
محسن رضایی » کارشناس ارشد صنایع
- افزایش عرضه و کاهش تقاضا
مهــرستان: عوامل تعیین کننده در قیمت نفت یکی عرضه و تقاضای واقعی و دیگری پیشبینیها و انتظارات میباشد. عرضه نفت رابطه مستقیم با مصرف انرژی در فعالیتهای اقتصادی، فصل زمستان در کشورهای نیمکره شمالی و تابستان در کشورهایی که از سیستمهای تهویه مطبوع استفاده میکنند دارد. بزرگترین تولید کنندگان نفت دنیا در سال ۲۰۱۴ به ترتیب آمریکا (۱۱ میلیون بشکه در روز)، عربستان (تقریبا ۱۱ میلیون بشکه در روز) و روسیه (۱۰ میلیون بشکه در روز) میباشند، از طرفی بزرگترین مصرف کنندگان دنیا به ترتیب آمریکا، چین، هند و ژاپن بودهاند که اخیراُ آمریکا بدلیل افزایش تولید نفت شیل، چین (کاهش مصرف از ۹۸.۵ میلیون بشکه در فوریه ۲۰۱۴ به ۴۶.۵ میلیون بشکه در ماه پس از آن) و هند و ژاپن بدلیل پائین آمدن رشد اقتصادی از مصرف آنها کاسته شده است. در چنین شرایطی نه تنها کشورهای تولید کننده نفت از تولیدات خود نکاستهاند بلکه آمریکا ۱ میلیون بشکه ، اعضای غیر اوپک ۱.۶ میلیون بشکه، لیبی ۵۰۰ هزار بشکه مازاد بر سهم قبلی خود تولید داشتهاند…. بنابراین در شرایطی که عرضه در حال افزایش و تقاضا در حال کاهش میباشد طبیعی است که قیمت نفت کاهش یابد. مساله بسیار مهمی که کشورهای عضو اوپک را تهدید میکند تولید نفت از شیل نفتی میباشد که هم اکنون تکنولوژی آن در انحصار آمریکاست، بیشترین منابع نفت شیل به ترتیب در کشورهای آمریکا (۶۲ درصد منابع جهان)، روسیه، برزیل، چین و … میباشد که چینیها اعلام نمودهاند از سال ۲۰۱۵ قادر به تولید نفت شیل خواهند بود… هزینه تولید هر بشکه نفت شیل در حدود ۶۰ دلار برآورد شده است در حالیکه تولید هر بشکه نفت اوپک با تکنولوژی کشور عربستان ۵ تا ۶ دلار هزینه دارد، بنابراین در سالهای آتی توقع فروش نفت با قیمتهای بالای ۷۰ دلار، روئایی است که دست یافتن بدان نیازمند معجزه است…
- جنگ سیاسی آمریکا و عربستان با روسیه و ایران
با توجه به جنگ نیابتی کشورهای مذکور بر علیه یکدیگر در سوریه، کاهش قیمتهای نفت در حال حاضر جنگ نفتی عربستان و آمریکا علیه روسیه و ایران است و این کاهش قیمتها با هدف از بین بردن اقتصاد ایران و روسیه صورت گرفته است تا بتوانند بهرهبرداریهای سیاسی و اقتصادی کنند، کاهش قیمت نفت به بشکهای ۵۰ تا ۶۰ دلار و تداوم این قیمتها برای چند سال میتواند اقتصاد ایران را به سختی بیندازد. اگر چنین شرایطی را متصور شویم، در این صورت از بین رفتن تحریمها نیز نمیتواند این کاهش قیمتها را جبران کند، در این وضعیت اقتصاد ایران ضرر و آسیبی که از سوی کاهش قیمت نفت میبیند بیش از تحریمهاست، اما توجه داشته باشید که سیاستهای اقتصادی کارآمد که نیازمند نوعی شهامت است، کارآمدتر و موثرتر از افزایش قیمت نفت و رفع تحریمهاست. در واقع تمرکز اقتصاد ایران باید بر کارآمد کردن اقتصاد باشد نه اینکه تمام توان خود را معطوف به افزایش قیمت نفت کند یا در صدد رفع تحریمها باشد. اما هدف عربستان و آمریکا از این راهبرد چیست؟ عربستان در دامپینگ (ارزان فروشی غیر قانونی) نفت سابقه طولانی دارد: در سال ۱۹۸۵ یکی از دلایل اصلی فروپاشی شوروی سابق پائین کشیدن فتیله قیمت طلای سیاه توسط ائتلاف آمریکا و عربستان بوده است یا در اواخر جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که با اجرای راهبرد مرسوم به بازارسازی آزاد، اقدام به افزایش تولید خود و کاهش قیمت فروش نفت کرد هم اینک نیز به نظر میرسد، عربستان در پی آن است روند کاهش قیمتها را ادامه دهد. این راهبرد نفتی بر محوریت تقابل با دو بازیگر عمده نفتی در جریان است. از اهداف سیاسی اقدام عربستان علیه روسیه، رویارویی دو جبهه غرب و روسیه در بحرانهای اوکراین و سوریه است که در هر دو جبهه عربستان از مواضع غرب حمایت میکند و تلاش دارد تا با فشار اقتصادی بر روسیه این کشور را وادار به عقب نشینی از مواضع خود در این دو جبهه بینالمللی کند. عربستان در صدد برآمده با زیر فشار گذاشتن ایران برای محدود کردن برنامه اتمی و وادار کردن ما به تغییر موضع خود در سوریه، نفت را زیر میانگین قیمت، به بازارهای آسیایی و آمریکای شمالی عرضه کند. همچنین طرح افزایش تولید نفت عربستان به منظور تصاحب بازارهای نفتی ایران در کشورهای مختلف جهان صورت میگیرد.
