حمایت اصلاحطلبان، هرچند بعضی تلاش میکنند نقش این حمایت را تکذیب کنند، حسن روحانی را از «نیاوران» به «پاستور» فرستاد. حال این اصلاحطلبان مسئول مطالبات هوادارانشان از دولت روحانی هستند؛ مطالباتی که باید مطرح شود و نباید بار دولت یازدهم را سنگین کند. عبدالواحد موسویلاری، وزیر کشور دولت اصلاحات به پشتوانه سالها هدایت مطالبات نهادهای مدنی، شاید بهتر از هر شخص دیگری درباره بتواند درباره «مطالبات» مردم سخن بگوید. موسویلاری در جریان جلسه اخذ رای اعتماد از مجلس، توسعه سیاسی و دفاع از فضای تضارب آرا را مهمترین هدف خود اعلام کرد. او هنوز هم توسعه سیاسی و دفاع از فضای تضارب آرا را مهمترین مطالبه پیش روی دولت روحانی میداند؛ مطالبهای که اگر به آن پاسخ درخور داده شود، دیگر کمتر با مفاهیمی مانند «ساختارشکن» در کشور مواجه خواهیم شد. اما موسویلاری تنها وزیر کشور اصلاحات نیست. او یکی از اعضای مجمع روحانیون مبارز است؛ مجمعی که چهرههای شاخص مانند سیدمحمد خاتمی، مهدی کروبی و محمد موسویخویینیها دارد. اما شاکله مجمع هنوز نتوانسته به پویایی چهرههای شاخصش عمل کند. موسویلاری به «بهار» میگوید: «این نقص مجمع در فضای بازی که دولت روحانی ایجاد خواهد کرد، رفع خواهد شد.»
چرا اصلاحطلبان در انتخابات اخیر ریاستجمهوری از حسن روحانی حمایت کردند؟
دو شاخص اصلی مد نظر اصلاحطلبان بود. یکی خواست و تمایلات مردم برای تغییر وضعیت موجود. آقایان خاتمی و هاشمی و عموم اصلاحطلبان احساس کرده بودند مردم از آنها نمیگذرند اگر به خواست تحولخواهی جامعه پاسخی داده نشود. اصل دوم بلوغ سیاسی اصلاحطلبان و مردم بود. اصلاحطلبان باور کرده بودند که نباید تنها به مطالبات صددرصدی خودشان بپردازند. زیرا اولا هر جریانی که بخواهد به مطالبات صددرصدی خود برسد، ناچار به نفی دیگران است. ثانیا اصلاحطلبان نمیتوانستند مطالبات حداکثری خود را مدنظر داشته باشند زیرا اگر به دنبال مطالبات حداکثری خود میرفتند با ضرری مضاعف روبهرو میشدند و نه میتوانستند به آن مطالبات دست پیدا کنند و نه حتی به درصدی بسیار کمتر از مطالباتشان میرسیدند. به همین دلیل بین نامزدهای این انتخابات، آنهایی که به دنبال ادامه وضع موجود نبودند، بررسی کردند. دو نامزدی که به صورت فردی نامزد این انتخابات شده بودند. آقای عارف که تابلوی اصلاحطلبی داشت و آقای روحانی که اعتدالگرایی و گفتمان اصلاحطلبی را تبلیغ میکرد. عقل و خرد جمعی اصلاحطلبان را به انتخاب حسن روحانی سوق داد. هرچند او با تابلوی اصلاحطلبی در این انتخابات حضور پیدا نکرده بود. اما گفتمان اصلاحطلبی را در مناظرات و سخنرانیهایش رعایت و مطالباتی را مطرح میکرد که منطبق با مطالبات اصلاحطلبان بود. از طرف دیگر او وابستگی تشکیلاتی به جریان مخالف نداشت و جامعه روحانیت مبارز نیز دیرزمانی بود با او سر ناسازگاری داشت. از همینرو احتمال اینکه بتواند بعضی از مطالبات اصلاحطلبی را نمایندگی کند، زیاد بود. اصلاحطلبان به این نتیجه رسیدند که او میتواند در جهت برآورده کردن بخشی از مطالبات مردم و اصلاحطلبان حرکت کند. در حقیقت ما بین مطالبات و گفتمان اصلاحطلبی و فرد منتسب به اصلاحطلبان، گفتمان را انتخاب کردیم تا با این روش در حد مقدور، گفتمان اصلاحطلبی در کشور حفظ شود و دوباره رواج پیدا کند.
چگونه اطمینان پیدا کردید که حسن روحانی میتواند مروج گفتمان اصلاحطلبی باشد؟
ولو اینکه حسن روحانی مدعی اصلاحطلبی نیست، از تبلیغات انتخاباتیاش برمیآمد که او گفتمان اصلاحطلبی را راهحل نجات کشور میداند. مهم نیست که او از عنوان اصلاحطلبی استفاده نمیکند، آنچه اهمیت دارد، راه و روش اوست. حسن روحانی بر لزوم ایجاد فضای باز سیاسی، اقتصاد مولد، دیپلماسی فعال و تنشزدا تاکید دارد. این خواستها همان خواستهای اصلاحطلبان است. اصلاحطلبان در یک کلام برای ترویج این گفتمانشان، حسن روحانی را انتخاب کردند. البته منظور من این نیست که آقای عارف نمیتوانست گفتمان اصلاحطلبی را نمایندگی کند. تنها بر این نکته تاکید دارم که شرایط کشور به گونهای بود که موانع پیشروی آقای عارف بیش از روحانی بود و ما نمیخواستیم برای بار دوم از تشتت آسیب ببینیم که یکبار در آستانه انتخابات سال ۸۴ به اصلاحطلبان صدمه وارد کرده بود.
