مهرستان | احمد بهار » فعال دانشجویی
تا چندین سال قبل بیشتر کارشناسان تلویزیون را یکی از فاکتورهای مهم در دورکردن اعضای خانواده از یکدیگر میپنداشتند، زیرا دستگاهی که زمانی نام جعبه ی جادویی را به خود اختصاص داده بود، باعث می شد افراد به جای نگاه به هم به صفحه تلویزیون خیره شوند، اما امروز اعضای خانواده برای ارتباط برقرار کردن با یکدیگر به طرق مختلف پیام ارسال می کنند و یا اینکه همان زمان کوتاهی را که برای تماشای تلویزیون اختصاص داده بودند را نیز برای گشت زدن در محیط اینترنت و یا استفاده از وسائل ارتباطی نوین استفاده میکنند. رسانههای اجتماعی از پربازدیدترین بخش های محیط اینترنت برای استفاده عموم می باشند. از قشر کودکان و نوجوانان گرفته تا افراد مسن و محیط های آموزشی مدارس، شرکتهای دولتی، انجمن های خیریه، برندهای تجاری و … همه و همه تلاش می کنند در این قسمت از محیط مجازی حضور پیدا کرده و ضمن تولید محتوا برای خود مخاطبان همیشگی به دست آورند. برای ارائه ی تعریفی ساده از رسانه های اجتماعی می توان گفت؛ یک سری نرم افزار تحت شبکه اینترنتی هستند که مبتنی بر چارچوب تفکر و فناوری وب2 امکان ایجاد و تبادل محتوا را برای استفاده کننده گان فراهم میکنند. وب2 به نحوی می توان نسل دوم وب دانست که در آن سایت ها از حالت یکطرفه خارج شده و با مخاطبان خود نوعی رابطه ی دوسویه برقرار می کنند. در وب2 افراد نه تنها خواننده متن ها و عناوین درج شده نیستند بلکه خودشان نیز ۵۰ درصد از تولید اطلاعات و مطالب و اطلاع رسانی را برعهده دارند، این در حالی است که برای نسل اول شبکه جهانی اینترنت و همچنین پایگاه های خبری سنتی که خروجی شان به صورت مکتوب و نیز ابزاری مانند رادیو و تلویزیون توانایی ایجاد ارتباط مستقیم با مخاطب وجود نداشت.
به زبانی ساده تر؛ "در واقع اصطلاح رسانه های اجتماعی به تعاملات میان افراد در شبکه های مجازی که در آن محتوا را ایجاد، و سپس به اشتراک گذاشته اند و یا به تبادل می پردازند گفته می شود."
یکی از توانمندی های بارز شبکه های اجتماعی و یا مهم ترین آن، شخصی سازی و به نوعی رسانه شخصی داشتن را می توان پررنگ ترین عامل جذب افراد به رسانههای اجتماعی تلقی کرد. افرادی که در اجتماع دیده نمی شوند و یا با مخاطبان و عده ی محدودی در ارتباطند در رسانههای اجتماعی فرصت پیدا می کنند حرفها، عقاید و نظرات خود حول هر موضوعی (موضوع آزاد !!!) را به هر شکلی که دوست دارند بدون اعمال هیچ قید و بندی با مخاطبان بسیار زیادی در میان بگذارند.
در شبکههای اجتماعی افراد به دو صورت دوست محور و یا دنباله محور با یکدیگر در ارتباطند. شبکههای اجتماعی انواع مختلفی دارند، شبکههای اجتماعی عمومی مثل فیسبوک که تعداد زیادی از افراد را همانند محیط عمومی جامعه کنار هم جمع کرده است، شبکههای اجتماعی تخصصی که بیشتر توسط پژوهشگران، محققان و دانشگاهیان و حول رشتههای گوناگون شکل میگیرد، شبکههای اجتماعی موسیقی، فیلم، هابی، کتاب، تجارت، بازرگانی و فروش و غیره. به هرحال رسانههای اجتماعی حوزه های آموزش، پژوهش، کسب و کار، خدمات و مانند آنها را تغییر داده و مسئولین، گردانندگان، مدیران و تصمیم گیران را با مشکلات عدیده ای مواجه کرده اند. در تولید این سطح از اطلاعات افراد بسیاری از سراسر جهان مشارکت دارند و «شیر (Share) میکنم، اَد (add) می کنم، لایک (Like) می کنم؛ پس هستم!!!» مبنای زندگی روزانه افراد زیادی شده است.
بیشترین حوزه ای که از شبکه و رسانه های اجتماعی تاثیر پذیری داشته، حوزه ارتباطات و تعاملات انسانی است، شبکههای اجتماعی از مرزهای قراردادی و عرفی عبور کرده و افراد را از پشت خطوط جغرافیا، فرهنگ، سیاست، اقتصاد و اعتقاد را کنار هم نشانده است. شبکههای اجتماعی قلمرو اطلاع رسانی را نیز دستخوش تغییر کرده اند. این شبکه ها رجوع به سرویس های گزارشی و اطلاع رسانی مکتوب و سنتی را نیز به میزان قابل توجهی کاهش داده اند، چرا که سرعت پنهان در زندگی اجتماعی قرن حاضر، افراد را ناچار به دانستن ثانیه به ثانیه اخبار می کند، در یک چنین محیطی اخبار درج شده که در خروجی هفته نامهها و حتی روزنامهها در هنگام چاپ نیز تازگی ندارند چرا که پیش از انتشار آن، افراد زیادی از آنها اطلاع یافته اند. در کنار رسانههای سنتی که با وجود پیج های اجتماعی به انزوا رانده شده اند نقش موتورهای جستجوگر در کسب اخبار نیز در حال از بین رفتن است. چرا که افراد بیش تر دوست دارند برای اطلاع از وقایع سری به لینکهای ارسالی از طرف دوستان و آشنایان خود سر بزنند.
