگان خواهد افزود و رتبه هرمزگان به لحاظ وسعت در میان ۳۱ استان کشور دو پله صعود می کند.
 
۲- با الحاق لارستان بزرگ به استان هرمزگانحدود ۳۰۰ هزار نفر به جمعیت هرمزگان اضافه می شود و جمعیت این استان به ۲ میلیون نفر می رسد که این امر خود رتبه هرمزگان را در میان استان های کشور ۴ پله صعود می کند.
 
۳- با الحاق لارستان به هرمزگان این استان دارای ۱۵ فرمانداری و یک فرمانداری ویژه می شود (لارستان هم اکنون دارای فرمانداری ویژه است)
 
 ۴- با توجه به اینکه یک چهارم کل سپرده های استان فارس در بانک ها و مراکز مالی لارستان بزرگ قرار دارد با الحاق لارستان بزرگ به هرمزگان رتبه اعتبار مالی و اقتصادی هرمزگان تا ۴۰ در صد افزایش می یابد.
 
۵- با الحاق لارستان بزرگ به هرمزگان قریب ۱۲۰ هزار تن گندم تولیدی لارستان، سه هزار تن خرما، ۳۰۰ هزار تن حبوبات جالیزی و میوه ای به محصولات تولیدی هرمزگان اضافه می شود و هرمزگان در خصوص تولید کشاورزی دارای نقش جدی می شود.
 
 ۶- با الحاق لارستان بزرگ به هرمزگان دو اداره کل مستقل با بودجه مستقل به هرمزگان اضافه می شود( اداره کل راه و شهرسازی و نیز اداره کل فرودگاه لارستان)
 
 ۷- پنج مرکز بهداشتی با بیمارستان های مجهز به کلیه امکانات به استان هرمزگان اضافه می گردد.
 
 ۸- با الحاق لارستان به هرمزگان ۴ واحد دانشگاه آزاد اسلامی، دو دانشکده علوم پزشکی، دو دانشکده پرستاری، یک دانشکده فنی، دو دانشگاه پیام نور و دو دانشگاه علمی- کاربردی به مجموعه دانشگاهی هرمزگان اضافه می شود.
 
 ۹- با توجه به توان مالی سرمایه داران لارستانی در داخل و خارج از کشور که هم اکنون در شیراز مبادرت به راه اندازی ۸۰ در صد از مراکز اقامتی، بیمارستان ها و… نموده اند.
 
 قطعا این نگاه جدید به بندرعباس به عنوان مرکز استان و کل مجموعه هرمزگان می تواند در توسعه اینگونه زیر ساخت های شهری موثر باشد. لازم به ذکر است که هم اکنون هتل پارس، هتل اطلس، هتل ارم، هتل بزرگ شیراز، هتل پاسارگاد، پارک هتل، هتل تالار و سایر مراکز اقامتی شیراز توسط لارستانی ها ساخته شده است. همچنین لارستانی ها در ساخت و توسعه اکثر بیمارستان های شیراز و ساخت مراکز مهم تجاری این شهر مشارکت نموده اند.
 
۱۰- هم اکنون تراکم پروانه های روزانه فرودگاه بین المللی لارستان و تنوع شرکت ها در این فرودگاه مثل آسمان، هما، ماهان و العربیه و نیز وجود مرز هوایی لارستان و نیز وجود قریب به ۱۸۰ هزار نفر لارستانی مقیم کشورهای همجوار می تواند در کنار سایر فرودگاه های هرمزگان نقش موثری در تجارت و توسعه اقتصادی استان هرمزگان ایفا نماید.
 
 مزیت های الحاق لارستان بزرگ به هرمزگان برای توسعه یافتن لارستان
 
 ۱- آرزوی ساکنان لارستان برای دسترسی به ساحل و آزادی عمل در تجارت از طریق بنادر سنتی و قدیم محدوده لارستان بزرگ عملی می گردد.
 
۲- با توجه به وجود فرمانداری ویژه در لارستان که به توسعه این منطقه کمک می کند، ادارات کلی که در دولت نهم و دهم برای لارستان مصوب شد اما مدیریت استان فارس آن را اجرایی نکرد سریعا به دو اداره کل لارستان اضافه می شود.
 
 ۳- با الحاق لارستان به هرمزگان بحث چندین ساله ی تاسیس بارانداز تجاری و بندر خشک در لارستان- با توجه به اقلیم و موقعیت لارستان) عملی می شود و برای اجرای این امر گمرک لارستان نیز اداره کل خواهد شد تا کالاهای حساس برای ترخیص به لارستان منتقل شود.
 
