شما اینجا هستید

وبلاگستان » حق گرفتنی است
گروه : وبلاگستان

داستانی که میخواهم تعریف کنم مربوط به اسفند ماه ۱۳۸۷ است.

خیلی وقت ها شده که ما در وضعیتی قرار میگیریم که فرد یا افرادی حق ما را پایمال میکنند. متاسفانه در وضعیت کنونی کمتر کسی را میبینیم که لب به اعتراض بگشاید و معمولا در خلوت خود یا مکانی دیگر برای خنک شدن دلش چیزهایی میگوید. در واقع این سکوت در برابر ظلمی که میشود حداقل چهار تاثیر منفی دارد

۱- حق ما پایمال شده

۲- فرد مقابل برای انجام این عمل در قبال دیگران با اطمینان و انگیزه بیشتری عمل میکند

۳- افرادی دیگری هم حقشان پایمال میشود

۴- انقدر این رفتار انجام میشود که دیگر یادمان میرود این مسئله حق طبیعی ما بوده و این حق خوری عرف میشود (مثل کرایه تاکسی که گاها بخاطر نبودن پول خرد عدد را رند می کنند و بعد از مدتی نرخ میشود همان عدد جدید)و گاها نام آن عوض میشود( مثل شیرینی یا پول چای بجای عبارت رشوه)

اگر بخواهیم دلایل این بی تفاوتی در قبال حق از دست رفته ی مان را بررسی کنیم عموما به دلایل زیر می رسیم

۱- نداشتن امید به اصلاح موضوع و گرفتن حق

۲- زمان بر بودن پروسه گرفتن حق

۳- ترس از قدرت طرف مقابل

۴- باجی که برای انجام شدن کارمان میپردازیم برایمان خیلی مهم نیست و از نظر ما نسبت به انجام کارمان ناچیز است

۵- عجله برای انجام کار

۶- خجالت و رودروایستی

شاید این داستان بتواند برخی از دلایل فوق را برای دوستان کمرنگ نموده و انگیزه برای اعتراض حداقل به شکل زبانی را در دوستان تقویت کند .

شهریور ماه ۸۷ مدرک کارشناسی ارشد خود را اخذ نمودم. به دنبال گرفتن کارت پایان خدمت خود رفتم. هر ماه تاخیر در دریافت کارت پایان خدمت به معنی یک ماه تاخیر در استخدام و دریافت حقوق و … بود. از این بگذریم که چه درد سرهایی کشیدم و کاری که معمولا در ۲ تا ۳ ماه انجام میشد به انتهای اسفند کشیده شد. بالاخره قرار شد روز سه شنبه ۲۷ اسفند ماه ۸۷ پس از ثبت نهایی در سیستم، گواهی کارت پایان خدمتم را از نظام وظیفه شیراز بگیرم. شب سوار بر اتوبوس شدم و صبح به شیراز رسیدم. تا ساعت ۷ توی ترمینال چرخی زدم و ساعت ۷:۳۰ به مقابل نظام وظیفه رسیدم حدود ۱۰۰ نفری جلوی در بودند. درب نظام وظیفه بسته بود . هوا سرد بود و باران می آمد. دژبان بیرون آمد و به همه افرادی که پشت در منتظر بودند گفت به دستور رییس نظام وظیفه ، امروز نظام وظیفه تعطیل است و علت را آماده باش برای چهارشنبه سوری اعلام نمود. عده ای غرو لند کردند، عده ای فحش دادند، عده ای اعتراض کردند اما فایده ای نداشت . خیلی ها نامید شدند و رفتند. من هم مستاصل شده بود. خیلی کلافه بودم. به یاد شماره ۱۹۷ که برای شکایت از پلیس بود افتادم. تنها راه باقی مانده بود. گرچه امیدی نداشتم اما تماس گرفتم. و قضیه را شرح دادم و گفتم اولا چهارشنبه سوری عصر است چه ربطی به آماده باش صبح دارد دوما نیروی اداری چه ربطی به آماده باش دارد. سوما دیروز به من گفته اند امروز برای انجام کارم مراجعه کنم. شماره تلفنم را گرفت و گفت تا نیم ساعت یا ۴۵ پنج دقیقه دیگر نتیجه را به صورت تلفنی خبر میدهد. شارژ موبایلم رو به پایان بود و ترس از اینکه موبایلم خاموش شود  بر کلافگی ام می افزود. بعد از حدود ۴۵ دقیقه با من تماس گرفتند و پرسیدند که در باز شده؟ گفتم نه گفتند برو به دژبان بگو قرار شده به به دستور سرهنگ … در را باز کنید تا به جلوی در رسیدم در را باز کردند و گفتند به صف بایستید و وارد شوید و با یک تماس ساده مشکل من و بسیاری از افرادی که مانده بودند حل شد و خیلی از کسانی که بدون هیج اعتراضی نامیدانه رفتند هرگز نفهمیدند که اگر مانده بودند میتوانسستند کار خود را دنبال کنند. پس از انجام کارم زنگ زدم و تشکر کردم.

گاهی اعتراض باید از راه خود انجام شود تا اثر بگذارد خیلی ها داشتند اعتراض میکردند اما اعتراض من نتیجه داد و ممکن است جای دیگری اعتراض فرد دیگری به من کمک کند. یادمان باشد گاهی سکوت ما باعث میشود تا به حق خود نرسیم. ممکن است برخی بگویند ما خیلی جاها اعتراض کردیم و به جایی نرسید اما من میگوییم گاهی اعتراض ما ممکن است برای خودمان نتیجه ای نداشته باشد اما در بسیاری موارد میتواند مانع از پایمال شدن حق دیگران شود. از طرفی اگر از هر چند بار، یک بار هم نتیجه ای گرفته شود ارزش دارد.

من دوبار دیگر هم مشکلم با تماس با شماره ۱۹۷ حل شد. همزمان شدن این خاطره با هفته نیروی انتظامی بهانه خوبی است که از افراد پاک و وظیفه شناسی که در این نیرو خدمت میکنند تشکر کنیم.

موفق باشید

  1. جمال الدین بهمنی

    با سلام خدمت مهندس نعیمی عزیز. متاسفانه روزگار مجال ملاقات با شما رو نداده ولی دورادور از کمالات شما باخبریم. آقا نمیدونم چرا کسایی که کامپیوتر میخونن هم از لحاظ رفتار و اخلاق و هم مشکلاتی که در آن گرفتار میشن به یه شکله. واقعا عجیبه منم تاریخ ۲۶ اردیبهشت (هفته ی قبل) رفتم برای کارای خدمتم دقیقا به همین مشکل دچار شدم ولی من از ۱۹۷ زدم بالاتر و رفتم ستاد اجرای فرمان امام البته این ستاد در شیراز نیست فقط یه شعبه داره نزدیکای پارک قوری. رفتم اونجا و گفتم این چه وضعیه. من قانونی معاف میشم اما دارن اذیتم میکنن و میگن که معاف نمیشی با اینکه تو دفترچه یه مورد هست که به من میخوره ولی هر بار که میرم میگن که بخش نامه نیومده. واقعا کلافه شدم. ولی مطلب جالبی بود. ممنون

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری مهرستان | اخبار شهرستان های مهر و لامرد در جنوب استان فارس