این راهکار برای پیروزی در انتخابات، موفق بود. اما امروز جریانی نه تنها مدعی عدم تاثیر حمایت اصلاحطلبان در پیروزی حسن روحانی است که حتی داعیهدار رای او نیز هست. چرا برای جلوگیری از مصادره رای اصلاحطلبان در انتخابات، پیشاپیش چارهای نیندیشیدهاید؟
ما به خرد و فهم و شعور مردم اعتماد داریم. در تمام طول دو دهه اخیر هر زمان که مردم برای «انتخاب» آزاد بودند، گفتمان اصلاحطلبی را انتخاب کردند. این امر نشان داده که مردم گفتمان اصلاحطلبی را ترجیح میدهند. اما اینکه اصولگرایان با رسانههایی که در اختیار دارند، از صداوسیما گرفته تا کیهان، مدعی رای مردم شدند، واقعیت را تغییر نمیدهد. زمانی گالیله به دلیل فرار از دادگاه تفتیش عقاید توبه کرد، اما حین امضای توبهنامه زیر لب زمزمه میکرد: «با توبه من زمین از حرکت باز نمیماند.» اصولگرایان میتوانند سعی کنند غلب واقعیت کنند، اما نمیتوانند موفق شوند. اصولگرایان همه ظرفیتهای خود را به میدان آوردند اما بیهیچ تردیدی در این انتخابات پیروز نشدند. آنها در جریان انتخابات در مقابل حسن روحانی که کاندیدای نهایی اصلاحطلبان شد صفکشی کردند ولی موفقیتی کسب نکردند. حتی اگر حرف اصولگرایان درباره میزان تاثیر حمایت اصلاحطلبان از حسن روحانی را بپذیریم، با توجه به عدم حمایت اصولگرایان از او، میتوان این سوال را مطرح کرد که پس حسن روحانی به استفاده از کدام ابزار در این انتخابات به پیروزی رسید؟ اصولگرایان باید به این سوال پاسخ بدهند که چه اتفاقی از روز دوشنبه ۲۱ خرداد تا روز رایگیری در جامعه رخ داد که حسن روحانی را از یک نامزد متوسط در نظرسنجیها به نامزد مقبول مردم تبدیل کرد؟ تردیدی نیست که او با حمایت آقای خاتمی، آقای هاشمی و احزاب اصلاحطلب توانست در همان مرحله اول پیروز این انتخابات باشد. اصولگرایان که نه تنها از او حمایت نکردند که در مقابل او بودند و اصلاحطلبان هم بهزعم افراطیون اصولگرا نقشی نداشتند پس لابد از عالم غیب عواملی پیروزی او را هموار کردند. اگر اصولگرایان بتوانند ثابت کنند که عاملی از عالم غیب در پیروزی حسن روحانی نقش داشته است، اصلاحطلبان میپذیرند که حمایت آنها در این انتخابات بیتاثیر بوده است.
برای مردم عملکرد اصلاحطلبی مهمتر از گفتمان اصلاحطلبانه است آیا اگر اصلاحطلبان در چهار سال آینده نتوانند در اداره کشور مشارکت کنند، ممکن است دیگر مردم در انتخابات پیشرو از تصمیم اصلاحطلبان تمکین نکنند؟
من این خطر را بسیار جدی میدانم. کارکرد دولت روحانی، حتی اگر این دولت مدعی اصلاحطلبی هم نباشد، به پای اصلاحطلبان نوشته خواهد شد. مردم از این دولت کارکرد اصلاحطلبانه میخواهند. تا دیروز گفتمان اصلاحطلبی تابلو راهنما بود اما پس از تشکیل دولت کارکرد اصلاحطلبانه پاسخ به خواست و مطالبات مردم است. اگر آقای روحانی و مجموعه همکارانش نتوانند این کارکرد را به درستی ارائه کنند، هم به خودشان صدمه میزنند هم به کسانی که از او در انتخابات حمایت کردند. بخشی از جامعه اگر عملکرد دولت متناسب با مطالبات مردم نباشد، از دولت سرخورده میشوند. عده دیگری هم ممکن است خط خود را از دولت جدا کنند. زمانی که مردم ببینند دولتی که شعارهای اصلاحطلبانه سر داده است، در چینش نیروها و در عملکردش دغدغههای اصلاحطلبانه را رعایت نمیکند، از دولت فاصله میگیرند. این خطر به صورت جدی وجود دارد که ضرر جدایی تودههای مردم از دولت و شکاف بین مطالبات ملت از عملکرد دولت به شکاف بین دولت-ملت بدل شود. نقش رسانهها در این زمینه بسیار مهم است. آنها باید به این صورت خطر را به دولت جدید گوشزد کنند. روحانی باید بداند، که به اعتقاد من میداند، رعایت نکردن مطالبات آنهایی که در این انتخابات از او حمایت کردند، نهتنها حمایت آنها را از او سلب میکند، که رقیب را هم برای حمله به دولت او ترغیب میکند.
چرا اصلاحطلبان همان زمانی که تصمیم گرفتند از روحانی حمایت کنند، او را ملزم به پاسخگویی به مطالبات اصلاحطلبانه نکردند؟
یکی از ویژگیهای اصلاحطلبان این است که اهل زد و بندهای سیاسی پشت پرده نیستند. ما نمیخواستیم حمایت خود از او را مشروط به گرفتن چند وزیر درکابینه بکنیم. از آنجایی که اصلاحطلبان شفاف و روشن در انتخابات از حسن روحانی حمایت کردند، فرض را بر این گذاشتند که او درک کاملی از تاثیر این حمایت دارد. تلقی اصلاحطلبان از حسن روحانی این بوده و هست که او به آنچه میگوید ایمان دارد. اگر انتخابهای حسن روحانی برای تشکیل هیات دولت، به ترویج گفتمان اصلاحطلبی بینجامد، دیگر تفاوتی ندارد که چه کسانی بر مصدر امور گذاشته میشوند.
