شما اینجا هستید

آخرین اخبار » دیروز «محمدرضا» ‌ امروز «محمد» و «رضا»

دوقولوهای به هم چسبیده لامردی

مهرستان: « خیلی‌ها می‌گفتند بهتر است دوقلوها را سقط کنید اما ما به خدا توکل کردیم. نذر کردیم اگر سالم به دنیا آمدند، اسمشان را محمد و رضا بگذاریم».

مرد جوان اینها را می‌گوید و دوقلوهایش را در آغوش می‌گیرد. همان‌هایی که تا چند روز پیش به هم چسبیده بودند و قرار بود در یک عمل جراحی از هم جدا شوند. این عمل هر چند پر از استرس و ترس بود اما سرانجام در بیمارستان نمازی شیراز با موفقیت انجام شد و به این ترتیب دوقلوهای به هم چسبیده لامردی، از هم جدا و پس از چند روز مراقبت‌های ویژه در بخش آی‌سی‌یو، سرانجام بعد‌از‌ظهر یکشنبه از بیمارستان مرخص شدند.

مهدی جعفری و وحیده عباسی این روزها خوشحالند، چرا که سرانجام ترس و اضطراب چندماهه آنها پایان یافته و حالا می‌توانند دوقلوهایشان را در آغوش بگیرند اما این بار نه یک‌جا. بلکه جدا از هم و هر کدامشان را به تنهایی. یک روز پس از مرخص شدن دوقلوها با پدر 32ساله آنها به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید.

  • از چه زمانی متوجه شدید که دوقلوهایتان به هم چسبیده‌اند؟

راستش آن اوایل اصلا نمی‌‌دانستیم که بچه‌ها دوقلو هستند. زمانی حدودا 14هفته از بارداری همسرم می‌گذشت و برای سونوگرافی رفتیم، به ما گفتند که همسرم دوقلو باردار است. با شنیدن این خبر خیلی خوشحال شدیم. من و همسرم آرزو داشتیم که صاحب فرزندان دوقلو شویم اما خوشحالی ما زیاد طول نکشید، چرا که به ما گفتند بچه‌ها مشکل دارند و ظاهرا به هم چسبیده‌اند.

  • وقتی این خبر را شنیدید، چه احساسی داشتید؟

اولش باورمان نمی‌شد اما ماجرا حقیقت داشت. راستش خیلی ناراحت شدیم. ما در لامرد استان فارس زندگی می‌کنیم و پیش پزشکان زیادی رفتیم اما همه آنها می‌گفتند که بهتر است بچه‌ها سقط شوند. می‌گفتند که این نوع بارداری عوارض بدی دارد. تا اینکه یکی از پزشکان گفت که می‌توانید قبل از اینکه تصمیمی بگیرید به شیراز بروید و در آنجا بیشتر پیگیر شوید. من و همسرم با هم مشورت کردیم و گفتیم که نباید تصمیم عجولانه بگیریم. برای همین راهی شیراز شدیم تا نزد متخصصان بیشتری برویم و از شرایط بچه‌ها بیشتر آگاه شویم.

  • خانواده‌تان از این ماجرا خبر داشتند؟

ما تصمیم گرفته بودیم تا زمانی که تصمیم قطعی درباره دوقلوها نگرفته‌ایم به هیچ یک از اعضای خانواده‌ چیزی نگوییم.

  • در آنجا چه اتفاقی افتاد؟

پزشکی در لامرد خانم دکتر کسرائیان را به ما معرفی کرد. ما هم راهی شیراز شدیم و نزد خانم دکتر رفتیم. بعد از انجام سونوگرافی، به ما گفت که دوقلوها مشکل زیادی ندارد اما با این حال نمی‌شود نظر قاطع داد و باید منتظرماند. 18هفته از بارداری همسرم گذشته بود که بار دیگر راهی شیراز شدیم.

این بار علاوه بر سونوگرافی، ام‌آرآی هم گرفتیم و خانم دکتر گفت که وضعیت بچه‌ها خطرناک نیست. گفت که آنها از شکم به هم چسبیده‌اند و فقط بخشی از کبدشان مشترک است و از نظر قلب، عصب و دیگر اندام، هیچ مشکلی ندارند. با این حال ما را به دکتر بهادر، جراح بیمارستان نمازی شیراز معرفی کرد که 3سال پیش عمل جداسازی 2کودک بهم‌چسبیده را با موفقیت انجام داده بود.

