گروه : آخرین اخبار
شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -
تمامی حقوق مطالب برای "پایگاه خبری مهرستان"محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
طراحی و اجرا : کلکسیون طراحی
دولت و انقلاب
وقتی رییس جمهور ما در سازمان ملل سخنرانی می کند ، نماینده یک دولت به مفهوم شناخته شده در جهان است و یا نماینده انقلاب اسلامی ؟ ممکن است بگویید چه فرقی می کند. هر یک از این دو الزاماتی دارد که باید به آن پای بند بود. اگر رییس جمهور به نمایندگی از دولت در این مجمع جهانی سخنرانی می کند مخاطب او دولتها هستند و لاجرم به زبان دیپلماتیک حرف می زند. اما اگر رییس جمهور نماینده انقلاب است، مخاطب او ملتهای مظلوم خاورمیانه و آفریقا و آسیا و امریکای لاتین و طبقات ناراضی کشورهای توسعه یافته هستند. دولتمرد به دنبال ایجاد ثبات و حفظ وضع موجود است و اگر هم از وضع موجود ناراضی است در چهار چوب روابط بین المللی، برای تغییر تلاش می کنند، اما انقلابی دنبال به هم زدن نظم موجود و ایجاد نظمی جدید در صحنه بین المللی است. در ایران یک گرایش می گوید ما در ۵۷ انقلاب کردیم و حالا یک دولت مستقر هستیم. اما گرایش دیگر معتقد به انقلاب بی پایان است و می گوید که انقلاب تا نابودی نظام سلطه در جهان ادامه دارد. سخنان محمدعلی رجایی در سازمان ملل انقلابی بود. سخنان خاتمی بیشتر سخنان یک دولتمرد بود و حرفهای احمدی نژاد شکل خنده دار حرفهای یک انقلابی بود!
دولتها دنبال منافع ملی کشور و مردم خود هستند و اگر وارد اتحادیه ای می شوند و یا در کشوری دخالت می کنند برای تامین منافع ملی کشور خودشان است. انقلابها اما خود را متعلق به نقطه جغرافیایی خاصی نمی دانند و منافع عقیدتی و طبقاتی برایشان مهم تر از منافع ملی است. دولتها دوستان و دشمنان ابدی ندارند و بر اساس منافع کشور خود دوستان و دشمنان را انتخاب می کنند. اما انقلابیون بر اساس عقیده و ایدئولوژی دشمنان و دوستان ابدی دارند و بدون محاسبات عقلانی و هزینه – فایده به این دشمنی ادامه می دهند. دولتها خواهان کاهش تنش های بین المللی و منطقه ای هستند، اما انقلابها خواستار افزایش تنش و بحرانند، هر چه اوضاع آشفته تر و بدتر شود بهتر است چون امکان تغییر و انقلاب بیشتر می شود. دولتها بر اساس معیارهای بین المللی و روابط متقابل عمل می کنند،اما انقلابها معیار دوگانه دارند. از یکسو دخالت در همه جا را حق خود می دانند اما کوچک ترین اظهار نظر دولتهای دیگر در امور داخلی خود را تحمل نمی کنند.
اختلاف حتی در ادبیات و لحن و قیافه هم آشکار است. دولتمرد لبخند می زند اما انقلابی اغلب خشمگین است و از کلمات تند و آزاردهنده استفاده می کند تا در دل دشمنان رعب ایجاد کند. زبان دولتمردان معمولا رئال و منطقی است ، اما زبان انقلابیون حماسی و آرمانی و احساسی است. می توان تفاوتهای بیشتری بین رفتار و زبان دولتمرد و انقلابی پیدا کرد. جمهوری اسلامی انتظار دارد که دولتهای دنیا ، رئیس جمهور ما را به عنوان رئیس یک دولت عضو سازمان ملل و متعهد به قوانین بین الملل بشناسد، اما در عین حال رانندگان تاکسی در بیروت و دمشق و شهروندان کوچه و بازار قاهره و صنعا و گرسنگان افریقا و چپ های آمریکای لاتین و بی خانمانهای آمریکا و انگلیس هم از سخنان او به وجد آیند. برای همین است که هم با آمریکا مذاکره می کنیم و هم شعار مرگ بر آمریکایمان از همیشه بلندتر است. اولی ناشی از الزامات دولت مستقر است و دومی ناشی از ادامه انقلابی است که هنوز به اهداف خود یعنی نابودی استکبار جهانی نرسیده است.
یاد انقلاب شوروی و بحث شورانگیز انقلاب مداوم تروتسکی و بنای سوسیالیسم در یک کشور می افتم. استالینیستها که طرفدار بنای کشور واحد سوسیالیستی بودند، بعد از مرگ لنین پیروز شدند و تروتسکی را از کشور اخراج کردند و بعدا هم صلح و همزیستی مسالمت آمیز شعار دولت شوروی شد، ولی شوروری در تمام دوران ۷۰ ساله خود دوگانه دولت و انقلاب را حفظ کرد . هم یک کشور مستقر بود و هم یک انقلاب. برخی معتقدند آنچه شوروی را از پای در آورد اقتصاد بود و آنچه اقتصاد شوروری را به افلاس کشانید، علاوه بر رکود در تولید و فساد گسترده ، کمک های شوروی به ده ها جنبش سوسیالیستی و آزادیبخش در جهان و جنگ سرد با آمریکا و غرب و کمک مالی و نظامی به دهها دیکتاتور از هایله مریم اتیوپی تا صدام حسن و حافظ اسد بود که همه با کودتا روی کار آمدند و خود را سوسیالیست نامیدند و از حمایتهای مالی و تسلیحاتی شوروی برخوردار بودند.
یک نمونه از این دوگانگی انقلاب و دولت در ایران را ذکر می کنم . درست در زمانی که روحانی در نیویورک بحث ایران هراسی را موهوم اعلام کرد و آن را ساخته و پرداخته دشمنان دانست. این خبر منتشر شد که علیرضا زاکانی نماینده اصولگرای مجلس در مشهد گفته است: «امروز انقلاب اسلامی سه پایتخت کشورهای عربی [ بغداد ، دمشق و بیروت ]را در اختیار دارد و تا چند وقت دیگر صنعا را نیز گرفته و سیستم یکپارچهسازی مسلمانان را اجرایی خواهد کرد» زاکانی گفته : « پس از پیروزی در یمن بهطور حتم نوبت عربستان است زیرا این دو کشور حدود دو هزار کیلومتر مرز مشترک داشته و از طرفی نیز دو میلیون نفر اسلحه به دست سازمانیافته شده در یمن وجود دارد.». خودتان را جای عربهای سنی و رهبران کشورهای عربی بگذارید. آیا از ایران نمی ترسید؟ این اظهارات هرچه که روحانی در سخنان خود در باره صلح و همزیستی و روابط با همسایگان و رد ایران هراسی گفته بود را نابود کرد. به نظر من مشکل تحریم ها و هسته ای در نیویورک و ژنو حل نمی شود. ما باید تکلیف خودمان را با خودمان روشن کنیم . آیا انقلاب اسلامی را در قامت دولت مسقر می بینیم یا هنوز هم معتقدیم که انقلاب اسلامی یک جنبش در حال مبارزه است و شاه
برای عبور از دوگانه دولت و انقلاب بایستی دنبال دولت انقلابی بود