شما اینجا هستید

آخرین اخبار » حکایت یاری ۷۰ نفر از اهالی اسیر از امام حسین(ع) در روز عاشورا

به نوشته صاحب کتاب “لارستان بزرگ” منطقه اسیرکه تحت عنوان “تمدن کران” در قرون اولیه اسلام تا قرن ششم و هفتم بر بخش وسیعی از پس کرانه خلیج فارس حکومت می‌کرد، ابتدا گبرنشین و دارای آیین زرتشتی و بعدها پس از ورود اسلام به ایران و عزیمت «شاه زندو» به این منطقه مسلمان گردیده‌اند و اینکه در سال شست هجری جماعتی شیعه در این منطقه زیست می نموده‌اند و همزمان با قیام ابا عبدالله الحسین(ع) سوار بر کشتی‌های بادبانی از سیراف به قصدیاری امام شهید به بصره عزیمت نموده‌اند هنوز مستنداتی وجود ندارد اما همین قدر که این داستان را به اسیری ها نسبت داده و در کتب تاریخی ثبت و ضبط گردیده است خود حمیت، غیرت، تعصب، شجاعت و جنگاوری مردمان این خطه را می رساند.

فرضیه مهاجرت جمعی از اهالی اسیر به «بردو» یا همان «بردستان» فعلی واقع در بیخ گوش بندر دیر با توجه به قرابت فرهنگی و مشابهت لهجه‌ای و گفتاری از مهاجرت جمعی از مردمان اسیر به آن ناحیه مطرح شده است. چنانکه پس از مهاجرت ایل ملافریدون لر از کهگیلویه و بویراحمد به منطقه گله‌دار، زبان و لهجه و فرهنگ تمدن کهن “فال” تحت تاثیر آن که سابقا اسیری بود، هویت خود را از دست داد و شهری لر نشین در جنوب غربی فارس اعلام موجودیت نمود وانگهی این مهاجرت‌های گاه به گاه بر اثر عوامل طبیعی و غیرطبیعی در دوره‌های مختلف تاریخی از منطقه و شهر پرجمعیت اسیر به سایر نقاط ادامه داشته است. نمونه آن هم مهاجرت سادات بزرگوار کراماتی به بردستان در قرون اخیر می‌باشد که آرامگاه جد اعلای آنان به نام «سیدجمال الدین» واقع در بردستان دیرزیارتگاه عام وخاص می باشد.

از دیگر مهاجرتهایی که از اسیر به سایر جاها روی داده و مردم کوچ کرده از این ناحیه فامیل اسیری را برای خود برگزیده‌اند اسیری‌هایی هستندکه در خوزی، کنگان، بحرین، کویت و حتی در استانهایی مثل خوزستان و کرمان مقیم شده‌اند. برای مثال اسیری‌هایی که به منطقه دیر و کنگان و در سایر جاهای استان بوشهر سکونت دارند با فامیل‌های “اسیری”، “حصیری “، “فالی”، “فال حصیری”، “فال اسیری” و پسوندهای مشابه مشهورند.
اگر آمار جمعیت عظیمی که طی قرنها از اسیر خارج شده و هیچوقت برنگشته‌اند را جمع کنیم، اسیر فعلی در زمره یکی از شهرهای بزرگ و پرجمعیت فارس قرار می‌گرفت. داستانی بر سر زبان مردم این منطقه است که روزگاری اسیر آنقدر پرجمعیت بود که از محله “کوشکک” واقع در نزدیکی شهرک امام خمینی(ره) فعلی تا محله بهرستان خانه‌ها چنان به هم پیوسته بودند (فاصله هفت هشت کیلومتری) که برای رفتن از یک محله به محله دیگر از پشت بام  خانه‌ها مسیر را طی کرده تا به مقصد برسند.

آری عزیزان اسیر کنونی صاحب تمدنی بوده به وسعت تاریخ

مطالب فوق در پاسخ به مطلبی که جناب آقای عالی‌پور از اهالی دیر در یکی از گروه‌های واتساپی منتشر کرده بود، آورده شده است.

نوشته منتشر شده ایشان بدین شرح است:

«در یکی از وبلاگ‌ها مطلب زیبایی دیدم. نوشته بود چون بر یزید مسلم شد که امام حسین(ع) به کربلا  عزیمت می‌نمایند به تمام  بلاد اسلامی مامورانی گسیل داشت تا ضمن اعلام خروج یک خارجی بر خلیفه مسلمین به جمع‌آوری سپاه نیز بپردازد. یکی از ماموران عازم منطقه لارستان شد. مردم منطقه اسیر گله‌دار بسیار انسانهای متشرعی بودند همچنانکه اکنون هم هستند. (الان هم حتی در مراسم عروسی‌هایشان به تمام واجبات پایبند هستند و از بدو حرکت عروس تا منزل داماد یک بار تمام سوره الرحمن  خوانده می شود و همراهان پاسخ می دهند)

جنب و جوشی در مردم ایجاد و تصمیم به یاری خلیفه مسلمین گرفتند. حسب نقل قول‌ها   ۷۰ نفر تصمیم به حرکت به عراق گرفتند که حاکم وقت گله‌دار از رفتن آنها ممانعت کرد. این افراد شب‌هنگام مخفیانه به طرف عراق حرکت کردند ولی با توجه به دوری راه و دلایل دیگر موقعی که به بصره رسیدند و آنان را نزد والی بصره بردند، خبردار شدند که امام حسین( ع) به شهادت رسیده است. والی بصره به آنان انعامی داد و برگشتند و چون به تنگه ورودی به منطقه اسیر  رسیدند  بشیر خبر بازگشت آن افراد را منتشر کرد و اهالی منطقه چون این خبر را شنیدند آماده استقبال شدند. حاکم گله‌دار باخبر شد و مامورانی فرستاد و از بازگشت آنان به موطن خود یعنی اسیر جلوگیری کرد و در همانجا خانواده آنان را به آنها ملحق و از منطقه گله‌دار اخراج کرد و مامورانی را به سیراف اعزام کرد و به حاکم سیراف ابلاغ کرد که این ۷۰ نفر را در قلمرو خود راه ندهد.  ماموران حاکم سیراف یاران خلیفه مسلمین را تا منطقه‌ای که به آن «بنه» می‌گفتند بدرقه کردند. (بنه به ذم ب یعنی کپرهایی که آن زندگی می‌کردند و محصولات کشاورزی در آن نگهداری می‌کردند.) بعدا آنجا به «بنک» (به ذم ب) و به تدریج به «بنک» (با کسر ب) تغییر نام یافت، رها کردند.

در آن منطقه چون به سمت مغرب خود نگاه کردند چند خانه دیدند و به طرف آن آبادی حرکت کردند و در آن آبادی که «بردو» نام داشت و بعدا به بردستان تغییر نام داد، برای همیشه ساکن شدند و پس از حدود دویست سال سادات جلیل القدر که به منطقه مهر گله دار پناه آورده و ساکن شده بودند برای ارشاد آنان به «بردو» یا «بردستان» فعلی آمدند و ساکن شدند.»

  1. سادات هاشمی-علامرودشت

    عرض سلام و خسته نباشید
    داستان و ماجرای بسیار شیرینی بود. واقعا که گذشتگان ما چه رنجهایی را متحمل شده اند.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری مهرستان | اخبار شهرستان های مهر و لامرد در جنوب استان فارس