بسم رب الشهداء
دلمان امروز کمی گرفته است،عطرشان عطر زهرایی است،چشمانمان اما پربغض،مادرانشان را باید ستایش کرد ودستان پرمهر شیر پرور پدرانشان را باید بوسید.
آری،از صد وهفتاد وپنج لاله آلاله ی در دل نشسته را می گویم.
آری،از صد و هفتاد وپنج ستاره ی تا ابد پرنورآسمانی را می گویم که امروز آمدند و لحظه ای مهمانمان بودند.
از سرو قامتان همیشه برافراشته ای که تا منتهای بی نهایت از غیرت ومردانگی وشجاعت وشهامت وهمت آنها
باید سخن ها سرایید، را می گویم.
آری،به احترام وجود پاک با صفایشان تا ابد باید پا برجا ایستاد.
وچه زیبا وباعظمت بر خود بالیده ایم وافتخار کرده ایم که راه شهیدانمان وراه صد وهفتاد وپنج گل خوشبوی
حضرت زهرای مرضیه،راه جوانان برومند سید و سالار شهیدان است.
امروز دیارمان رنگین شده است وپراحساس،که از برای دیدنشان لحظه وزمان دیگر برایمان معنی ندارد..
شهید جاودانمان ،آنجا هم پیش خدایت بودی و در بهشت…
امروز اندکی مهمانمان بودید و بال گشودید و پرواز کردید…
دیارمان عطر نرگس گرفته است…
همیشه به یادمان هستید،ما هم در دل، شما را از یاد نخواهیم برد…
به قلم: جلال پوررستگار
شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -





آری ای کاش به پاس حرمت خون شهدادست دزدان سیرناشدنی راکه همانندافعی بربیت المال چمبره زده اندراباعزمی راسخ وبی هیچ ملاحظه ای قطع کنیم وازشعارووعده به مستضعفین کشوردست برداریم