
عضو شورای شهر کوشکنار هرمزگان در پاسخ به یادداشت جعفر قادری نماینده شیراز درباره دلایل و مزایای ساحلی شدن فارس، جوابیه ای را صادر کرد.
علی قاسمی عضو شورای اسلامی شهر کوشکنار شهرستان پارسیان در پاسخ به یادداشت جعفر قادری نماینده مردم شیراز در مجلس درخصوص دلایل و مزایای ساحلی شدن فارس، جوابیه ای را صادر کرد.
متن کامل جوابیه عضو شورای شهر کوشکنار که در اختیار پایگاه خبری جنوب نیوز قرار گرفته، بدین شرح است:
بنا به دلایل ذیل الحاق پنج روستای صورباش، فارسی، اکبری، تمبو جنوبی و تمبو شمالی تابعه بخش کوشکنار پارسیان از توابع استان هرمزگان به فارس غیر کارشناسی و غیر منطقی می باشد:
1- مطابق با ضوایط قانون تقسیمات کشوری، روستاهای تابعه هر بخش باید نسبت به مرکز بخش مربوطه کمترین فاصله داشته باشد. اولین روستای از پنج روستای فوق با مرکز بخش کوشکنار ۵/۲ کیلومتر و با مرکز شهرستان پارسیان کمتر از ۳۰ کیلومتر فاصله دارد در حالی که با الحاق آنها با لامرد فارس فاصله این روستاها با مرکز شهرستان لامرد بیش از صد کیلومتر خواهد شد و این جفای بزرگی در حق این روستاها بوده و باعث سرگردانی و نارضایتی مردم آن روستاها خواهد شد. و برخلاف ضوابط تقسیمات کشوری است و از تصمیم عجولانه غیر کارشناسی انتظاری بیش از این نمی رود.
2- در حال حاضر استان هرمزگان از طریق بخش کوشکنار پارسیان همجوار پارس جنوبی استان بوشهر است با الحاق این پنج روستای مرزی به فارس، استان فارس همجوار استان بوشهر خواهد شد و امتیاز همجواری هرمزگان با پارس جنوبی از دست خواهد رفت و پارسیان و کوشکنار از امتیاز بکارگیری نیروهای بومی وتخصیص اعتبارات عمرانی از طریق پارس جنوبی محروم خواهند شد. با الحاق پنج روستا به فارس، فارسها این امتیاز مهم را از کوشکنار و پارسیان خواهند گرفت و در راستای تأمین اهداف استان فارس، پارسیان از نظر اقتصادی صدمه فراوانی خواهد دید لذا هیچ پارسیانی و کوشکناری چنین اجحافی را نخواهد پذیرفت. نتیجه تصمیم غیر عرفی و غیر منطقی این است که تمامی منابع در آمدی ایجاد کننده عمران و آبادی منطقه غرب هرمزگان را از آن فارس خواهد کرد و با این اقدام در توسعه همه جانبه بر روی غرب هرمزگان بسته خواهد شد!!!؟؟؟
3- محدوده ساحلی چهار کیلومتری که به فارس ملحق شده دارای ساحلی مرجانی کم نظیر ودر محدوده پارک ملی حفاظت شده نایبند زیر نظر سازمان محیط زیست قرار دارد که خود این پارک زیر نظر پارکهای بین المللی حفاظت شده است. مسوولین استان فارس بارها اعلام داشته اند که هدفشان از الحاق پنج روستا به فارس ایجاد بندر آزاد و منطقه ویژه اقنصادی در این محدوده است. لازمه احداث منطقه آزاد، خاک برداری و خاک ریزی در سطح بسیاروسیع و دگرگونی وسیع درساختارمحیط زیست است که مهمترین آن نابودی پارک ملی نایبند است و این برخلاف مصالح ملی و ارزیابی زیستی محیطی است.پس با انجام این الحاق هیچ گونه کار اقتصادی انجام نخواهد شد و کسانی که این طرح را ارائه داده اند باید پاسخگو باشند. ازریاست محترم سازمان محیط زیست کشور و مدیران کل محترم محیط زیست استانهای هرمزگان و بوشهرتقاضا دارم که به این موضوع مهم ورود کنند .