 ۴- تاسیس منطقه آزاد تجاری و منطقه ویژه اقتصادی که از چند سال پیش پیگیری شده تسریع می شود و با تاسیس این منطقه تجاری نقش هزار ساله ی لارستان در تجارت و اقتصاد احیا می شود.
 
۵- برای حمایت و پشتیبانی از بخش شمالی هرمزگان ریل گذاری خط آهن بندرعباس- لار- شیراز تسریع می شود و نیز خط آهن بندرعباس- لار- عسلویه در دستور کار جدی قرار می گیرد و حمل و نقل کالاهای گمرکی به بارانداز تجاری لار عملی می گردد. ۶- دو بانده شدن جاده لار- بندرعباس و لار- شیراز تسریع می شود ۷- با اهتمام جدی مسئولان هرمزگان بهره برداری و پالایش منابع عظیم نفت و گاز لارستان بزرگ تسریع می شود و احداث پالایشگاه و پتروشیمی لارستان عملیاتی می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  1. مجید

    حضرات شهرلامردبدون ترس ازمجازات هراقدامی را مزمزه می کنندکه درنوع خوددرکشورتک است مرحوم حجازی رادرشهرباگوجه زدندخانه نظام رااتش کشیدند الان هم میلشان به کشورگشائی کشیده است

  2. روزگار کهن

    http://www.entekhab.ir/fa/news/137697
    لطفا خبرشو بزنید

  3. اعتلای جنوب

    آره به خدا بهتره این لار از استان فارس جدا بشه، مردیم از دست این همه غرور و افاده هاشون، از بس خودخواه و منفعت طلب و انحصار طلب هستند،
    دیدین همیشه میگن فلان جا جز ما بوده بهمان بوده، یکی نیس بگه دلیل جدا شدنشون این مناطق از لار چیه، دلیلش فقط خودخواهی این قومه که بقیه مناطق و انسان ها رو فقط در حالت زیر دست میخوان ببینن، باور کنید همین خور که به لار چسبیده اگه بتونه اونا هم از خداشونه از این قوم جدا بشن، به خدا عجیب انسان های ناسیونالیستی هستند
    خدا کنه از فارس جدا بشن و این همه اعتراض و دغدغه های بی مورد از استان برداشته بشه

  4. blue sky

    همین دیگه کم داشتیم که شهرستان مهر بره زیر نظر استان بوشهر . شیراز کجا و بوشهر کجا !

  5. محمد

    باسلام متاسفانه این مقاله که به نظر بنده درجهت تشویش اذهان درج شده حاوی اشکالات واطلاعات نادرستی ایت ازجمله ۱- اینکه همه نمایندگان فارس موافق طرح هستند که غیر از این نشون داده شده ۲- درجه واهمیت گازی لامرد کدرجه سوم نشون داده شده درصورتی که بیش از ۷۰ درصد چاههای گاز بزرگترین حوضه گاز شیرین کشور در کوه تابناک واقع در لامرد وقسمتی هم درعلامردشت میباشد
    وسوم این که چنانچه به آدرس گذاشته شده توجه کنید محدوده رسمی وتایید شده الحاق نشون میده فقط قسمت کوچکی از شهرستان مهر جز این طرح است باتشکر.
    http://upload7.ir/viewer.php?file=51863113244302627791.jpg

