سیدکاظم موسوی » کارشناس ارشد روابط بین الملل
– همزمان با انتخاب دکتر حسن روحانی به عنوان یازدهمین رئیس جمهور ایران، موجی از گمانهزنیهای همراه با خوشبینی در خصوص بهبود روابط ایران و آمریکا در میان برخی نخبگان سیاسی و فضای رسانهای شکل گرفت. این گمانهزنیها با سخنرانی متفاوت دکتر روحانی در اجلاس سالانه مجمع عمومی، دیدار دوجانبه وزیر خارجه ایران با همتای آمریکاییاش، گفتگوی تلفنی روسای جمهور دوکشور و توافقات اخیر هستهای شکل جدیتری به خود گرفته است. در این نوشتار برآنیم تا به بخشی از موانع دولت باراک اوباما در مذاکرات پیشروی با کشوری که بزرگترین چالش خاورمیانهای آمریکا خوانده میشود، بپردازیم.
عملکرد و سوگیری سیاست خارجی کشورها به عنوان نافذترین کنشگران عرصه سیاست بینالملل را میتوان بازتابی از وضعیت داخلی و فضای بینالمللی دانست که این بیانگر به همپیوستگی عناصر اجتماعی، کیفیت دولتها و ساختار نظام جهانی است. بر این اساس موانع دولت اوباما در پیشبرد مذاکرات را بر پایه سطوح تحلیل خرد(متغیرهای اجتماعی داخلی) و کلان( سطح منطقه ای و بین المللی) مورد ارزیابی قرار میدهیم.
الف )سطح خرد:
عناصر حیات دهنده سیاست خارجی آمریکا از تنوع و پیچیدگی خاص برخوردار است به نحوی که متغیرهای متعدد و متنوع اجتماعی از قبیل گروههای ذینفوذ Interest group) ( ، کارتل های اقتصادی، مجتمع های صنعتی-نظامی، نهادهای حقوق بشری و اجتماعی، موسسات مطالعاتی، رسانه های جمعی، نمایندگان کنگره و…… همگی در فرایند تصمیم سازی (decision making ) در عرصه سیاست خارجی دخیل هستند. برای نمونه موارد زیر اهمیت بسزایی در فرایند تصمیم سازی سیاست خارجی آمریکا دارند:
– لابی اسراییل(The Israel Lobby ): هسته اصلی لابی اسرائیل را سازمانهایی چون کمیته روابط عمومی آمریکایی اسرائیل (آیپک)، کمیته یهودیان آمریکا و انجمن روسای سازمانهای یهودی آمریکا شکل میدهند. لازم به ذکر است این سازمانها تحت کنترل نیروهای تندرویی میباشند که عمدتاً با اهداف توسعه طلبانه حزب لیکود اسرائیل همسو هستند و در تضاد با مفاد قرارداد صلح اسلو عمل میکنند.
– مجتمع های صنعتی نظامی صنعتی( Military-Industrial Complex): مجتمع های صنعتی نظامی به طور مشخص پس از اوج گیری جنگ سرد( از ۱۹۵۶ به بعد) نفوذ و تاثیرگذاری خود در سوگیری سیاست خارجی ایالات متحده را به نمایش گذاشتند. در واقع MIC یک ائتلاف نهادینه میان پیمانکاران دفاعی(صنعت)، نظامیان(پنتاگون) و حکومت(کنگره -قوه مجریه) به شمار میرود که به عنوان کارتلی بر ضد منافع عمومی و صرفا با انگیزه سوددهی فعالیت میکند. در چنین سیستمی از یک سو نظامیان برای فراهم کردن احتیاجات نظامی ودفاعی خود به صنعت وابسته هستند و از سوی دیگر صنعت دفاعی نیز برای استمرار درآمد خود به حکومت وابسته است؛ به دیگر سخن منافع این گروهها ایجاب میکند که سطح تنش در نقاط مختلف دنیا در حد قابل کنترلی همیشه وجود داشته باشد. پروژه ایران هراسی ( Iranophobia) و فروش گسترده تسلیحات نظامی آمریکا به کشورهای حاشیه خلیج فارس و عربستان سعودی در همین چارچوب قابل تحلیل است.
– رسانه های جمعی: از یکسو دولتمردان آمریکایی در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی همواره با مشکل اقناع افکار عمومی در داخل کشور مواجه هستند و از سوی دیگر، رسانه های جمعی این کشور با ترسیم فضای داخلی و بیرونی تاثیر غیرقابل انکاری بر جهت دهی افکار عمومی دارند؛ پرواضح است که همراه ساختن رسانههای جمعی که از تکثر و رویکردهای متفاوتی برخوردارند چندان آسان نخواهد بود.