کنترل سطح مطالبات اجتماعی، یکی از دغدغههای امروز فعالان سیاسی است. به عنوان فردی که تجربه وزارت کشور را دارد، فکر میکنید چه راهکاری باید در نظر گرفت که مطالبات به گونهای مطرح شود که هم متناسب با واقعیات جامعه باشد و هم یک نگاه به جلو داشته باشد و اصلاحطلبانه قلمداد شود؟
مطالبات جامعه باید به گونهای هدایت شود که نقطه تلاقی مردم و ارکان سیاست باشد نه نقطه تعارض آن. این سختترین کاری است که پیش روی فعالان سیاسی در امر هدایت و پاسخگویی بهمطالبات مردم قرار دارد. در قدم اول باید مطالبات را بررسی کرد تا مشخص شود، اساسا کدام مطالبات به صورت واقعی و عینی در جامعه مطرح هستند؟ از نظر من بعد از انتخابات ۲۴ خرداد یک مطالبه از سوی مردم در حد تفاهم ملی مطرح شد. آن مطالبه «تغییر وضعیت موجود» در دو حوزه امنیت و معیشت است. به این دلیل درباره این مطالبه با قاطعیت سخن میگویم که در جریان انتخابات دو قطب ایجاد شد. یک قطب بر ادامه وضع موجود اصرار داشت و قطب دیگر خواستار تغییر شرایط بود. آقایان جلیلی، ولایتی، حدادعادل و حتی قالیباف نمادهای قطب اول بودند. قطب دوم اصرار داشت شرایط کشور باید تغییر کند. جامعه نسبت به قطبی اقبال نشان داد که نمایندههای آن یعنی آقای عارف و روحانی، یا شخصا نماد تغییر شرایط موجود بودند یا مجموعه هواداران آنها خواستار تغییر شرایط موجود بودند. در جریان این انتخابات عزم ملی حول نیاز به تغییر ایجاد شد و نشان داد که تغییر شرایط موجود یک مطالبه همگانی است.
برای «تغییر شرایط موجود» باید کدام حوزهها تغییر کنند؟
اول از همه اقتصاد. مردم در هشت سال گذشته به شدت از نظر اقتصادی دچار مشکل شدند. بهبود شرایط اقتصادی کشور یک مطالبه عمومی است. اصولگرایان و اصلاحطلبان، درباره لزوم پاسخگویی به این مطالبه تفاهم دارند. هرچند هریک راهکارهای متفاوتی برای حل این مشکل دارند. با در نظر گفتن اهمیت این مطالبه مردم، درباره لزوم به پاسخگویی به آن اختلافی وجود ندارد. با توجه به اینکه راهکارهای اصولگرایانه برای حل مشکلات اقتصادی کشور و مردم در هشت سال گذشته نتوانست پاسخگوی نیازهای مردم باشد، بخشهای معتدلتر و منطقیتر اصولگرایان هم به این نتیجه رسیدهاند که باید از روشهای اصلاحطلبان برای حل مشکلات اقتصادی استفاده کرد.
منظور من بیشتر مطالبات اجتماعی و سیاسی مردم بود؛ مطالباتی از این دست احزاب، مطبوعات، تشکلها و رسانههای آزاد و فعال.
در هشت سال گذشته نهادهای مدنی مورد بیمهری مطلق دولت قرار گرفتند. به همین دلیل فضای تلخ و ترش و بیاعتمادی بین دولت و ملت ایجاد شد. یا به عبارتی رویکرد هشتساله گذشته دولت درباره نهادهای مدنی باعث بیاعتمادی دولت-ملت شده است. مطالبه امروز در این حوزه ایجاد فضای نقد برای این نهادهای اجتماعی-سیاسی است. در حوزه اجتماعی هم روشهایی مانند گشت ارشاد و امثال آن، جواب نداده است. تا جایی که بعضی از اصولگرایان آن به این نتیجه رسیدهاند که حتی اگر هدف، صحیح باشد، با روشهای غیراصولی نمیتوان به آن رسید. تا جاییکه پس ما میتوانیم به همفکری خردورزان جریان راست، امیدوار باشیم که در روشهایی که تاکنون در عرصههای مختلف پیگیری شده است، بازنگری کنند. این بازنگری، پاسخگویی به مطالبه تغییر و تحولخواهی جامعهای است که از آقای روحانی در این انتخابات حمایت کرد. البته مطالبات را باید با توجه به ظرفیتهای جامعه مطرح کرد. دیگر اصلاحطلبان به دنبال رسیدن به مطالبات حداکثری خود نیستند و واقعیتها را لحاظ میکنند.
تا زمانی که تعریف مشخصی از ساختارشکنی وجود نداشته باشد، هر آن ممکن است فردی یا نهاد یا حتی جریانی را به ساختارشکنی متهم کرد.