4- در دریا نمی توان دقیقا خطوط مرزی تعیین کرد و در صورت تحقق و عملیاتی شدن الحاق پنج روستابه فارس این استان، تحت عناوین گوناگون بیشتر مرزهای دریایی پارسیان و یا احتمالا بوشهر را در اختیار خواهد گرفت در این صورت مرزنشینان دریا دل و ساحل نشین از نعمت عظیم خدادادی دریا محروم خواهند شد و این نعمت از آن استانی می شود که نزدیکترین شهرستان آن بیش از صد کیلومتر با دریا فاصله دارد و غرب پارسیان که در مجاورت دریا قرار دارد باید از این نعمت خدادادی دریا محروم شود!!!؟؟ دل خوشی مردم ساحل نشین به منابع خدادادی و عظیم دریا است واین مرزداران غیور و شجاع که سالها با دریا و صید وصیادی و ملوانی عجین شده اند نمی توانند شغل دیگری را برگزینند و این می تواند بحران اجتماعی و بیکاری را بدنبال داشته باشد.
5- بیان این نکته که خلیج فارس با استان فارس شناخته می شود استدلال کاملا نادرستی است زیرا خلیج فارس اسم استانی نیست و یک نام ملی و فرا منطقه ایی است وهیچ استانی حق ندارد که نام ملی را به نام استان خود مصادره کند.
6- خداوند نعمت گردشگری و آب و هوای خوب را به فارسها و نعمت دریا را به هرمزگانیها عطا کرده، بنابراین هر استان باید بر اساس پنانسیل موجود استانی خود برنامه ریزی کنند و عمران و آبادی را برای استان خود به ارمغان بیاورند نه اینکه به پتانسیل استانهای دیگر چشم طمع بدوزند و با ملحق کردن مناطق پتانسیل دار استانهای دیگر به استان خود باعث نارضایتی و تنش اجتماعی آن جامعه شوند و یا به هر شیوه ایی به اهداف غیر منطقی خود برسند. لذا هر استان باید به داشته های خود قناعت کند.
7- سوابق گذشته درخشان هرمزگانیها نشان داده که دارای تجارب فراوانی در مرزبانی و حفط و حراست و دفاع از مرز های آبی خلیج فارس می باشند. استان فارس تجربه گرانبهای هرمزگانیها را ندارند لذا مانند هرمزگانیها قادر نخواهند بود که از مرزهای آبی خلیج فارس دفاع کنند پس باید دفاع از مرزهای دریایی به هرمزگانیهای دریا دل و عاشق دریا واگذار کرد و به این دلیل در حال حاضر مرزهای هرمزگان یکی ازامن ترین مرزهای آبی کشور است.
8- بعضی از مسئولین فارس به گونه ایی وانمود می کنند که آنها در استفاده از پتانسیل دریا توانمندتر هستند و هرمزگانیها این توانایی ندارند. همه استانها زیر نظر یک دولت اداره می شوند و در شرایط برابری قرار دارند و اینگونه نیست دولت محترم خدمتگذار به یک استان عنایت ویژه ایی داشته باشد و خدای ناکرده به استان دیگر بی توجه باشد. استان هرمزگان هم می تواند اعتبارات ملی را صرف استفاده از پتانسیل دریا کند کما اینکه این مهم را قبلا انجام داده است. و این چنین نیست که استان فارس بتواند اعتبارات ملی را جذب کند و استان هرمزگان ازانجام این مهم ناتوان باشد.
از پیگیرها و تلاشهای نماینده محترم ولی فقیه در استان، مجمع نمایندگان مجلس در استان و شوراهای اسلامی تابعه شهرستان و ائمه جمعه شهرستان پارسیان وهم چنین پیگیریهای ریاست محترم مجلس و جناب آقای ابو ترابی نایب رئیس محترم مجلس تقدیر و تشکر کرده واز ریاست محترم محبوب جمهور که دستور تعلیق این طرح را صادر کردند تشکر ویژه می نماییم. با توجه به موارد فوق و بدلیل تبعات منفی گسترده ایی که این طرح دارد مردم این شهرستان و روستاهای تابعه ازاین بزرگواران و ریاست محترم محبوب جمهوری اسلامی استدعا دارند که دستور فرمایند این طرح را ملغی کنند تا نگرانی مردم منطقه برای همیشه برطرف شود.
شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید
کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -






آقای قادری نماینده شیرازی که فقط برای لامرد جان میکتد( این هم از بدبختی ..(حذف متن).. میشه) راهی برای کوتاه شدن فاصله ان روستاها تا مرکز شهرستان در پیش گرفته اند آنهم ساخت تونلی از لامرد تا کوشکنار است که درست از بزرگترین مخزن گاز شیرین جهان ( تابناک ) می گذرد و احتمال تخریب چاه ها و از بین رفتن کلی این میدان کازی غنی وجود دارد علاوه بر زیان شدید ملی که بر منابع خدادادی زیر زمینی وارد خواهد آورد تولید پالایشگاه پارسیان را نصف کرده و تولید انرژی کشور را بمخاطره خواهد انداخت. نمی دانم چه جوابی آقای قادری ، صادق عابدین ( استاندار سابق فارس ) ، نجار ( وزیر کشور سابق) ، و نهایتا محمود احمدی نژاد برای نسل های آینده خواهند آیا تعصبات جناحی و باندی پاسخ مناسبی برای آیندگان خواهد بود.
باسلام آقای قاسمی فکرمیکنید فاصله شما تاهمین چند سال پیش تامرکزشهرستان یعنی لنگه کم بود نخیر بیش از ۲۰۰ کیلومتر بود دوما – ازکجامعلوم خود یکی از این روستاها نخاد به بخش تبدیل بشه سوما- یکی از دلایل شما در مخالفت این است که ما همه در یک کشوریم مرزها معنی ندارد وفارسیها میتونن به راحتی توهرمزگان سرمایه گذاری کنن و….. پس هم مرز نبودن با پارس جنوبی هم نباید معنی داشته باشه چهارما – شما چندین سال باپارس عسلویه همسایه بودین باوجود آلودگی تونستین از دودرصد نفت وگاز چیزی برای شهرستانتون بگیرین.
جناب آقای حسین ۱۲۸
عمق چاهای گاز شیرین تابناک بالغ بر ۳۰۰۰ متر است درصورتیکه تونل در سطح زمین و یا همان عمق ۲۰۰ متری از قله کوه می باشد
لطفا” در ارائه ادله نظر کارشناسی ارائه فرمائید نه دلایل سطحی و بچه گانه
رفع بخشی از ابهام های ساحلی شدن فارس
(جالب تر اینکه برخی از دوستانی که در هرمزگان هم با این موضوع مخالفت میکنند، اصالتا از شهرستان لارستان هستند! تا آنجا که بنده اطلاع دارم در شهرستانهای لامرد و مهر هیچکس مخالف ترقی سایر شهرستانها نیست، ولی اینکه عده ای بخواهند با محروم نگه داشتن مناطقی در فارس و یا هرمزگان، پلکانی را برای ترقی خود بسازند قابل قبول نیست.)
شیرازه- «دکتر جعفر قادری» نماینده مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی طی یادداشتی به شبهات «الحاق استان فارس به خلیج فارس» پاسخ داده است که به صورت زیر منتشر می شود.
سئوال۱- اگر فارس به دنبال ایجاد صنعت در ساحل است، مگر این کار بدون ساحلی شدن این استان امکانپذیر نیست؟
در شرایطی که فارس می تواند برای استفاده از ظرفیت های دریا و انرژی موجود در منطقه با یک مقدار هزینه اضافی و سرمایه گذاری بیشتر، صنایع خود را در استان فارس مستقر نماید، چرا در استان دیگری سرمایه گذاری کند؟ اگر بنا باشد که فارس در کنار دریا ساحل اختصاصی نداشته باشد، چرا باید توان تخصصِی، فرصت های سرمایه گذاری و منابع ارزی و ریالی بانکی خود را برای توسعه استانی غیر از فارس بکار بگیرد؟ در شرایطی که برخی از منابع به صورت استانی توزیع شده است، اختصاص منابع یک استان به استان دیگر برای تامین اشتغال و ارزش افزوده دیگران چه محلی از اعراب دارد؟ چه کسی از مسئولین فارسی می پذیرد که در جائی سرمایه گذاری نمایند که عوارض، مالیات و اشتغال حاصل از کالاهای تولید شده آن نصیب استان دیگری میگردد و موجب رونق بخش اقتصاد سایر استانها خواهد شد؟ ظاهرا برخی از دوستان فراموش کرده اند که براساس مصوبه دولت، در یکی از استانها برای برخورداری از اشتغال ایجاد شده در تاسیسات نفتی و گازی، شهرستانهای واقع در همان استان با فاصله ۴۰۰ کیلومتری بومی تلقی شده ولی شهرستانهای با فاصله ۲۵ کیلومتری در استانهای دیگر غیر بومی بحساب آمده و سهمی از این اشتغال نداشتند. اگر فرصتهای شغلی بدون توجه به مرزهای جغرافیایی در کشور توزیع میشد، با مهاجرت بیکاران به مناطق مستعد اشتغال، اینهمه فاصله بین نرخ بیکاری استانها وجود داشت؟ با این استدلال آیا منطقی است که استانی نزدیک به ساحل مثل فارس، آب و مواد اولیه را از دریا و از طریق سیستمهای حمل و نقل به درون استان با هزینه بالا منتقل و سپس با هزینه بالا، کالای تولید شده را برای عرضه در بازارهای بین المللی به کنار دریا انتقال دهد؟ اگر تولید محصولات آب بر و یا وابسته به مواد اولیه وارداتی و همچنین وابسته به بازارهای صادراتی در مناطق داخلی فارس توجیه ندارد و کمک فارسی ها به تولید در سایر استانها هم قابل پذیرش نیست، پس راهی جز ادامه مرزهای فارس تا کناره ساحل باقی نخواهد ماند.
