شما اینجا هستید

آخرین اخبار » اختلاف ما با آمریکا بر سر چیست؟

رابطه ایران با آمریکا

بدون اغراق هیچ موضوعی به‌اندازه دشمنی میان ما و آمریکا و ابعاد مختلف آن ظرف این 34سال بعد از انقلاب مورد بحث و گفت‌وگو میان ما ایرانیان نبوده است. پرسش تمامی خبرنگاران خارجی که پریروز در مصاحبه مطبوعاتی رییس‌جمهوری حضور داشتند درباره مناقشه میان ایران و آمریکا بود. 16سال پیش هم در چنین روزهایی وقتی که خانم کریستین امانیور از طرف CNN در برابر آقای خاتمی قرار گرفت که درست در آغاز ریاست‌جمهوری‌اش بود، نخستین و شاید بشود گفت تنها پرسش مهمش این بود که آقای خاتمی «با آمریکا چه‌کار می‌خواهید بکنید؟» 16سال بعد و در آغاز ریاست‌جمهوری آقای روحانی، همه پرسش‌های خبرنگاران خارجی از او آن بود که «با آمریکا چه کار می‌خواهید بکنید؟» درواقع مسئله هسته‌ای هم عملا گره خورده به مسئله آمریکاست. به بیان ساده‌تر، بدون برداشته‌شدن گامی در راستای حل مسئله ما با آمریکا، مشکل بتوان تصور کرد که فرجی در باب شکسته‌شدن بن‌بست مذاکرات با ۱+۵ بتواند برداشته شود. جالب است که پاسخ‌های آقای روحانی هم همان پاسخ‌های ۱۶‌سال پیش آقای خاتمی بود. این‌که «آمریکا باید حسن‌نیت خودش را ابتدا نشان بدهد»؛ «آمریکایی‌ها باید با یک زبان با ما صحبت کنند.» ؛«آمریکایی‌ها از موضع تهدید با ما برخورد نکنند و از موضع احترام با ما برخورد کنند.» ؛«آمریکایی‌ها باید صدای مردم ایران را بشنوند که در ۲۴‌خرداد چه گفتند.»؛ «ما اول باید حسن‌نیت و صداقتی از آمریکایی‌ها ببینیم.» ؛«آمریکایی‌ها باید به ما از موضع برابر و احترام نگاه کنند.» و غیره. این‌ها البته ترجیع‌بندهای جریانات به‌اصطلاح معتدل و میانه‌رو ایران است. بعد از این‌ها ترجیع‌بندهایی دیگر است. از جمله اینکه: «آمریکایی‌ها برای نشان‌دادن حسن‌نیتشان می‌توانند دارایی‌های ما را آزاد کنند که غیرقانونی و به‌ناحق ۳۴‌سال پیش بلوکه کرده‌اند »؛ «آمریکایی‌ها باید دست از توطئه، شرارت و دشمنی علیه مردم و ملت نجیب ایران بردارند»؛ «آمریکایی‌ها باید خواست و اراده مردم ایران را که انقلاب کردند و خواهان ایجاد یک نظام اسلامی در کشورشان شدند به‌رسمیت بشناسند»؛ «آمریکایی‌ها باید استقلال ایران را به‌رسمیت بشناسند»؛ «آمریکایی‌ها باید لوله تفنگ را که به‌سمت ملت ما نشانه رفته‌اند کنار بگذارند»؛ «آمریکایی‌ها باید تحریم‌های وحشیانه و غیرانسانی علیه ایران و مردم ایران را لغو کنند»؛ «آمریکایی‌ها باید از ملت بزرگوار ایران برای کودتای ۲۸‌مرداد‌۳۲ عذرخواهی کنند»؛ «آمریکایی‌ها باید از به‌راه‌انداختن جنگ تحمیلی، حمایت از صدام، زدن ایرباس ایران، ترور دانشمندان هسته‌ای و غیره عذرخواهی کنند؛» اما این همه داستان نیست. هنوز یک سطح سومی از «آمریکا باید…» وجود دارد که بیشتر در میان جریانات رادیکال و انقلابی مطرح است. از جمله اینکه: «تا آمریکا درست نشود، مذاکره و گفت‌وگو با آن بی‌فایده است.» ؛ «تا آمریکا آدم نشود، گفت‌وگو فایده‌ای ندارد.» ؛«تا آمریکا خوی استکباری و تجاوز دارد، مذاکره با آن فایده ندارد.» ؛«تا آمریکا دست از حمایت از رژیم اشغالگر قدس برندارد هیچ مذاکره و مصالحه‌ای با آن نمی‌تواند انجام شود.»؛ «به‌دلیل سلطه گروه‌های صهیونیستی که صاحبان اصلی ثروت و قدرت در آمریکا هستند، اساسا هیچ نوع دیالوگی میان ایران انقلابی با شیطان بزرگ نمی‌تواند به وجود بیاید.»؛ «فقط ساده‌اندیشان، غرب‌باوران، مرعوبان غرب، ساده‌لوحان و دنیاپرستان به گفت‌وگو با آمریکا اعتقادی دارند؛» و غیره. 