زمانی که فضای نقد، فضای گفتوگو و فضای پذیرش سلایق گوناگون در جامعه به رسمیت شناخته شد، زمانی که پذیرفته شد هر نقدی براندازی نیست، دیگر نمیتوان هر صدای مخالف یا منتقدی را متهم به ساختارشکنی کرد. یک روزنامهنگار، یک فعال سیاسی یا یک استاد دانشگاه، ممکن است نظری متفاوت از رویه رسمی داشته باشد. اگر حق طرح نظر منتقد یا مخالف برای همه مردم در نظر گرفته شود، خواه ناخواه منتقدان هم میپذیرند که آرای خود را با توجه به ساختار جامعه و چارچوب قانون اساسی طرح کنند. اما زمانی که فضای نقد و تضارب آرا بسته شد و هر نوع انتقادی به شخص یا گروهی، انتقاد به اصل نظام تلقی شد، فعالان عرصههای مختلف یا متهم به ساختارشکنی میشوند یا به سوی ساختارشکنی سوق پیدا میکنند. از اصولگرایان خواستیم که مانیفست خود را ارائه دهند تا مشخص شود هرکسی که نقدی را مطرح میکند یا حتی آنها را نقد میکند، لزوما منتقد نظام یا مخالف نظام نیست.
اصولگرایان پشت سر نظام قایم میشوند تا هر انتقادی را با فریاد «مخالفت با نظام» در نطفه خاموش کنند. دوستان اصولگرا فراموش کردهاند که مخالفان با راه و روش آنها مخالف هستند و خواستار نابودی آنها نیستند. اگر اصولگرایان این پیشنهاد ما را بپذیرند، مرز بین کسانی که اصل نظام را قبول ندارند و آنهایی که بخشی از روشها و کارکردهای مسئولان نظام را قبول ندارند، خود به خود مشخص میشود. اگر مخفی شدن پشت ارزشهای دینی و کاسبکاری از دین و ارزشهای دینی از سوی یک جریان خاص کنار گذاشته شود، اگر خود را «نظام تلقی کردن» از سوی جریان اصولگرا منتفی شود و دیگر اصولگرایان داعیه سخنگویی نظام را نداشته باشند، اختلاف پیرامون مفهوم ساختارشکنی به حداقل میرسد. به دلیل فقدان فضای تضارب آرا جایگاه نقد منطقی و تلاش برای تغییر روشها و رویهها با جایگاه تلاش برای تغییر ساختارها و بنیانها، خلط شده است. اگر این فضای نقد و گفتمان در کشور حاکم شود، به صورت طبیعی مرز بین آنهایی که به دنبال تغییر رویکردها هستند و آنهایی که به دنبال تغییر بنیانها هستند، مشخص میشود.
امروز حسن روحانی در مقامی قرار گرفته که از یک سو خود را با مطالبات اصلاحطلبان مواجه میبیند از سوی دیگر با مطالبات اصولگرایان تندرو. در این شرایط باید پاسخگویی به مطالبات کدام گروه را در اولویت قرار دهد؟
آقای روحانی باید بپذیرد که امثال آقای شریعتمداری به هیچ حدی بسنده نمیکند. یعنی نهتنها به دنبال کسب مطالبات حداکثری خود هستند، که اعتباری برای دیگری هم قائل نیستند. یعنی آنها یک اصل دارند و آن «حق» بودن خودشان است. اصولگرایان تندرو با توسل به این فرض همهچیز را برای خود میخواهند. روحانی نباید فراموش کند که آنها همهچیز را میخواهند. او باید به امثال شریعتمداری فرصت اظهارنظر بدهد ولی نمیتواند برآورده کردن مطالبات آنها را در اولویت قرار دهد. حسن روحانی باید بداند کسانی که به او رای دادند و او را وامدار رای خود کردند، مطالباتی دارند. مسائلی مانند احترام به کرامت انسانی، حفظ حریم زندگی خصوصی مردم، غیرامنیتی بودن جامعه و رسیدگی به معیشت مردم. روحانی باید به این مطالبات پاسخ بدهد.
ساختار سیاسی ایران به گونهای است که هیچیک از جناحهای سیاسی، تا زمانی که در راس قدرت قرار نگیرند، نمیتوانند «گفتمان» خود را ترویج کنند. جدا از امید بستن به دولت جدید برای ترویج گفتمان اصلاحطلبی، اصلاحطلبان چه راهکارهایی برای ترویج گفتمان خود در چهار سال آینده که به صورت رسمی قدرتی در اختیار ندارد، در نظر دارند؟
فرض اصلاحطلبان بر این است که دولت حسن روحانی فضایی در کشور ایجاد میکند که گروههای مختلف امکان طرح نظر و عقیده خود را در کشور داشته باشند. البته انتظار ایجاد فضایی جدید به این معنا نیست که دولت جدید امکانات عمومی را در اختیار اصلاحطلبان یا اصولگرایان قرار میدهد. تنها امیدواریم بستری فراهم شود که اصلاحطلبان بتوانند دیدگاههای خود را مطرح و دیدگاه مقابل را نقد کنند. به همین دلیل ضمن اینکه اصلاحطلبان در مدیریت اجرایی نقشی حداقلی خواهند داشت، از فضای پیشآمده برای طرح گفتمانشان استفاده میکنند. هرچند معتقدم مردم گرایش اصلاحطلبان را میشناسند و میخواهند. به این دلیل که در اکثر انتخابات به اصلاحطلبان رای میدهند. اما باید در این فضای جدید به تقویت نهادهای مدنی، احزاب و تشکلها بپردازند. اصلاحطلبان باید با شناسنامه مشخص خود به فعالیت در عرصه جامعه مدنی
بپردازند.
مجمع روحانیون مبارز به عنوان یکی از احزاب اصلاحطلب، در چهار سال آینده برای تقویت نهادهای مدنی چه برنامههایی دارد؟
مجمع قبول دارد که باید به جای رویکرد منفعلانه، به صورت فعال عمل کند.