سئوال ۲- اگر فارس در ساحل روبروی خود سرمایه گذاری نکند، آیا این سرمایه گذاری توسط هرمزگان انجام نمی شود؟
در پاسخ به این سوال باید گفت وقتی در ساحل بندرعباس هم دسترسی به دریا امکان پذیر است، هم گاز و میعانات گازی به وفور یافت می شود و هم زیرساختهائی مثل اسکله های شهیدان رجائی و باهنر در دسترس است و سایر امکانات موجود در یک مرکز استان در دسترس قرار می گیرد، کدام سرمایه گذار هرمزگانی دارای منطق اقتصادی، حاضر است مناطق ویژه اقتصادی اطراف بندرعباس را رها کرده و با یک فاصله نزدیک به ۴۰۰ کیلومتری برای سرمایه گذاری راهی ساحل جنوب فارس شود؟ در شرایطی که دولت برای استخراج گاز از حوزه گازی کیش سرمایه گذاری وسیعی کرده و پالایشگاه و تاسیسات این حوزه در ساحل چارک در حال برنامه ریزی و تاسیس است و زمین و فضاهای وسیعی در کنار این بندر در حال آماده شدن است و این حوزه معادل ۵ فاز پارس جنوبی ذخیره گازی دارد و فاصله این بندر هم تا بندرعباس زیاد نیست، سرمایه گذاری هرمزگانی ها در غربی ترین نقطه هرمزگان دور از ذهن است. اگر هرمزگان در این محدوده سرمایه گذاری نکند و فارس هم انگیزه ای برای سرمایه گذاری نداشته باشد، این محدوده در سالهای آینده نیز دوران محرومیت خود را سپری خواهد کرد. برای هرمزگان در توجه به این محدوده انگیزه کافی وجود ندارد و همین طور که تا به حال توجهی نکرده در آینده نیز توجهی نخواهد داشت.
سئوال ۳- آیا هدف از این الحاق بیشتر تامین منافع فارس نیست؟
الحاق فارس به دریا یک اقدام برد- برد است. این الحاق بیش از آنکه برای فارس منفعت داشته باشد برای محدوده الحاقی و مناطق مجاور و کلیت کشور متضمن منفعت است. به اعتقاد ما اگر الحاق این محدوده به فارس صورت نگیرد، احداث صنایع در این محدوده توجیهی نداشته و استقبالی از آن صورت نمی گیرد. در صورت عدم الحاق، فارسی ها انگیزه ای برای سرمایه گذاری در این نقطه ندارند. اگر بنا باشد که فارسی ها واحد تولیدی خود را در این محدوده مستقر و مجوزهای لازم را از بندرعباس اخذ نمایند، هزینه اضافی متحمل شده اند. در اینصورت برای یک سرمایه گذار فارسی، سرمایه گذاری در لامرد، مهر، بوشهر، بندر امام، چابهار و یا در مجاورت بندرعباس مقرون به صرفه تر از این محدوده خواهد بود. با نزدیک شدن محل اخذ مجوز و محل استقرار واحد تولیدی، در هزینه های سرمایه گذاری و اداره واحد تولیدی صرفه جوئی خواهد شد. مدیرعامل سابق منطقه ویژه صنایع انرژی بر پارسیان نقل می کرد که برای توجیه ظرفیتهای این منطقه در جلسه شورای اداری هرمزگان شرکت کرده بودم، در این جلسه یکی از مدیران کل هرمزگانی خطاب به من عنوان کرد: وقتی همه زیرساختها در کنار بندرعباس فراهم است، چرا منطقه ویژه را در پارسیان تعریف کرده اید؟ شما قضاوت کنید: اگر فارس در کنار دریا ساحل داشته باشد، با تفاوتی که در استعدادهای بین یک منطقه در حوالی شیراز و یک منطقه در کنار دریا از نظر دسترسی به آب، انرژی، مواد اولیه وارداتی و بازارهای صادراتی وجود دارد، آیا یک مسئول شیرازی به خودش اجازه طرح چنین سئوالی را خواهد داد؟ بر این اساس این الحاق نفع هر دو طرف را به همراه خواهد داشت.