او وقتی پرونده و عکس‌ها را بررسی کرد، گفت که بچه‌ها مشکل زیادی ندارند اما باز هم تصمیم نهایی را باید خودتان بگیرید. آن موقع همسرم به‌شدت به بچه‌ها وابسته شده بود. نه من و نه او نمی‌خواستیم که آنها را از دست بدهیم. برای همین به خدا توکل کردیم و نذر کردیم که اگر آنها سالم به دنیا بیایند، اسم یکی را محمد و اسم دیگری را رضا بگذاریم.

  • بچه‌ها چه زمانی به دنیا آمدند؟

نهم بهمن‌ماه سال گذشته، زمان عمل سزارین بود. البته به خواسته پزشکان ما باید از 7ماهگی به شیراز می‌آمدیم که اگر اتفاقی برای همسرم افتاد، بتوانیم او را سریع به بیمارستان ببریم. من کارمند دانشگاه علوم پزشکی هستم و در بیمارستان لامرد کار می‌کنم. وقتی ماجرا را برای مسئولان تعریف کردم، آنها با انتقالی من به شیراز موافقت کردند.

در شیراز هم به من گفتند هر بیمارستانی که بخواهم می‌توانم کار کنم. آنها حتی یک سوئیت حدودا 30متری در اختیارمان قرار دادند که تا زمان به دنیا آمدن بچه‌ها در آنجا زندگی کنیم. اینطوری بود که ما به شیراز نقل مکان کردیم و در نهایت بچه‌ها نهم بهمن به دنیا آمدند. به خواسته دکتر بهادر قرار شد صبر کنیم تا در مردادماه عمل جداسازی انجام شود.

  • در این مدت اتفاقی برای بچه‌ها رخ نداد؟

خوشبختانه بچه‌ها سالم بودند و به غیراز بیماری‌هایی که بیشتر نوزادان به آن مبتلا می‌شوند، مشکلی برایشان پیش نیامد. یک‌بار هم رضا دچار سرماخوردگی شدید شد و ما نگران بودیم که محمد این بیماری را نگیرد. اما در کمال تعجب و با اینکه بچه‌ها به هم چسبیده بودند و این همه نزدیک هم بودند این بیماری به محمد سرایت نکرد و مدتی بعد رضا هم کاملا خوب شد.

  • تا قبل از اینکه بچه‌ها از هم جدا شوند، برخورد افرادی که آنها را می‌دیدند با شما چگونه بود؟

خب دیدن بچه‌های بهم چسبیده برای خیلی‌ها عجیب و غیرمعمولی است. اما با این حال همه دعا می‌کردند که زودتر عمل جداسازی با موفقیت انجام شود. بعضی‌وقت‌ها هم وقتی کسی آنها را در بغلم می‌دید و اسمشان را می‌پرسید، من جواب می‌دادم محمد، رضا. اما خیلی از آنها با تعجب می‌پرسیدند: یعنی اسم محمدرضا را روی هردویشان گذاشته‌اید؟ و من با خنده و اشاره به‌صورت بچه‌ها می‌گفتم که اسم این یکی محمد است و اسم دیگری رضا.

  • عمل جداسازی چه زمانی انجام شد؟

20مرداد این عمل در بیمارستان نمازی انجام شد و پس از انتظاری وحشتناک، وقتی دکتر از اتاق عمل بیرون آمد، با دیدن لبخندی که به‌صورتش بود فهمیدم که عمل موفقیت‌آمیز بوده است. پس از عمل هم با توجه به شرایط بچه‌ها، آنها را به آی‌سی‌یو منتقل کردند تا چند روزی تحت نظر باشند و درنهایت وقتی همه‌‌چیز به لطف خدا به خوبی تمام شد، آنها را مرخص کردند و بعدازظهر یکشنبه آنها را به خانه آوردیم.

  • بچه‌ها هیچ مشکلی ندارند؟

تنها مشکلی که وجود دارد، اینکه چون بچه‌ها کوچک بودند، پس از عمل جراحی برای بخیه‌زدن پوست شکم آنها، پوست کم آوردند. برای همین هنوز پوست شکمشان بخیه نشده و قرار است چند روزی صبر کنیم تا پوست رشد کند و در عمل دوم بخیه زده شود.

منبع: همشهری آنلاین

  1. موسوی

    ان شااله همیشه لبخند رو لبانتان باشد.سالم و تندرست باشید.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری مهرستان | اخبار شهرستان های مهر و لامرد در جنوب استان فارس