منبع: روزنامه بهار
شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -





درود بر سید مهری
سلام بر چهره دل ربای موسوی لاری
درود بر بزرگ مرد منطقه
سلام ودرود بر مهرستان که درجهت تنویر افکار عمومی اقدام به انتشار چنین مصاحبه هایی می کند.تحول خواهی وبرون رفت از وضعیت قبلی کشور در آراء مردم مشخص است.مردم نجات کشور را از پرتگاهی که کاسبان دین ومدعیان ارزشها ایجاد نموده اند خواهانند. واین خواسته اولین مطاله آنها است.مرحله دوم اقدامات اصلاحگرانه است که وظیفه بزرگان نظام است.اگر مسئولین کشور دلسوز نظام هستند و خواهان تداوم فرصت خدمت رسانی به مردم می باشند باید بدانند که این بار هم مردم به آنها فرصت دیگری دادند تا به اصلاح امور بپردازند.این مطلب روشن است که اصلاح گری واصلاح طلبی کف خواسته مردم است.نظامی که پایه اش بر نیات صادقانه شهدا و رزمندگان وهمه کسانی که این انقلاب را یاری کرده اند استوار است نمی تواند مجالی برای جولان کاسبان دین و سوء استفاده کنندگان از ارزشها باشد
ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ . ﮔﺮﺩﻫﻤﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ . ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ . ﺭﺷﺘﻪ ﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻫﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻓﺎﺭﻍ ﺍﻟﺘﺤﺼﯿﻞ ﺷﺪﻧﺪ، ﮐﺎﺭﺷﻨﺎﺳﺎﻧﯽ ﮐﻪﺩﺭ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﯼ ﻣﺴﺘﻨﺪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎ ﺯﺩﻧﺪ . ﺗﮑﻔﯿﺮﻫﺎ ﮔﻔﺘﻨﺪ . ﻟﻌﻦ ﻫﺎ ﮐﺮﺩﻧﺪ. ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻫﺎﮔﺮﻓﺘﻨﺪ . ﺗﻮﺑﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺷﮑﺎﻑ ﻫﺎ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ . ﺗﻬﻤﺖ ﻫﺎ ﺯﺩﻧﺪ . ﺩﺍﺩﻫﺎ ﺯﺩﻧﺪ. ﻓﻐﺎﻥ ﻫﺎﮐﺮﺩﻧﺪ. ﺑﺼﯿﺮﺕ ﻫﺎ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﻓﺘﻨﻪ ﻫﺎ ﻋﯿﺎﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ …ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺭﯾﺘﻤﯽ ﮐﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﻠﻨﺪﮔﻮﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﯼﺳﺒﺰﯼ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺩﺳﺖِ ﺗﻮﺳﺖ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﺭﺍﻣﺖ ﻭ ﺁﻥ ﺑﺎﻻ ـ ..کور خوندند
هان آقای مهرستان چندروزی میشه که برخی مطالب که به مذاقت خوش نمیاد و مقداری به برخی افراد بزرگ به نظر شما ایراد میگیرد چاپ نمیکنی؟ چیزی نگفتیم فقط گفتیم…(حذف متن)……(حذف متن)……(حذف متن)……(حذف متن)
سلام/متاسفانه شما عادت دارید در نظراتتان به برخی افراد شاخص سیاسی اتهام هایی بزنید که در هیچ دادگاهی بررسی و ثابت نشده است ، درست مانند برخی جریانهای سیاسی که خود را نه یک جریان سیاسی بلکه اصل نظام تلقی می کنند و به سادگی از طریق تریبون هایشان به اتهام ذهنی و توهین می پردازند
با تشکر از مهرستان ضاهرا برخی دوستان هنوز واقعا پیام انتخابات را نگرفتند تا بفهمند مردم چه مطالباتی دارند وچه چیزها وچه نوع افکاری را برنمیتابند وبه سلایق افراطی نه گفتند ،تفکری که متاسفانه باعث عقب افتادگی وخسارت کشور بیشتر از هشت سال شد
سلام شما متاسفانه این طور فکر می کنید متن قبلی کامل می زدید و به قضاوت می گذاشتید من گفته بودم عده ای از منادیان اصلاحات در انگلیس و آمریکا عمر ننگین سپری می کنند و از دست فهد و نخست وزیر اسرائیل جایزه می گیرند و عده بیشترشان در کودتای رنگین ۸۸ نظام اسلامی را به لبه پرتگاه بردند و می خواستند اوضاع کشور را مانند وضعیت فعلی مصر و سوریه کنند و از آقای موسوی لاری خواسته بودیم دست از این جریان بردارد و با این قوم برانداز همراهی نکند چون علاقه ایشان به نظام و رهبری برکسی پوشیده نیست. شما(مهرستان) جملاتی از دیگران خوانده اید و با اتهام زنی به افشاکنندگان مخالفین نظام آن ها را به تک روی متهم می نمایید. ما اصل نظام نیستیم و مدافع اصل نظام هستیم شما هم سعی کنید هیچ فرد و گروهی را بزرگتر و مهمتر از نظام ندانید و منصفانه عمل کنید. اینان در دادگاه الهی و افکار مردم محکوم بالذات هستند و به گفته مقام معظم رهبری عقاب و عذاب الهی را برای خود خریده اند. انشاالله این متن را با حذف متن مواجه نشود تا مشخص شود مهرستان در روزهای کمی غیر عادی هم منصف است و مخالف نیز بر می تابد البته تا امروز من مهرستان را از خود و طرفدار نظام محسوب می کرده ام تا الان که پرداختن به فتنه و فتنه گران را اتهام زنی معنا کرد برداشتم تغییر کرد
برادر عزیز شما به چه حقی خود را به جای خدا گذاشته ای وبرای خدا هم تکلیف تعییین میکنی؟ ایا برشماهم وحی نازل شده وما نمیدانستیم ؟ضمنا شما که از انصاف میگوییددور ازتقوا وجوانمردیست که به عده ای اتهام وارد کنی وفرصت دفاع ندهی درتمام محاکم فرصت دفاع هم به متهم داده میشود
برادر عزیز عباس جان چرا عده ای به دام انگلیس و اسرائیل افتاده اند آیا نمی خواهیم به عملکرد خودمان فکر کنیم علت رارها کرده و به معلول فکر می کنی امیدوارم در دولت اعتدال دیگر دفع به حداقل و جذب به حداکثر برسد.