  6. محمد

    سلام
    خدمت این دوست عزیز که با حوصله زیاد این مطالب رو نوشتن و سر خودشون رو درد اووردن بگم که
    اولا ما که ندیدیم سرمایه دارای قدیمی لار تو لار بمونن و سرمایه گذاری کنن هر کی تا دستش به دهنش رسید از لار فراری شد بر عکس مهر و لامرد که سرمایه داراش برای شهرشون و شهرستانشون همه کار میکنن
    دوما اماری که راجع به شهرستان لامرد دادین باید بگم که منبعشو عوض کنین چون جمعیت لامرد طبق گفته شما ۲۵ هزار نفر مربوط به سال ۸۲ بوده نه سال ۹۲ و اینم قابل ذکره که اگه به سایت امار سر بزنید رشد جمعیت لامرد و مهر به تناسب چند برابر لار بوده این در حالیه که خود مسئولین لاری هم از فرار جمعیت لاریها از شهرستانشون به مرکز استان خبر دادن و تا حالا هیچ راه کاری هم براش پیدا نکردن
    سوما این دوست عزیز که شهرستان لار رو لارستان بزرگ خطاب میکنن توجه داشته باشن که الان دیگه دوره حسن خان قاجار نیست که فقط لار باشه و بس . نه عزیزم اگه یه چند سال دیگه تحمل بفرمایید همین شهرستان مهر هم از همه نظر بزرگتر از لار میشه (شک نکنید ) اینو گفتم چون قراره اتفاقات بزرگی بیفته
    البته از اینکه این دوست لاری تمایل زیادی برای الحاق به هرمزگان داره شکی نداریم بالاخره لار باید جلوی رشد منفی جمعیت و اقتصادشو از همین الان بگیره
    شهرستان مهر هم در صورتی که این دوست عزیز گفتن که لامرد بخواد استان بشه مهر نزدیکترین شهرستان به استان میشه که مزایای زیادی هم براش داره ولی تا اونجایی که من اطلاع دارم همین که دکتر قادری گفتن منطقه ازاد لامرد و مهر به زودی مراحلشو طی میکنه نشون دهنده پیشرفت خوب این دو شهر جنوبی استانه که در اینده نه تنها به شهر و استان های دیگه نیازی نداره بلکه اونا یه جورایی باید از قابلیت مهر و لامرد استفاده کنن . این کار هم به دل لاری های عزیز نمیشینه
    و….
    دیگه خسته شدم بهتر دوست عزیزمون خیلی سر خودش و ما رو درد نیاره و به فکر این باشه که لارستان بزرگ به قول خودشون از این کوچیکتر نشه .

  7. مهر پايدار

    دوست عزیز(محمد)من نمیدونم شما چرا اسم مهر رو راحت همراه میکنید با لامرد , ما چه خیرى از لامرد دیدیم که الان ببینیم, فعلا از دست دکتر موسوى و قادرى کشیدیم و اسم مهر تا وقتى که منافع لامرد داخلش هست میبرن و وقتى به مقصود خودشون رسیدن مهر میشه اون موقع مهر میشه دشمن جونشون

  8. ﻛﺎﻇﻢ

    ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻤﻠﻜﺖ ﻣﺎ ﺭﻭاﺑﻄ ﺑﺮ ﺿﻮاﺑﻄ و ﻣﺼﻠﺤﺖ ﮔﺎﻫﻲ ﭼﻴﺮﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ! ﻣﻦ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﻴﺸﻮﻡ ﻣﺴﻮﻭﻟﻴﻦ ﻋﺎﺩﻝ اﻳﻦ ﻧﻆﺎﻡ ﻃﺒﻖ ﭼﻪ اﺻﻠﻲ ﻻﻣﺮﺩ ﺭا ﻛﻪ اﺯ ﻧﻆﺮ ﺭﺗﺒﻪ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺟﻬﺎﺕ ﺣﺘﻲ ﺟﺰﻭ ﺑﻴﺴﺖ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ ﻓﺎﺭﺱ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺮاﻱ اﻟﺤﺎﻕ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻣﻴﺪاﻧﻨﺪ. ﻭﻗﺘﻲ ﻻﺭﺳﺘﺎﻥ و ﺟﻬﺮﻡ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺩﻳﮕﺮ ﻻﻣﺮﺩ و ﻣﻬﺮ ﻫﻴﭻ ﺣﺮﻓﻲ ﺑﺮاﻱ ﮔﻔﺘﻦ ﻧﺪاﺭﻥ

  9. عباسی ازلامرد

    ساسیون لاری ومهری بدنبال خراب کردن این طرح هستن وبعیده به اهداف خود دست یابند.مصوبات دولت های قبل وجدید به مصوبه شورای امنیت ملی نظرمساعت وبر اجرای ان تاکید دارند.به هر دری بزنید لامرد شهرستان ساحلی استان فارس شده وبرگشت پذیر نیست مقدمات کار توسط مسولین مربوطه کشوری .استانی وشهرستانی فراهم شده واخیرا درنقشه تقسیمات کشوری هم لحاظ شده بهتره به مصوبات شورای امنیت ملی و دولتهای قبلی وفعلی احترام گذاشته شود.

  10. محمدرضا. م

    بی شک نزدیک شدن لامرد به مهر تا زمانی است که منافع لامرد تامین شود و به محض مخدوش شدن آن حتما از مهر هم می گذرند.