سئوال ۴- چه اطمینانی وجود دارد که فارس بعد از ساحلی شدن به این محدوده توجه کند؟
اگر ساحل ملحق شده بعد از الحاق نیازمند حمایت فارس است، نیاز فارس به این محدوده به مراتب بیشتر و شدیدتر است. پس از الحاق این محدوده به استان فارس، مسئولین ما نمی توانند به این نقطه بی توجه باشند. فارس برای احداث صنایعی که مصرف آب بالائی داشته و نیازمند به حمل و نقل ارزان دریائی و انرژی هستند به این محدوده نیاز مبرم دارد. علاوه بر آن بخشی از فعالیت های گردشگری مردم فارس در این محدوده انجام می شود و متناسب با انتظارات استان در این نقاط زیرساختهای گردشگری ایجاد نشده است و لذا استان فارس که بدنبال توسعه صنایع، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و توسعه گردشگری است، حتما به این محدوده توجه ویژه خواهد کرد.
سئوال ۵- آیا مخالفت برخی از افراد با این الحاق از سر دلسوزی برای محدوده ملحق شده نیست؟
انشاء الله که چنین است. اما با همه خوش بینی باید پرسید چرا تا بحال در جهت انتقال هیچکدام از صنایع بزرگی که در مناطق دیگر استان هرمزگان ایجاد شده و امکان انتقال آن به این محدوده وجود داشته، اقدامی نشده است؟ پاسخ این سئوال روشن است. باید بپذیریم که اگر هر کدام از مسئولین فارسی هم بجای متولیان امور در بندرعباس مسئولیت می داشتند، ممکن بود به چنین کاری تن در نمی دادند، چراکه برای آنها این تصور وجود دارد که سرمایه گذاری در این محدوده جایگزین سرمایه گذاری در بندرعباس می شود. هرچند ممکن است چنین تلقی وجود داشته باشد، اما از نظر همگان این موضوع مکملی برای سرمایه گذاری بحساب می آید. این یک واقعیت است که سرمایه گذاری در این محدوده، متضمن منافع بیشتری برای فارسی ها است و فارسی ها به همین دلیل نسبت به هرمزگانی ها در سرمایه گذاری در این محدوده راغب ترند. اما اطمینان داریم که هم مسئولین و هم مردم فهیم هرمزگان سرمایه گذاری در غرب استان را نه تنها مزاحمتی برای توسعه استان خود نمی دانند، بلکه کمک میکنند تا با تحقق الحاق، سرمایه گذاری در این نقطه حتی توسط سایر استانها سرعت بگیرد.