در کنار اثر مثبتی که شبکههای اجتماعی بر کاهش دادن فاصلهها و رشد اطلاع رسانی داشته اند اما از طرفی ارتباط مستقیم و فیزیکی افراد را نیز کاهش داده اند، کاربران آنها کمتر به دیدار دوستان و نزدیکان خود میروند و به جای آن به صورت آنلاین و یا ارسال کامنت و گذاشتن پیام با آنها در ارتباطند، کمتر با اعضای خانواده خود گفتگو میکنند و نیز زمانی که در کنار اعضای خانواده خود قرار دارند، وظائف و فعالیت های خود را از طریق این ابزارها دنبال میکنند. شبکههای اجتماعی تغییرات اساسی در سبک زندگی و فرهنگ جوامع مختلف ایجاد کرده و در ملت های در حال توسعه در حال ایجاد کردن هستند، این شبکههای میتوانند بر ادبیات رایج افراد جامعه تاثیرگذاری کنند، نوع پوشش آنها و همچنین روابط با جنس مخالف را تغییر دهندکاربران صفحات مجازی از آن برای ارائه وقایع زندگی و پیرامون خود، خاطرات، جایگاه اجتماعی و مانند این ها استفاده میکنند و یا با به اشتراک گذاشتن نظرات و دیدگاه هایشان با دیگر کاربران به مکالمه آنلاین میپردازند و بدین صورت احساسات گوناگون خود را به گونه ای خالی و آن را به دیگران القا میکنند.
** برخی ازفعالان فرهنگی معتقدند؛ نقش شبکه ای اجتماعی مانند فیسبوک در اقدام کشف حجاب را بسیار موثرتر از نقش رضاخان تصور می کنند!!!.**
وابستگی روزبه روز کاربران به این دسته از شبکه های و صرف مدت زمان نسبتا طولانی برای درج پست، انتشار پستهای دیگران، لایک کردن و آزمودن دیگر قابلیتهایی که شبکهها به آنان ارائه می دهند، نوعی از اعتیاد اینترنتی به نام اعتیاد به صفحات اجتماعی پدید آورده است.
این نوع از اعتیاد پیامدهای روحی متفاوتی برای کاربران دارند؛ روحیه ی افسرده، خجالتی شدن، منزوی شدن و تمایل به دوری از اجتماع و تقلیل اعتماد به نفس از این دست عوارض است، تبعاتی که در پی تغییر و تحول وضعیت دوستان و یا ارتقای جایگاه شغل و مدرک تحصیلی آنها، و نیز مشاهده خوشحالی ها نظیر عکس های مسافرت و تولد از زندگی روزمره دوستان خود برای فردی که چنین شرایطی ندارد به وجود میآیند.
ارتباطاتی که بر پایه ی اینگونه رسانهها مجازی همچون فیسبوک، وی چت، توئیتر، گوگل پلاس و … به وجود می آید، بدون احساس و روح حاکم بر روابط انسان در جهان حقیقی است، در نتیجه روابط و احساسات افراد به مرور زمان به سردی ختم می شود. وابستگی به این نوع از رسانه ها ازدواج با استفاده از فضای مجازی، طلاق، از سست شدن بنیان خانواده، بلوغ زودرس در افراد و اختلالات جسمانی را به شکل قابل ملاحظهای افزایش داده است. معتادان رسانه های مجازی مانند دیگر معتادین اینترنتی صاحب درجه صبر پایینی هستند و به همان صورت که مشکلات فنی، تاخیر در آپدیت کردن اطلاعات و پایین بودن سرعت برقراری ارتباط را تحمل نمیکنند، در زندگی حقیقی خود نیز عجول تر و کم حوصله تر نشان می دهند. در این نوع از رسانه ها خورشید هیچ گاه غروب نمی کند به همین دلیل کاربران آنها در بیشتر مواقع از خواب شبانه روزی خود زده و در مجموع بهره وری کمتری دارند. افراد به سمت اتلاف زمان بیشتر در فضای مجازی و ایفای نقش در زندگی مجازی سوق داده میشوند و بدین ترتیب آداب برقراری ارتباط در زندگی واقعی را فراموش و به مرور از دست میدهند. کاربران این شبکهها تصور میکنند در یک جامعه بزرگ با میلیونها عضو در ارتباط اند و این درحالی است که آنها به تنهایی در پشت دستگاه خود نشسته اند. افراد وابسته به شبکههای اجتماعی خود را ملزم به حضور مستمر در این شبکهها می دانند چرا که در دنیای مجازی آپدیت نکردن معادل مرگ و نابودی است و کاربرانی که مدت های زیادی فعالیتی نداشته باشند فراموش میشوند.
توصیه می شود این بحث را دنبال کنید!
ادامه دارد …
شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -





تشکر