  11. هادی

    لار کوچک هم اگر میخواد به دریا متصل بشه یا استان بشه میتونه تلاش کنه ولی قطعن لامرد با لار ابشون به یک جوب نمیره ولامرد هنوز دوران فلاکت بالار بودن را فراموش نکرده . درثانی لار با کدام شهرستان میخواد داستان بشه .گراش بیخ گوشش شد شهرستا ن خورهم اگر مجالی داشت از زیر یوغ لار فرار میکرد . خنج وبیرم پیش کش لار پس بهتره به لار اکتفا کنید ولارستان بزرگ برای لار خیلی جالب نیست لار ک بای این وضع موجود بهتر بهش میاد

  12. اکبر رضایی

    بزرگش ندانند اهل خرد که نام بزرگان به زتی برد انروز که لامرد محروم بود کجا بر خوردار بود ما احالی جنوب همه کنار هم و برادریم

  13. اکبر رضایی

    لارستان و لامرد برادرند باید با سیاست از دولت امکانات گرفت درود بر استان لارستان من به عنوان لامردی منصف می گم باید کاری کنیم حق مهر حفظ بشه و مهر هم راضی باشه

  14. محمد علی

    باسلام اگه به نقشه لار کنونی نگاه کنید دیگه لارستان برگ نمیشه خطاب کرد و مساله دیگه این که در پیامهایی که دوستان مهری میدن ذهنها به طرف تفرقه ودشمنی بین دوشهرستان ونا امیدی از آینده و… میبره دوستان لطف کنید مثل یادمه کارتونی داشتیم به نام گالیور یکی توش بود همیشه میگفت (من میدونستم ما موفق نمیشیم ) نباشید ومثبت به همه مسایل بنگرید اینروفقط بخاطر این میگم که ذهن انسان اگر از منفیها پر بشه خواه ناخواه توزندگی شخصی انسان تاثیر منفی خواهد داشت پس بهتره تومسایلی که شاید گاها به ما ربطی هم نداشته باشه وارد نشیم وکاررو به همون سیاسیون واهلش بسپاریم.

  15. حمید

    سلام چرا باید تنگ نظر باشیم اگر لار استان بشه اولا فاصله تا مرکز استان خیلی کم میشه در ثانی ما همه گرمسیری هستیم درد همدیگه را بهتر میدونیم و بعدش بهترین و با اهمیت ترین شهرهای استان لارستان مهر و لامرده چون نفت دارن ولی فارس نمیزاره چون با توضیحات فوق اهمیت لار برای قارس مخصوصا سرمایه لارستانیها در شیراز خیلی اهمیت داره

  16. حمیدی زاده

    لظفا امار جمعیت لامرد در مقاله هم غلطه اصلاح کنید جمعیت کل لامرد ۸۳۹۶۱ نفر و جمعیت شهر لامرد مرکز شهرستان لامرد ۲۵۱۳۱ نفره در سایت فرمانداری لامرد هم هست

  17. مهری اصیل

    سلام,ماخیری از لامردی هاندیدیم این یک ذره ارادت لامردی ها به ما هم حکایت این ضرب المثل (غلامت
    شوم تادختر به خانه برم)

  18. مهدی

    سلام لار.لامرد.مهر.گراش. همه برادرید وجنوبی از شیرازی بترسید

  19. مرشد

    طرح استان شدن لارستان تو مجلس تصویب شده به نام استان فارس جنوبی با مرکزیت لار ،، اگر هم طرح اجرایی نشد به خاطر اماده نبودن زیرساخت مثل راه و راه اهن و دیگر چیزا بوده نه مخالفت شیراز و لامرد بندر عباس

  20. دلسوز

    دوستانی که به عبارت لارستان بزرگ گیر دادن و و مسخره میکنن اطلاع داشته باشن که اولین بار رهبر معظم امام خامنه ای این کلمه رو به کار برد. پس لطفا خاموش
    ثانیا ممگه شما میتونید واقعیت های تاریخی و نقشه های قدیمی و اسناد رو از بین ببرید!!؟؟؟
    ثالثا هیچ بحثی در مورد استانی به مرکزیت لار وجود نداره.

  21. علی

    اونایی که لازستان بزرگ رو زیر سوال میبرن دارن تاریخ خودشون ومنطقه رو زیر سوال میبرن شبیه اونایی می مونن که خلیج فارس رو زیر سوال بردن و میبرن

  22. اکبر

    سلام چرا نامی از بیرم نیما د که اکثر روستاهایی که زیر نظر بیرم بود بجخشیدند به لامرد شدن شهرستان و متاسفانه بیرم کهن به همین دلیل از بخشهای جنوب فارس عقب مانده است چرا

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری مهرستان | اخبار شهرستان های مهر و لامرد در جنوب استان فارس