سئوال ۶- آیا بدون الحاق مشکلی برای احداث و توسعه خطوط ارتباطی بین بندرعباس و محدوده الحاقی وجود دارد؟
مگر مردم این محدوده به عنوان یک شهروند ایرانی حق ندارند که در کوتاه مدت به امکانات حمل و نقل ریلی، هوائی و زمینی مناسب دسترسی داشته باشند؟ آیا باید منتظر بمانند تا مشکل کل کشور حل شده و سپس نوبت به آنها برسد؟ برای منطقه ای که بالقوه توان رشد و توسعه سریع را دارد، حتی کمترین تاخیر در ایجاد زیرساختهای آن نیز کوتاهی در حق مردم آن منطقه و بلکه کل کشور است. حال اگر بنا باشد این امکانات برای مردم محدوده الحاقی فراهم شود در کدام جهت توجیه پذیرتر و اقتصادی تر است؟ از محدوده الحاقی به سمت بندرعباس و یا از محدوده الحاقی به سمت شیراز؟ وقتی مراودات تجاری بین محدوده الحاقی و بندرعباس در حد قابل قبولی نیست و این مسیر صرفا یک مسیر اداری است و نمی تواند یک مسیر تجاری، صادراتی و وارداتی باشد و حتی اگر مراودات تجاری هم در این مسیر باشد، در امتداد همین مسیر، ارزان ترین شیوه حمل و نقل یعنی حمل و نقل دریائی وجود دارد و می توان جابجائی بار را با کمترین هزینه از طریق دریا انجام داد، کدام کارشناس اقتصادی توجیه پذیر بودن احداث خط آهن، دایرکردن پروازهای هوائی و احداث آزادراه و بزرگراه در جابجائی بار و مسافر در این مسیر را تایید می کند؟ با این توصیف فقط در مسیر شیراز به محدوده الحاقی است که احداث بزرگراه و آزادراه و کشیدن خط آهن و برقراری پرواز توجیه دارد.
در حالیکه فاصله محدوده الحاقی تا بندرعباس ۴۲۰ کیلومتر بوده و به وسیله یک راه فرعی به هم ارتباط پیدا می کند، فاصله این نقطه تا شیراز کمتر از ۳۷۰ کیلومتر بوده و به وسیله اتوبان به هم وصل شده و یا در آینده نزدیک به هم وصل میشود. با اینکه هیچ ارتباط هوائی بین بندرعباس و این نقطه وجود ندارد و هیچ سرویس منظم اتوبوسرانی بین این دو نقطه دایر نبوده و اهالی برای رفت و آمد از وسائل نقلیه عبوری و یا وسائل نقلیه شخصی استفاده می کنند، فاصله شیراز تا نقطه الحاقی با سرویس های منظم روزانه و حتی ساعتی، پوشش داده شده و با پروازهای هوائی روزانه بین عسلویه – شیراز و لامرد – شیراز نیز پشتیبانی می شود. در شرایطی که بین محدوده الحاقی و بندرعباس خطوط ریلی تعریف نشده است، احداث خط آهن در مسیر محدوده الحاقی تا شیراز شروع شده و در آینده امکان استفاده از خطوط ریلی نیز وجود دارد.
مسیر محدوده الحاقی به شیراز و نیاز این منطقه به مرکز استان فارس یک مسیر و یک نیاز یک طرفه نیست. به همان اندازه که اهالی محدوده الحاقی به شیراز نیاز دارند به همان اندازه نیز، اهالی شیراز و سایر شهرستانهای استان فارس به محدوده الحاقی نیاز دارند. این مسیر صرفا یک مسیر اداری نیست، یک مسیر تجاری، اقتصادی و گردشگری نیز هست. همانگونه که مردم محدوده الحاقی برای استفاده از فضاهای گردشگری در تابستان راهی استان فارس می شوند، مردم فارس نیز در زمستان برای دسترسی به مناطق گردشگری ساحلی، عازم این منطقه می شوند.
در مسیر جنوب تا شیراز، تنها مسافر جابجا نمی شود، بلکه این مسیر قرار است در کنار سایر کریدورهای جنوبی- شمالی، نقش عمده ای در جابجائی بار وارده به کشور و یا صادره از کشور داشته باشد. به عبارت دیگر در این تعریف نقش، بنا هست که کارکرد منطقه ای این محدوده به یک کارکرد ملی ارتقاء یابد. در این مسیر امکان استفاده از حمل و نقل دریائی وجود ندارد و لذا توسعه حمل و نقل هوائی، زمینی و ریلی برای جابجائی بار و مسافر نه یک نیاز لوکس، بلکه یک نیاز ضروری است. به تعبیر دیگر در این مسیر، توسعه انواع شیوه های حمل و نقل، نه یک اولویت دست چندم بلکه یک اولویت دست اول است.