راهکار:
- درمان بیماری هلندی (وابستگی نهادها و ساختار اقتصاد کشورها به نفت)
نروژ پنجمین صادر کننده نفت جهان میباشد، نروژیها در سال ۱۹۷۲ بدلیل تزریق مستقیم پول نفت به بودجه دولت و بالا رفتن هزینهها متوجه شدند که اقتصادشان دچار مشکل شده است. نروژ چهار سال به بیماری هلندی مبتلا شد، دستمزدها بالا رفته بود، کارخانهها در رقابت با صنعت نفت کارگران خود را از دست میدادند و خارجیها برای سرمایهگذاری در صنعت نفت نروژ هجوم میآوردند. این هجوم ارزش پول نروژ را بالا برد و به همین خاطر مصرف کنندگان کالاهای صادراتی نروژ توان خرید این کالاها را نداشتند. در سال ۱۹۷۶ دولت متوجه تخریبهای ناشی از سونامی پول نفت شده بود، بنابراین دولت عمداُ مسیر ورود پول نفت به اقتصاد را بست. دولت نروژ ابتدا همه مزایا و اضافه درآمد شرکتهای نفتی را جمعآوری کرد و آن را در زمینه اکتشاف و تحقیق برای تولید نفت بیشتر سرمایهگذاری کرد. سیل درآمدهای نفتی بیشتر شد به همین خاطر دولت نروژ صندوقی مخصوص برای جمعآوری درآمدهای مازاد نفتی تاسیس و اعلام کرد که این دارایی نسل آینده نروژیهاست. دولت خودش را از دست زدن به این صندوق منع کرد و قرار شد که تنها ۴ درصد از درآمدهای نفتی در داخل هزینه شود و بقیه این پول صرف سرمایهگذاری در خارج برای خرید سهام شرکتهای سودده جهانی یا طرحهای پرسود داخلی شود. نتیجه این شد که درآمدهای نفتی نروژ از سال ۱۹۹۵ به جای اینکه مستقیماُ به سمت اقتصاد روانه شود، در صندوقی جمع شود که اکنون ارزش آن به ۸۹۰ میلیارد دلار رسیده است، این یعنی سهم هر شهروند نروژی در این صندوق معادل ۱۷۰ هزار دلار… هدف اصلی این صندوق اطمینان از عدم وابستگی اقتصاد نروز به پول نفت و برنامهریزی برای روز مبادایی است که نفت تمام شود یا قیمتش مانند این روزها به شدت کاهش یابد. این سیاست دولت نروژ منتج به این شده است که هم اکنون نروژ چهارمین کشور ثروتمند دنیا باشد، حقوق ماهیانه مردم نروژ ۵۰ درصد از متوسط کشورهای عضو اتحادیه اروپا بالاتر است و اینکه نروژ در ردهبندی جهانی از نظر اعتماد میان شهروندان و دولت همواره در رده نخست قرار داشته است.
- بهبود فضای کسب و کار و افزایش مالیات
اگر بودجه دولت را آسیب شناسی کنیم ریشه این مسئله به دو موضوع برمی گردد هم به بخش درآمد و هم بخش هزینه. در بخش هزینه، شکل اداره کشور و همچنین نفوذ نمایندگان مجلس در تخصیص بودجه های عمرانی سبب شده است که بودجه دولت بیش از اندازه واقعی اش افزایش یابد. لذا این کار دولت را بزرگتر می کند و حجم وسیعی از وظایف را بر دوش دولت قرار می دهد. این اتفاق در قالب ارقام و اعداد منعکس میابد. در طرفی دیگر که طرف درآمدی بودجه است عمدتا دو رقم اساسی گنجانده می شود یکی درآمدهای مالیاتی و دوم درآمدهای نفتی است. در بخش درآمدی به دلیل گرفتاری های سیستمی و مشکلات ساختاری در تحقق درآمدهای مالیاتی تکیه دولت بیشتر بر درآمدهای نفتی است. لذا درآمدهای نفتی در اداره کشور تعیین کننده است. این فرآیند غالبا از خارج از دولت به دولت تحمیل می شود. بنابراین میتوان با بهبود فضای کسب و کار، خارج نمودن اقتصاد از شرایط رکود تورمی و اعمال قوانین مالیاتی بگونهای که راههای گریز از پرداخت مالیات توسط بنگاههای تولیدی و خدماتی مسدود گردد، دولت را در افزایش درآمدهای مالیاتی و کاهش وابستگی به نفت یاری نمود.