– موسسات مطالعاتی و تحقیقاتی: این موسسات در واقع نمود آشکار همکاری متقابل نخبگان فکری و ابزاری در فرایند تصمیم سازی در جامعه آمریکاست. موسساتی همچون امریکن اینترپرایز انستیتو، انستیتو بروکینگ، مرکز سیاست امنیتی، انستیتو تحقیقات سیاست خارجی، بنیاد هریتیج، انستیتو هادسن و… از طریق تحلیل و تبیین تحولات بین الملل و ارائه مشاوره تخصصی به نخبگان ابزاری، تصمیم سازی در عرصه سیاست داخلی و خارجی را تحت تاثیر قرار میدهند. موسسات مذکور به شدت متاثر دیدگاه واقعگرایانه( Realism) در تبیین تحولات بین الملل هستند، دیدگاهی که بر تاکید نقش قدرت در تامین منافع استوار است و صلح در نظام بین الملل را مفهومی ناپایدار میداند.
– کنگره: هر چند ساختار سیاسی در ایالات متحده مبتنی بر نظام ریاستی(presidential) است وطبق قانون اساسی فدرال، رئیس جمهور از اختیارات گستردهای نظیر فرماندهی کل قوا، اختیار اعلان جنگ و صلح، انتصاب و عزل وزرا بدون نیاز به تایید کنگره و…. برخوردار است؛ با وجود این، همانطور که پیشتر آمد اختیارات رئیس جمهور توسط نهادها و گروههای مختلفی تحدید و تعدیل میگردد. در این رابطه نقش کنگره (مجلس سنا و مجلس نمایندگان) ازاهمیت بسزایی برخوردار است. جمهوریخواهان کنگره با رد لوایح دولتی و تصویب قوانین مغایر با سیاستهای دولت میتوانند مانعی جدی در اجرای سیاستگذاری دولت در حوزه داخلی و خارجی ایجاد نمایند.
عدم اعتماد متقابل: علاوه بر تاثیر نقش ساختار سیاسی و نهادهای دخیل در فرایند تصمیم سازی، روابط دولت ها با هم بر اساس معنایی شکل میگیرد که آنها برای یکدیگر قائلند؛ این همان نقطه شروع تحلیلهای سازهانگارانه است. بر اساس نظریات مبتنی بر سازهانگاری ( Constructivism )، برداشتهای متفاوت دولتها از رفتارهای یکدیگر، طیف وسیعی از تعاملات مبتنی بر شراکت تا تخاصم را در عرصه سیاست بین الملل رقم میزند. در یک تحلیل سازهانگارانه میتوان گفت عدم اعتماد متقابل میان ایران و آمریکا سبب شده دو کشور رفتارهای یکدیگر را بر مبنای دشمنی و تخاصم مورد بازنمایی قرار دهند که این خود، برپیچیدگیهای موجود میافزاید.
ب) سطح کلان
سیال بودن تحولات بین الملل و وجود متغیرهای گوناگون، واکاوی مولفه های دخیل در سطح کلان را در این نوشتار کوتاه دشوار میسازد؛ همکاری یا عدم همکاری شرکای منطقهای، تحولات مصر، منازعات در سوریه، فرایند صلح اعراب و اسراییل، بازار نفت و گاز، رقبای نوظهوری همچون چین و هند، بیثباتی در شبه جزیره کره و….. هر کدام به نحوی سوگیری سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران را تحت تاثیر قرار می دهند. به عنوان مثال شرکای منطقهای آمریکا(اسراییل، عربستان سعودی و ترکیه) منافع خود را از طریق تلاش در جهت حفظ سطح تنش در روابط آمریکا و ایران (به عنوان رقیب ژئوپولیتیک) جستجو میکنند.
روابط استراتژیک میان و آمریکا عربستان سعودی که نزدیک به نیم قرن تداوم دارد همواره بر سیاستهای خاورمیانهای آمریکا تاثیرگذار بوده و استراتژیستهای آمریکایی در پیادهسازی راهبردهای امنیتی خود در منطقه، هماهنگی با حکام آل سعود را سرلوحه قرار میدهند. سوای ملاحظات ژئوپولیتیک، ملاحظات اقتصادی نیز از اهمیت برخوردار است(البته به میزان محسوسی از اهمیت کمتری برخوردار است). عربستان سعودی در زمینه تحریمهای غرب علیه ایران آشکارا به غرب کمک کرده است؛ این کشور با افزایش میلیونی تولید نفت از بیثباتی در بازار نفت(به واسطه کاهش تزریق نفت ایران) جلوگیری نموده و البته سودسرشاری نیز نصیب شیوخ عرب کرده است. بهبود مناسبات ایران و آمریکا باعث بازگشت روزانه بیش از یک میلیون بشکه نفت ایران به بازار جهانی خواهد شد.