ای جانم والا
با تشکر از مهرستان که انصاف خرج داد توصیه میکنم سعی شود با تقویت ایده های حقیقی در تنویر افکار عمومی دخیل باشید و اجازه ندهید شائبه ضدیت با نظام نسبت به مهر و مهرستان تقویت گردد. اون روز که آقای موسوی لاری در سطح منطقه و کشور مشهور و معروف بود اون روز که آقای موسوی لاری در دفاع از انقلاب و امام برعلیه رئیس جمهور وقت اما خائن(بنی صدر) سخنرانی کرد و …. خیلی ها معنی انقلاب و امام را نمی فهمیدند متاسفانه عملکرد بد بعضی ها و تبلیغات خلاف برخی ها و فقر بصیرتی زیادی ما را از ادامه مسیر عقب انداخت . عده ای جاهل در جشن ها اغراض خود را آشکار می کنند و با عمل خود حیثیت سیاسی شهر را می برند یا مواضع تند می گیرند و از مخالفین و معاندین دفاع می کنند و یا اون قدر سرد برخورد می کنند و در صف مخالفین دلسوزان واقعی نظام قرار می گیرند. مخالف عملکرد غیر عادلانه یک نماینده هستند به کلیت حمله می کنند. امروز هم که یکی از یاران قدیمی نظام که وفاداری خود را به انقلاب و رهبری اثبات کرده و با عنایت نظام و رئیس جمهور محترم به وزارت اطلاعات منصوب شده برای ما موجب خوشحالی است و عملکرد غیر عادلانه مسئولان قبلی و فعلی لامرد را به پای آقای علوی ننویسیم و برای ایشان و دولت دعا کنیم و کمک کنیم تا در حل مشکلات موفق بوده و طبیعی است در یک فضای دوستانه از وزیر اطلاعات تقاضا خواهیم کرد تا در توان و شرح وظایف همه نقاط منطقه را ببیند و سفارش کار عادلانه به همه مسئولین نموده و در انتخاب افراد لایق و شایسته و دلسوز برای شهرستان مهر هم در حد وسع خود مساعدت نماید. ما هم سعی کنیم جوانان و پیران خود را بصیرت بخشیده تا عادت بگیرند هرکس که با تقوا و منصف و طرفدار اسلام و انقلاب است و خدمتگزار واقعی مردم می باشد بزرگ دانسته و بدانند برای توسعه مادی و معنوی شهرستان راهی جز وحدت و انسجام و تقویت ارکان نظام وجود ندارد و هرکس غیر از این دنبال چیز دیگری باشد باید از مجموعه مدیریت اجتماع کنار گذاشته شود. از بزرگان سیاسی و مذهبی خود هم بخواهیم تا دسته و احزابی که با نظام اسلامی زاویه دارند فاصله گرفته بگیرند. یک بار دیگر از آقای همدانی بابت انتشار این مطالب تشکر میکنم و از فشارهایی که از سوی برخی گردن کلفت ها جهت انتشار مطالب تحمل می کنند خدا صبر گفته ولی تشویق میکنیم بی طرفانه مطالب را انتشار داده و اگر طرف ها مطلبی دارند منتشر کنند و جواب بگیرند
باید به آقای هم ولایتی عرض کنم که برادر عزیز برای خائنین بزرگ که دادگاه به معنای عرف نمی گیرند و معنای دفاع و وکیل تناسبی ندارد. در طول تاریخ خائنین فراوانی بوده اند که به حکم وجدان عمومی محکوم شده اند و توسط مختارها به مجازات رسیده اند. دیگران چیزی میگند شما هم بازگو می کنید افرادی که آمده اند در روز روشن و نه یک بار و دوبار و نه یک و دوماه بلکه ۸ ماه مرکز کشور را جولانگاه خود قرار داده و هرگز خیرخواهی دلسوزان نظام را نپذیرفته و فقط به بیگانگان اتکا کردند و اگر نبود تدبیر بزرگان نظام می توانست به درگیری های بین مردمی تبدیل شود شما ایشان را متهم قابل دفاع می دانید و منتظرید که در رسانه ملی اجازه دهن کجی به ارزش های ملت داد ه شود. اینان در دادگاه افکار عمومی محکوم ابدی هستند و باید جوابگوی لطمات جبران ناپذیری که به کشور زده اند نزد خداوند و خون شهدا باشند البته بله ینده هم معتقدم نباید همه را بهانه همراهی با فتنه گران متهم کرد و به دلسوزان و طرفداران نظام تهمت زد غرض من از این که از فرصت استفاده میکنم و در لابه لای درس خواندنم در دانشگاه متنی در مهرستان می نویسم این است به کمک هم باعث تنویر افکار شویم و مانع انحراف فکری مردم و حتی بزرگان شهر از مسیر اصلی انقلاب شویم من شنیدم که در روز جشن انتخابات عده ای از جوانان مهری شعارهای غیر مربط سرداده و پلاکارد ها و تصاویر در حمایت از فتنه حمل میکرده اند شما فکر می کنید این حرکات چقدر موجب گمراهی مردم و وهن مردم انقلابی ما در نظر مردم بقیه جاها می شود؟ ما که بیرون هستیم متوجه میشیم چقدر دهان مخالفین روی مهر باز می کند. شما و خدا بیایید فرهنگ سازی کنیم
