انتخابات سال ۹۲ که حسن روحانی را به مدد حمایت رهبر اصلاحات، رئیس جمهور ایران کرد؛ عیان ترین دلیل تاثیرگذاری اصلاح طلبان بر فضای سیاسی ایران است.
فضای سیاست در جامعه ایران به دلیل عدم تعریف درست فعالیت اشخاص در قالب گروه ها و احزاب؛ هرگز روی خوش آرامش را ندیده است و همواره در تلاطم و دو قطبی های خطرناک غوطه خورده است. از همین روست که وقتی حزب یا تشکلی در راستای نهادینه کردن اصولی فعالیت سیاسی در ایران سر بر می آورد با دیده تردید و سوظن به آن نگریسته شده و وجودش نوعی تهدید برای سایر افکار و سلایق قلمداد می شود.
به همین دلیل است که علاقه مندان به فعالیت های سیاسی اصولی و هدف دار در ایران؛ عطای آن را به لقایش می بخشند و ترجیح می دهند ریسک تشکیل حزب را به جان نخرند. متاسفانه این عامل در دراز مدت جامعه سیاسی ایران را با بحرانی تحت عنوان آشنای “قحط الرجالی” روبرو کرده است. و موجب شده است که دایره قدرت و مسئولیت تنها در اختیار طیف کوچکی باشد. در سال های قبل از انقلاب؛ قحط الرجالی خود را در سیستم چرخشی نخست وزیران نشان می داد که ایران مجبور بود تنها با چند وثوق الدوله و اعتمادالسلطنه سیاستش را پیش ببرد و در دوران پس از انقلاب هم اگر نگاهی به آمار کاندیداهای تایید صلاحیت شده در ادوار ابتدایی انتخابات مختلف؛ بیاندازیم متوجه می شویم که هرچند کمرنگ اما پدیده قحط الرجالی در ایران هنوز زنده است.
با این مقدمه اگر به فعالیت احزاب و تشکل های ایران به خصوص در این یک دهه اخیر مراجعه کنیم متوجه می شویم که حزب های موجود در ایران یا فقط نام هایی بر روی کاغذ هستند یا به این دلیل که فعالیت شان به مذاق اقتدارگرایان خوش نمی آید در حال حذف شدن هستند. نمونه بارز این اتفاق را می توان در حواشی به وجود آمده پس از نشست حزب اعتماد ملی دید. روزنامه افراطیون، خبر این نشست را به سبک و شیوه خود انعکاس داده است: “جمعی از ته مانده های فتنه ۸۸ بعدازظهر دوشنبه به بهانه برگزاری همایش حزب اعتماد ملی گردهم آمدند.” این خلاصه خبری بود که به عنوان خبر اول صفحه اول در این روزنامه آمده بود. در متن خبر ادعاهای واهی و تکراری ارتباط با سورس و مایکل لدنی تکرار شده بود. اما اصل سخن این نوشتار همان بخش ابتدایی خبر است. که دو سوال مهم را در ذهن ایجاد می کند.
سوال نخست آنکه اگر به گفته و نوشته این جماعت، اصلاح طلبان حاضر در این همایش ته مانده های فتنه! ۸۸ بوده و گروه کوچک و بی اهمیتی هستند؛ پس اختصاص دادن تیتر و عکس اول روزنامه تان و این همه عصبانیت برای چیست؟ این همه هتاکی و بی حرمتی به گروهی کم اهمیت!! نشانه چیست؟ و اساسا اگر این گروه کم اهمیت است چرا برایش آسمان و ریسمان می بافید و به شرق و غرب ارتباطش می دهید؟ روزی به جورج سورس و روزی به مایکل مایکل لیدن!!