«گن مک گلان» تحلیلگر انرژی میگوید: آنها(عربستان) واقعا نمیخواهند که نفت ایران به بازار بازگردد؛ عربستان از حضور در شورای امنیت کنار کشیده است زیرا با فعالیت پشت پرده راحتتر است.
اگر چه رژیم اسرائیل و عربستان سعودی آشکارا ناخرسندی خود از بهبود روابط ایران و آمریکا را عیان میسازند اما دولت ترکیه دیپلماسی مخفی را در این زمینه برگزیده است. ترکیه تلاش میکنند در سایه تنش در روابط ایران و آمریکا سیاستهای منطقهای خود را پیگیری نمایند. در یک بیان کلی حزب عدالت و توسعه در تلاش است تا از یکسو با بهرهگیری از شعار اسلامگرایی، حمایت از جنبشهای اسلامی و مخالفت علنی با طرحهای توسعه طلبانه اسراییل، گرایش عمومی مردم منطقه به اسلام را در خدمت منافع ملی ترکیه بکار گرفته و از دیگر سو، با همکاری و همسویی با سیاستهای خاورمیانهای آمریکا، تفوق منطقهای ترکیه را حیات دوباره بخشد؛ پارادوکسی که حزب عدالت و توسعه تاکنون به زیرکی در سیاست خارجی خود به کار گرفته است.
نتیجه:
درک این نکته از غایت اهمیت برخوردار است که فرایند تصمیم سازی در عرصه سیاست خارجی آمریکا به شدت پیچیده و در عین حال با ثبات و قابل پیشبینی است. سیاست خارجی ایالات متحده برآیندی از منافع گروههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی متنوع است که تاثیرگذاری بر این گروهها میتواند سوگیری سیاست خارجی ایالات متحده در مقابل ایران را تحت تاثیر قرار دهد؛ تاکید دولت اعتدال و امید بر دیپلماسی عمومی نشانگر درک صحیح سیاستگذاران کشورمان در حوزه سیاست خارجی است؛ گویا این فهم حاصل شده است که سیاست خارجی آمریکا به رغم مولفههای ثبات بخش، قابل تغییر و تلطیف میباشد و با دیپلماسی کارآمد میتوان از تاثیرگذاری گروههای رادیکال و جنگ طلب در جهتدهی سیاست خارجی آمریکا در برخورد با کشورمان کاست.
در پایان؛ اگر چه مواضع منطقی و اصولی دکتر روحانی و تیم مذاکره کننده میتواند به توافقاتی در بحث هستهای منجر شود اما تغییرات اساسی در روابط ایران و آمریکا با موانع جدی در سطوح خرد و کلان دو کشور روبروست و چشمانداز روشنی از بهبود روابط ایران و آمریکا در آینده نزدیک دیده نمیشود.
جهت مطالعه بیشتر منابع زیر پیشنهاد میشود:
1-جان جی مرشایمر و استفن ام والت– لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا- August ۲۷, ۲۰۰۷
2-حسین دهشیار،«سیاست خارجی آمریکا، خاورمیانه و دموکراسی»، تهران، نشر خط سوم
۳- عبدالعلی قوام،«اصول سیاست خارجی و سیاست بین الملل» تهران، انتشارات سمت
۴- حسین دهشیار،«سیاست خارجی و استراتژی کلان ایالات متحده آمریکا»، تهران، نشر قومس
۵- حمیرا مشیرزاده،«تحول در نظریه های روابط بین الملل» تهران، انتشارات سمت
شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -





تحلیل جامع و مفیدی بود, واقعگرایی سیاسی در سطح بین الملل به خوبی تبیین شده بود
کاش این مطلب ارزشمندراآقای سیدجمال الدین صمدانی مشاورمحترم استاندارفارس بانگاه کارشناسی بخواندوازنویسنده محترم وآگاه دربخش روابط بین الملل استانداری استفاده نماید.
دیگه ع م نظر داد ..(حذف متن)..مگه هر که چار تا کلمه نوشت باید بره تو استانداری
جناب آقای سید کاظم موسوی از افراد واقعا باسواد شهر مهر میباشند . از آنجایی که بنده با ایشان سابقه آشنایی چندین ساله در تحصیل و مسائل کاری دارم انصافا ایشان در امر علوم سیاسی و کار کردن در این زمینه یکی از شایستگان شهر مهر و حتی شهرستان میباشند چه در حوزه نظری که ایشان اطلاعات فراوان و قلم توانایی دارند و چه در حوزه عمل که یکی از انسانهای شریف و کاربلد هستند . بنابراین شایسته نیست در مورد اشخاصی امثال ایشان اینچنین نظر داده شد و باید تلاش شود چنین بزرگوارانی را ارج بگذاریم.
واقعا عالی بود از آقای موسوی متشکرم امیدوارم بازهم مطالب ایشان را در این سایت ببینیم