با سلام خدمت برادر عباس. دوست عزیز مدم شهرستان مهر وفاداری خود را به نظام و رهبری در سالهای پیش به اثبات رسانده اند و کیست که نداند مردم مهر مردمی متدین و مذهبی و باخدا هستند و بر خلاف دوستان شما که دم از اصولگرایی میزنند و در روز روشن دست به هر دروغ و تهمت و خلافی میزنند و جالب اینجاست که بیشتر اعمالشان نیز به نام رهبری انجام میدهند!! کجا بودید جنابعای روزی که حاج آقا سجادی با آنهمه احترامش برای نظام و رهبری عده ای به اصطلاح اصولگرای کوته فکر او را خانه نشین کردند و دل مردم مهر را به درد آوردند. کجا بودید جنابعالی روزی که در انتخابات مجلس شورای اسلامی در دوره هشتم ( دور دوم مرحوم حیاتی )که آنهمه ت…(حذف).. و ت…(حذف).. صورت گرفت و هیچ کس به داد مردم شهرستان مهر نرسید. دوست عزیز مردم متدین و خداجوی شهرستان مهر پایبندی خود را نسبت به نظام ثابت کرده اند و صاحب اصلی نظامند و در عجبم از اینکه عده ای تازه بدوران رسیده که نام اصولگرا را بر خود نهاده اند به دلیل حمایت مردم این شهر از آقای موسوی لاری و آقای خاتمی و راه ایشان مردم این شهر را فتنه گر میخوانند .
با تشکر از آقای محمودی که جانانه به تفکر اصولگرایی تاخته در حالی که مطالب خودشان موج می زند از اصولگرایی. ما اسم برایمان مهم نیست خود مشتاق و مدافع رهبریم و هرکس که به نظام و رهبری علاقه و اعتقاد عملی دارد دوست داریم جناح و خطش مهم نیست. اما هیچ وقت به حامیان فتنه بها نداده و نخواهیم داد و هرگز موسوی لاری را در کنار ..(حذف متن).. نام نمی بریم چون ایمان و اعتقادشان به ولایت شباهتی به هم ندارد ..(حذف متن).. را سر کوچه بیت رهبری راه نمی دهند در صورتی که آقای موسوی لاری همین قبل از انتخابات بود که در محضر رهبرعزیز حاضر شدند. شما هم موضوع محلی آقای سجادی با مسائل کلان خلط نکنید خود آقای سجادی خودش می داند چرا عذرش خواستند و مدت ها قبل ازش خواسته بودند که برای رفتن آماده باشه ..(حذف متن)….(حذف متن)….(حذف متن)….(حذف متن)….(حذف متن)….(حذف متن)….(حذف متن)….(حذف متن)….(حذف متن)….(حذف متن)… بله مردم شهر و شهرستان مهر از پیشقراولان انقلاب بوده و هستند ولی تبلیغات و و جود افرادی چون شما مهر را طور دیگری نشان می دهد. تقلب در انتخابات هم خلافی بزرگ است اما نه به قدر تخریب کل نظام و قرار دادن مردم مقابل نظام اسلامی. ما تازه به دوران رسیده ایم ولی خوشحالیم که به حق رسیده ایم و جای افسوس دارد حال شما که به سرعت از مسیر حق و انصاف دور می شوید و هنوز به خاتمی و میر حسین ها دلخوش کرده اید و خوب می دانید در سرای دیگر هرکس با دوستانش محشور می شوید شک نکنید فردا بخاطر دفاع از براندازان نظام اسلامی و تخریب افکار مردم مسلمان شرمنده شهدا و امام خواهید بود. آرزوی عاقبت به خیری برای خودم و شما و همه را دارم
آقای موسوی لاری در همان ایام فتنه ۸۸ با صراحت در جواب آقای محتشمی پور گفتند که در سیستم انتخاباتی ما امکان جابجایی ۱۳ میلیون رای وجود ندارد و چنین اتهامی جایگاهی ندارد. بله از برخی تخلفات انتقاد داشتند ولی مانند ..(حذف متن).. و …… با بی تقوایی بر تقلب که کلمه رمز بین منافقین داخلی و دشمنان خارجی بود صحه نگذاشت.اگرچه ای کاش با شکستن سکوت تمام قد به دفاع از نظام می ایستاد و نشان می داد که می توان ..(حذف متن)….(حذف متن).. اما پاسدار محض ولایت بود. و ای کاش این روزها شفاف تر از کانون فتنه فاصله می گرفت و مانند آقای روحانی اردو کشی خیابانی فتنه گران را ننگ می شمرد و مانند دکتر علوی خود را شاگرد سراپا فرمان ولایت برمی شمرد. ای کاش از طرفداران منحرفی چون ….. تبری می جست. شک نداریم با انصاف و طهارتی که قبلا از ایشان سراغ داریم موسوی لاری همان موسوی لاری دهه ۶۰ خواهد شد و تاریخ نام ایشان را در کنار اسامی فاسدانی چون..(حذف متن).. و..(حذف متن).. پاک خواهد کرد. بله هرکس در خیابان شهر به نفع فتنه گران شعار دهد و عکسشان بر سینه می زنند فتنه گر هستند و خدا نبخشایدشان که در محرم سال ۸۸ ابروی شهرمان بردند و تحت سکوت آقای ..(حذف متن).. و حلقه اطرافش جسور و جسورتر شدند و ما امروز در مقابل دانشجویان شهرهای دیگر هر روز مورد طعن و کنایه قرار میگیریم و باید مدام اثبات کنیم این حرکات فقط کار اندکی افراد منحرف است و مردم شهر از ایشان انزجار دارند. قصد دارم در کنار همه کار دانشجویی از مهرستان نهایت استفاده کرده و از واقعیات بنویسم شاید میدان از دست افراد منحرف گرفته شود.