این سوالات تنها یک پاسخ دارد و آن مهم بودن گروههای اصلاح طلبی در ایران و میان مردم است. و این واکنش های خشمگین، عصبی و پر گداز، مستقیما به این نکته اذعان دارد. خودشان هم می دانند و در خفا و گعدههایشان بروز می دهند، اصلاح طلبان نه تنها، گروه اندک و باقی مانده و بی اهمیتی نیستند؛ بلکه به چندین دلیل و نشان تاثیرگذارترین جناح حال حاضر ایران محسوب می شوند. انتخابات سال ۹۲ که حسن روحانی را به مدد حمایت رهبر اصلاحات، رئیس جمهور ایران کرد؛ عیان ترین دلیل تاثیرگذاری اصلاح طلبان بر فضای سیاسی ایران است. محبوبیت روز افزون سید محمد خاتمی به عنوان رهبر اصلاحات؛ میان مردم که با هیچ ترفندی کاهش نیافت دلیل دیگر این مدعاست که تا دانایی و تفکر دراین سرزمین وجود داشته باشد اصلاح طلبان و اصلاحطلبی حضور پررنگی خواهد داشت.
شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -





باعرض سلام خدمت جناب بهارخدمت ایشان عرض می شود اگرآن کسی که تو اورا رهبر جبهه ی اصلاحات میدانی خودش را قابل می دانست و می فهمید که اقبال عمومی به سمتش هست درسال۹۲صحنه را ترک نمی کرد وخود کاندیدا می شدوصحنه را به دکتر روحانی واگذار نمی کرد.اگر او تاثیر گذار بود قبل از انتخاب دکترروحانی باید تاثیرات خود را بروز می دادنه بعداز انتخاب او چنین ادعای بی اساسی بشود ورای آوردن روحانی را به او منتسب کرد . روحانی و دولتش حاصل همگرایی وهم افزایی اصو لگرایان واصلاح طلبان معتدل ومقبول وبعضا شخصیتهای تاثیر گذار وقهر کرده از اردوگاه اصول گرایی است که این گروه اخیر الذکر انشاءالله باعث شکل گیری مجلسی قدرتمند با گفتمان اصولگرایی در انتخابات آینده خواهند شد.مردم روحانی را بخاطر شعارهای اعتدالیش واستمرار گفتمان رهبری وانقلاب پسندیدندوبه او رای دادندتا به دوران افراط وتفریط پایان دهند وهمچنان که از ترکیب دولتش (به استثنای بعضی از تحمیلیها) پیداست و معجونی از عقلاومعتدلین طیفهای مختلف سیاسی کشور هستند.انشاءالله روحانی این اعتماد گرانمایه ی مردم به اورا بخوبی پاسخ دهدکه انشا ءالله چنین هم خواهد شد .آن کس وکسانی که شما ادعای موثر بودن آنان در انتخاب روحانی معرفی کرده ایدو می کنید جز ء تحریم کنندگان انتخابات بوده اند وبه پای صندوقهای رای هم نیا مدند.ازشما سئوال می شود آیا شما سوروس را به عنوان خلاق وطراح انقلابهای مخملین قبول دارید یا نه آنرا انکار می کنی؟آیا ملاقات شخص مورد نظر با سوروس را قبول داری یا بازهم انکار می کنی؟آیا متون وموارد مطروحه بین او وسوروس را که توسط خود سوروس افشا شده را می پذیری یانه؟آیا آن گروهی که شما آنان راطیفی کوچک اما اقتدار گرا می نامیداین طیف کوچک چگونه در سال۸۲ مجلس هفتم رادردست گرفتند؟مگر همین طیف به زعم شماکوچک نبودند که علی رغم آن هجمه ها وفشارها وبرنامه ریزیهای دولت هشتم که معجونی از تکنو کراتها واصلاح طلبان افراطی بودند توانستند با گفتمان وشعار عدالت محوری یک سرباز را در برابر سرداردر سوم تیر ماه۸۴ پیروزمیدان کنند؟ آقای بهار شما درپایان ودر پاسخ به سئوالات مطروحه توسط خودتان گفته ایدآن سئوالاتتان تنها یک پاسخ دارد وآنهم مهم بودن گروههای اصلاح طلبیست بلی اصلاح طلبان مهمند همانطور که اصول گرایان اما نه اصلاح طلبان فتنه گر و اصولگرایان منحرف بلکه اصلاح طلبان اصول گرا و اصول گرایان اصلاح طلب که سر در گرو رهبر ومقتدای خویش داشته باشند نه وامداران جورج سوروس وطراحان مکتب ایرانی باشند .خداوند همه ی مارا از واکنشهای خشمگین وعصبی وپر گدازواحساسی وغیر خدایی برهاند.انشاءالله
مردم تو این انتخابات به هاشمی رای دادند نه اصلاحات و رهبرش.اعتدال اصلاحات نیست .