انسان وقتی نگاهی به این فهرست می‌کند، روحانی یا هاشمی‌رفسنجانی یا خاتمی که سهل هستند، اگر همه ملت ایران هم جمع شوند نمی‌توانند کاری در برابر فهرست جنایات و مفاسد آمریکا انجام دهنددرواقع نگاهی گذرا به این فهرست اولین نتیجه‌ای که به دست می‌دهد آن است که به‌فرض محال که روحانی بتواند از پس این فهرست برآید و با وجود این مدعیات سهمگین موفق شود برود پشت میز مذاکره با آمریکا بنشیند، هیچ فایده و ثمری به‌بار نخواهد نشست؛ اولا قبل از آن‌که برود، این فهرست را مخالفان مذاکره با آمریکا بر سرش ریز‌ریز خواهند کرد و هنوز نرفته پای میز مذاکره با آمریکا، آن‌چنان بلایی بر سر روحانی یا هرکس دیگری که قرار است برود با آمریکایی‌ها مذاکره کند خواهند آورد که ‌هزاران‌بار از این‌که با آمریکایی‌ها خواسته مذاکره کند، نادم و پشیمان خواهد شد. 


اما فرض بگیریم که روحانی با وجود همه فشارها، همه تهدیدها و همه اعتراضات کمر همت ببندد و یک‌تنه در دل شیر برود و برود پای میز مذاکره با آمریکا بنشیند. با توجه به فرهنگ و ادبیاتی که در این ۳۴ سال در ایران رواج داشته و شبانه‌روز در کشور تبلیغ شده، اگر همه امتیازهای دنیا را هم آقای روحانی از آمریکا بگیرد و اگر آمریکایی‌ها سند شش دانگ دنیا را هم بروند محضر و به‌نام ایران بکنند، باز هم در ایران خواهند گفت که «روحانی آخرش خیانت کرد و در برابر آمریکا به‌دستور هاشمی‌رفسنجانی عقب‌نشینی کرد». آمریکایی‌ها هر اقدامی که انجام دهند و هر گامی که بردارند، از نظر ما هیچ قدمی نبوده و به فرض هم که بپذیریم آن اقدام درست بوده، خواهیم گفت که برای فریب آن اقدام را انجام داده‌اند. 


به‌بیان دیگر و در شرایط فکری و ذهنی که در ایران علیه آمریکا وجود دارد، امکان هیچ مذاکره و گفت‌وگویی میان ما و آمریکا وجود ندارد و همان‌طور که گفته شد، اگر هم به‌فرض مذاکره و گفت‌وگویی انجام بگیرد، صرف‌نظر از آن‌که نتیجه آن‌چه باشد، ما یکسره به‌عنوان، «سازش»، «تسلیم»، «کوتاه‌آمدن» و… با آن مخالفت خواهیم کرد. 