حسین عزیز خدا رو شکر که آقای روحانی رئیس جمهور شد وگرنه این طور که از حرفات معلومه تحت فشار عد های قصد انگلیس و اسرائیل داشته ای. عزیزم مگه هرکه مشکلی براش پیش اومد باید برداره برود زیر چتر دشمن قرار بگیره کجای تاریخ نشون داد ه که هرکس چنین اقدامی کرده سود کرده. اتفاقا فضای سیاسی کشور باز است و اونقدر آزادی زیادی وجود دارد که هرکسی به هر مقامی که دلش میخواد انتقاد یا توهین می کند. دلیل ندارد بارسفر بسته و به آغوش غرب رفت. اما این ظاهر قضیه است عده ای از آقایان تحت هیچ فشاری نبوده اند ولی قبله حاجات شان انگلیس و آمریکاست و وقتی که در سمت های عالی فرهنگی و سیاسی بوده اند کار برای غرب می کردند. حقیقت این است که هرکه دست علی نبوسید باید پای معاویه ببوسد.
مطالبی که عباس میگه درسته باید چهره واقعی شهر مهر نشون داد و جلوی ظلم به مردم ولایتمدار و طرفدار نظام اسلامی گرفت و اجازه نداد بخاطر عده ای که نمی دانند انقلاب یعنی چه و طبق منافع خود مردم را له یا علیه این و اون می چرخانند وجهه مردم شهر در نظر دیگران بد جلوه دهند. ولی به نظرم عباس زیاد از موسوی لاری دفاع میکنه من معتقدم آقای موسوی لاری از عملکرد این افراد راضی است چون بعید می دانم خبر از کارهای ایشان و زیان های عملشان مطلع نباشد و می تواند با موضع گیری جلوی تخریب چهره شهر بگیرد. خدا همه را به راه راست هدایت کند.
ﺩﻭﺳﺖ ﻋﺰﻳﺰ ﺑﺎﻳﺪ ﺩاﻧﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺑﺨﺶ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺁﻱ ﭘﻲ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺷﻤﺎ ﺭا ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ. اﻳﻦ ﻧﻆﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻣﻲ ﺷﺪ. ﺷﻤﺎ ﺑﻨﺪ ﭘﻨﺠﻢ ﻣﻮاﺭﺩ ﻋﺪﻡ ﺗﺎﻳﻴﺪ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺭا ﺭﻋﺎﻳﺖ ﻧﻜﺮﺩﻩ اﻳﺪ…..ﺟﻬﺖ اﻃﻼﻉ ﺑﻘﻴﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺎﺯﺩﻳﺪﻛﻨﻨﺪﻩ .. ﻧﻆﺮاﺕ ﺑﺎ ﻧﺎﻡ ﻋﺒﺎﺱ و ﻋﻠﻲ ﺩﺭ ﻭاﻗﻊ ﻳﻚ ﻧﻔﺮ اﻧﺪ.
پس معلوم شد این دوستمون بر خلاف اینهمه ادعاهای عجیب وغریبش خودش به اصول اخلاقی پایبند نیست مشت نمونه خرواره باتشکر فراوان ازروشنگری مهرستان
مهرستان عزیز اگه با یه دیدگاهی مخالفید اختیار دارید تایید نکنید ولی به بهانه این که بند پنجم رعایت نشده و عباس و علی را یکی محسوب کنید شایسته نیست. من عباس را نمی شناسم اما در اینجا چند نفر هستیم و معمولا از یه سیستم استفاده می کنیم شما توقع دارید مثلا در یه خانواده چند دستگاه کامپیوتر باشه یقینا خیلی ها از یه سیستم استفاد می کنند اما مطالب ارسالی ایشان به میل مهرستان است ایراد نداره اما مطالب من چون مقداری نقد به شخصیتی مورد علاقه مطالب داشته ام رگ غیرت مهرستان به جوش آمده روش خوبی برای خارج نمودن مخالف یافته اید . متشکرم
مهرستان شما خیلی خوبید هیچ ایرادی ندارید و بسیار منصف و عادل هستید بی خودی مشتاق و مخالف شخصیت ها نمی شوید و مستقل عمل می کنید. قانون برایت مهم است مخالف و موافق برایت فرقی ندارد. موافق ها را صدتا می بینید و مخالف ها چندتا رو یکی. با یه تیر ۲نشون می زنی. پسر چقدر تو حرفه ای شده ای؟
دراین شرایط حساس وبحرانی منطقه تنها کسی که میتواند سکان فرمانداری بدست بگیرد سید عل..(حذف متن).. است حرف از کسانی توی قم وشیراز هستند نزنید که مردم خسته شده اند اقای م..(حذف متن)..هشت سال کجا بودی؟ ایا درد ومشکلات مردم میدونی چیه؟ نود درصدمردم مهر بااقای ..(حذف متن).. هستند اقای موسوی لاری مددی کن
سلام جناب اقای موسوی لطفا تمام تلاش خود رابکنید تا اقای ع..(حذف متن).. بتوانند فرماندار شوند
التماس دعا