انصافا جناب منصف متن منصفانه ای نوشته بود
چه بخواید چه نخواید خاتمی سرورتونه شاگردان حسین بازجو. کاش به اندازه ۱ درصد خاتمی محبوبیت داشتین. خودتون رو هم گول نزنید شاکله دولت روحانی دست اصلاحطلبهاست و اگه میبینی چندتا از جناح اصولگرا آورده تو کابینش چون تو این شرایط چاره دیگه ای نداشت. انشاء الله بزار ترکیب مجلس تغییر کنه اونوقت متوجه میشین اوضاع دست کیه
سلام علیکم :دوست عزیز آقا یا خانم راف اگه جوان هستید که با توجه به لحن نوشتاریتان قطعا هم چنین است آرزو کردن برای جوان عیب نیست چون انسانها به امیدوآرزو زنده هستندوواقعاازاین بابت گفتارتان قابل تحسین وستایش است اما در خصوص درصدی که اعلام کرده اید باید منتظر بمانید وبمانیم موعدش فرا برسدتا مردم چه تصمیمی بگیرند .اگر عملکرد مردم را از سال۸۲ به بعدبسنجیم وملاک سنجس این بازه ی زمانی باشدفکر نکنم تحلیلتان درست باشدوترکیب مجلس چیز دیگری خواهد بود .شاید درآن حوزه (لامرد ومهر)وبیشتر در شهرستان مهرتحلیل شما تاحدودی درست باشد امانه با این بی انصافی شما که حتی شانس”یک”درصدی هم برای رقیب قائل نیستیدودر شهرستان همجوار هم شرایط باانتخابات درسال نود(۹۰)بسیار متفاوت شده است ودولتی هم که فعلا برسر کار است چه بخوایم وچه نخوایم برآمده از تصمیم عقلای دو قوم است(اصلاح طلب و اصولگرا).مردم تصمیمشان رابراساس عمل کرد دولتها اتخاذ می کنندواین دولت را همه از”آن” خود می دانند وخداییش عملکردهاهم بجز در چند مورد که بعضا اصلاح شده وبعض دیگر هم با تذکرات رهبر معظم انقلاب مرتفع خواهد شد تاکنون خوب بوده وانشاءالله که به همین منوال ادامه پیدا کندچون روش اعتدالی روش پسندیده ایست .دوست عزیزباید بپذیریم صدماتی را که تاکنون نظام متحمل شده همه وهمه برآمده از عمل کردناهنجارونابخردانه (اقدامات براندازانه و فتنه گرانه ومنحرفانه) درهردو اردوگاه اصلاح طلبان و اصولگرایان بوده است ولی این دولت چون برآمده ازمعتدلین دو جناح است احتمال آن اقدامات درآن متصور نیست .هرچنددر دو حوزه ِفرهنگ وارشاد وآموزش عالی چالشهایی موجود است که انشاءالله بادرایت وتعامل مجلس ودولت به هنجار تبدیل خواهد شد.خداوندا عقل مارا برعلممان فزونی ببخش .آمین یا رب العلمین
سلام بر حمید بهار نمی دانم چند سال داری اگر زیر۳۰سالی با نوشتن چنین مطالبی صددرصد دچار اشتباه شد ه ای ولی اگر بالا ی۵۰سال داری اشکالی ندارد هیچ وقت نه علم اصلاح طلبی ونه اصولگرایی بردوش گیر که یک عمر پشیمان می شوی ضمنا به مهر تنها هم فکرنکن اینها حاصل۶۰سال تجربه کار سیاسی درمنطقه بود که مجانی به شما هدیه شد.