به‌همین دلیل است که بنده معتقدم مقدم بر مذاکره با آمریکا، ما باید یک گفت‌وگوی جدی و واقع‌بینانه میان خودمان انجام دهیم. اساس و مبنا، یا چارچوب این گفت‌وگو پرداختن به این پرسش ساده و بنیادی است. اینکه: «اساسا دلیل دشمنی ما با آمریکا بر سر چیست؟» اگر آن‌گونه که ما معتقدیم دلیل دشمنی ما با آمریکا به‌واسطه آن است که «ما می‌خواهیم مستقل باشیم»؛ «ما می‌خواهیم یک نظام اسلامی در ایران داشته باشیم، اما آمریکایی‌ها نمی‌خواهند که ما مستقل باشیم و می‌خواهند که ما نوکر آن‌ها باشیم»؛ یا «نمی‌خواهند ما نظام اسلامی داشته باشیم و می‌خواهند که ما یک نظام لاییک داشته باشیم»، که در آن صورت اساسا جایی برای مذاکره، گفت‌وگو و رابطه با آمریکا نمی‌ماند. ما که حاضر نیستیم استقلالمان خدشه‌دار شود، ما که حاضر نیستیم یک میلی‌متر از استقلال یا اسلامیتمان را کوتاه بیاییم؛ بنابراین دشمنی ما با آمریکا یک امر همیشگی است. اگر دشمنی ما با آمریکا به‌واسطه آن است که ما می‌خواهیم در عرصه بین‌المللی مستقل عمل کنیم، اما آمریکایی‌ها به ما می‌گویند که نه نمی‌شود و باید در عرصه بین‌الملل تابع ما باشید، عملا هیچ‌وقت میان ما با آمریکایی‌ها تفاهمی نمی‌تواند به‌وجود بیاید؛ بنابراین مقدم بر این‌که ما با آمریکا بنشینیم و مذاکره کنیم، باید سوالی را که ۳۴‌سال است پاسخ آن را فرض گرفته‌ایم، برای نخستین‌بار برای خودمان مطرح کنیم که به‌راستی «علت دشمنی ما با آمریکا بر سر چیست؟» کمترین دلیل من برای اهمیت طرح این پرسش آن است که اگر نگفته باشم که همه آنچه را ما درباره آمریکا ادعا می‌کنیم و برای خودمان ساخته و پرداخته‌ایم، لااقل بخش عمده‌ای از آن‌ها واقعیت ندارند و معلول ذهن ما است، این ذهنیت دلیل کافی برای توجیه ضرورت یا علت دشمنی‌مان با آمریکا نیست. 

  1. همشهری

    بسیار واضح است که امریکا با اصل انقلاب و اسلام علوی مشکل دارد نه هسته ای و نه چیز دیگر .انها اسلام امریکایی میخواهند مثل کشورهای عربی و تعجب میکنم اقای زیباکلام که چنین نظری دارند مگر کدام یک از رییس جمهوران بعد از انقلاب نمیخواهند که با امریکا ارتباط داشته باشند؟ همه میخواستند وهمه راهها هم با تغییر رییس جمهوران ازمایش شده است اما امریکا کشور مستقل اسلامی نمیخواهد . و گرنه خودش در دوره شاه موافق هسته ای ایران بوده است چون شاه مثل کشورهای عربی غلام حلقه بگوشش بود وباز هم ان زمان نمیگذاشت ایرانیها تکنولوزی ان را بدست بیاورند .اقای روحانی باید با قدرت از موضع به حق مردم ایران دفاع کند و کوتاه نیاید البته با تدبیر و امید

  2. غ

    به زیبا کلام بگوید جوک هاشو به روز تر بنویسه . یه چیز دیگه هم بهش بگید: هشت سال احمدی نژاد با تمام بدی هاش تونسط یک سیاست خارجه ارمان ایجاد کنه که تو اون سیاست جواب تمام سوال های شما ها امده>

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری مهرستان | اخبار شهرستان های مهر و لامرد در جنوب استان فارس