علی اکبر سلطان زاده » مدرس دانشگاه
شاید بسیاری از متخصصان و افراد جامعه در مورد شرایط موجود و علل مسائل و مشکلات منطقه ایی و کشوری گلایه داشته و هر کس به نوبه خود دلایلی برای آن ذکر کند. اما اگر بخواهیم به طور ریشه ایی به این مسائل بپردازیم خواهیم فهمید که وجود مشکلات و معضلات اجتماعی و فردی جزء جدایی ناپذیر از تمامی مردم هستی در تمام دوران تاریخ بوده است(لقد خلقنا الإنسان فی کبد: مسلماً ما انسان را در رنج و سختی آفریدیم-سوره بلد آیه ۴) اما آنچه که بعضی کشورها را از بعضی دیگر متمایز کرده نحوه برخورد با این مشکلات می باشد. در این سختی هاست که انسان احساس نیاز کرده و این احساس رفع نیاز است که انسان را به تکاپو وا می دارد تا به دنبال دانایی برود و تنها دانایی است که می تواند به انسان کمک کند تا مشکلش را در کمترین زمان و با لذت حل کند. یکی از راه های رسیدن به این دانایی "گفتگو"می باشد چرا که تمامی پدیده ها و مسائل شبیه یکدیگر نبوده و با گفتگوست که ما می توانیم راه حل هایی برای آنها بیابیم. اماتوسعه مهارت های گفتگو کار آسانی نیست. گفتگو دارای شرایطی است که در اینجا به دو شرط کلیدی آن می پردازیم که اگر این شرایط کلیدی رعایت نشود نه تنها گفتگو سازنده نخواهد بود بلکه در موضعی معکوس قرار گرفته و ویژگی تخریبی به خود خواهد گرفت.
اول آنکه بسیاری از آنچه در جامعه به عنوان گفتگو و مکالمه رواج دارد ، بیشتر شبیه بازی پینگ پنگ است تا سخن و اندیشه دوطرفه. در این شرایط پینگ پنگی، هر فردی ایده و دیدگاه خود را مانند یک توپخانه به سمت مقابل تحمیل می کند. به طور معمول در چنین موقعیتی ، ما پیش از آنکه دیدگاه طرف مقابل را شنیده باشیم- تاکید می کنم پیش از شنیدن- پاسخ خود را آماده کرده ایم! یعنی حتی قبل از اینکه توپ به ما برسد، ضربه خود را زده ایم. گفتگوی آموزنده ای که حلال تمامی مشکلات اجتماعی و فردی می باشد، نیازمند افرادی است که قابلیت تامل درباره تفکر خود را داشته باشند که این خود نیازمند آگاهی و تغییر الگوی ذهنی بوده و این تنها در سایه یک فضای یادگیری مستمر فراهم خواهد شد . ایجاد این فضای یادگیری نیازمند پیش شرط ارتقای فضاهای مطالعه و کتابخوانی بین شهروندان و برگشتن به ضمیرخودآگاه خود با امر به معروف و نهی از منکر به طور همگانی می باشد. پس از این مرحله تعصبات فرهنگی و نابجای ما جای خود را به آگاهی و حساسیت های جدید داده و تغییر اساسی در نگرش و اعتقادهای ما رخ می دهد. این مسئله به سرعت اتفاق نمی افتد اما وقتی رخ دهد، تغییری عمیق و ریشه ایی در فرهنگ و اعتقادات مردم رخ خواهد داد. در نتیجه وقتی که تعصبات و جاهلیت خود را کنار بگذاریم، دیگران را به عنوان اشیایی در خدمت خود ندانسته، بلکه همکارانی می دانیم که با همکاری آنها می توانیم بیاموزیم، تغییر کنیم و مشکلات اجتماعی و فردی خود را حل کرده و راهی برای کامل کردن وجود خود بیابیم.
از طرفی دیگر سعی کنیم در گفتمان خود صداقت داشته باشیم و دست از" تاحدی صادق بودن" برداریم و پدیده ها و شرایط را صادقانه بررسی کنیم که به نتایج مطلوب برسیم چرا که پیشنیاز هر حل مسئله ای ابتدا شناخت صحیح و همه جانبه خود آن مشکل می باشد. و باید به این نکته توجه داشت که تنها وفاداری پایدار ، وفاداری به حقیقت است.
پس سعی کنیم به جای جزیره ای عمل کردن به دور یک میز جمع شده و بدون نادیده انگاشتن تمامی افراد جامعه هر ایده جدید و تاثیرگذاری از هر فرد با هر ایده و گرایشی را پذیرفته و پرورش دهیم. دیدن تمامی افراد جامعه باعث به وجود آمدن حس شخصیت ، همکاری و همدلی که کلید حل تمامی مشکلات و پدیده های اجتماعی است شده چرا که مولای متقیان امام علی علیه السلام بدون در نظر گرفتن هیچ پیش شرطی می فرماید : هر کس به من کلمه ای یاد دهد مرا بنده خویش ساخته است. پس بیاییم با تاسّی از آن مولای بزرگوار در گفتگو به همه احترام گذاشته و حتی اگر حرف حقی از دشمن خود شنیدیم، بر دیده منت گذاشته و آن را عملیاتی کنیم.
والسلام.
شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -





از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
ظاهرا برخی خودرا به گفتمان نیاز مند نمی بینند همان شیوه ی کوفتمان رل می پسندند
ای کاش آدم از خودش شروع کند بعد به نصیحت دیگران بپردازد
با سلام و احترام خدمت آقای سلطانزاده. مطلب بسیار زیبا و در خور نیاز امروز جامعه ایران به رشته تحریر در آورده اید. در جامعه ما پذیرفتن حقایق و واقعیات برای اکثر افراد سخت است و پافشاری بر عقاید خود و بر کرسی خود شیفتگتی نشستن رایج.آرزو میکنم نسل جدید از ذهنیات بسته فاصله گرفته و پذیرای حقایق باشند. با تشکر
با سلام خدمت مهندس سلطان زاده مطلب خوب بود و به جا اما اکثر افرادی که در راس قدرت هستند فکر میکنند همه چیز بلد هستند و فقط متکی به فکر خودشون هستند به به فکر جمع اگر نسل امروزی به فکر این باشند که با مشورت کارها را ببرند جلو هم خودشون و هم شهر و هم کشور پیشرفت چندانی خواهد داشت با تشکر