سئوال ۷- با این الحاق زمزمه شکل گیری فارس جنوبی آغاز نمی شود؟
برای شکل گیری هر استان حداقل یک میلیون نفر جمعیت لازم است. شهرستانهای لامرد و مهر با سرجمع ۱۲۰ هزار نفر جمعیت چگونه به خود اجازه خواهند داد که ادعای گزافی چون استان شدن را داشته باشند؟! کل جمعیتی که بنا هست در این بازگشت سرزمینی به فارس اضافه شود کمتر از دو هزار نفر است. اگر با این جمعیت محدود میشد ادعای استان شدن داشت، پس ۹۰ درصد شهرستانهای کشور باید چنین ادعایی داشته باشند! این موضوع انحرافی را برخی از دوستان ما در لارستان که سالهاست بدنبال استان شدن هستند طرح کرده اند. آنها با تصور اینکه با انجام الحاق، اگر استانی در آینده شکل بگیرد لامرد مرکز استان خواهد شد، مخالف ساحلی شدن استان فارس هستند. جالب تر اینکه برخی از دوستانی که در هرمزگان هم با این موضوع مخالفت میکنند، اصالتا از شهرستان لارستان هستند! تا آنجا که بنده اطلاع دارم در شهرستانهای لامرد و مهر هیچکس مخالف ترقی سایر شهرستانها نیست، ولی اینکه عده ای بخواهند با محروم نگه داشتن مناطقی در فارس و یا هرمزگان، پلکانی را برای ترقی خود بسازند قابل قبول نیست. استنباط ما این است که شهرستانهای جنوبی فارس مثل لامرد و مهر مخالف جداشدن از فارس هستند. آنها اعتقاد دارند که جنوب استان از اینکه در حوزه استحفاظی فارس است منافع زیادی می برد و لذا با ایجاد یک استان جدید در جنوب و قطع حمایتهای استان توانمندی مثل فارس، دیگر از این مزایا خبری نخواهد بود. علاوه بر همه این موارد، باید بپذیریم که با الحاق این محدوده ساحلی به فارس، نه تنها زمزمه ای برای شکل گیری استان جدید مطرح نخواهد شد، بلکه سبب خواهد گشت این محدوده برای همیشه جزئی از فارس باقی بماند! چراکه پس از ساحلی شدن فارس از این نقطه، کدام مسئولی رضایت میدهد که این نقطه از فارس مجددا جدا شود و ارتباط فارس با دریا این بار برای همیشه قطع گردد؟ لذا حتی اگر فارس در آینده برای شکل گیری استانی جدید در شمال و یا شرق این استان حساسیتی نداشته باشد، قطعا برای شکل گیری استانی در جنوب و در این محدوده کاملا حساس و مخالف است. بر این اساس اگر در جنوب هم چنین تمایلی باشد، فارس چنین اجازه ای را نخواهد داد. توصیه بنده به عنوان یک اقتصاد خوانده به فعالین لارستانی پیگیر در استان شدن این شهرستان این است که راه تحقق ایده استان شدن لارستان، تلاش در جهت سرمایه گذاری بیشتر در این شهرستان و تسریع در احداث شهرکهای صنعتی، مناطق ویژه اقتصادی و رساندن آب و انرژی و تکمیل زیرساختها و خارج کردن لار از بن بست است. اگر مقدمات استان شدن در آن نقطه فراهم شود، بجای آنکه شما دنبال شهرستانها بروید، سایرین برای تحقق این ایده به سمت شما خواهند آمد. نباید ناامید شد. لارستان توانمندیهای زیادی دارد. اگر برای بالفعل کردن این توانمندیها تلاش شود، حتما در آینده نتیجه خواهد گرفت. برای رشد و توسعه لارستان نه تنها نمایندگان فارس بلکه بیشتر نمایندگان هرمزگان هم که اصالتا لاری هستند و یا به لار تعلق خاطر دارند به شما کمک خواهند کرد. حضور تعداد قابل توجه لارستانیها در هرمزگان و نقش آفرینی آنها در فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بندرعباس هم نشان از توانمندیهای این شهرستان دارد. در این راستا اگر کاری از دست نمایندگان استان فارس هم برآید در خدمت مردم متدین و ریشه دار لارستان خواهند بود.
سئوال ۸- آیا الحاق بیشتر دغدغه لامردی ها نیست؟
موضوع الحاق همانگونه که منافع لامردی ها را تامین میکند، با نسبت بیشتری منافع ساحل نشینان و کلیت فارس را تامین میکند. با انجام الحاق، منطقه ساحلی فارس منطقه نورچشمی استان شده و لامرد و مهر هم از این توجه فارس بهره مند میشوند. هم اکنون تامین آب در نقاط جنوبی فارس برای کشور بسیار پرهزینه است. وقتی میتوان فارس را به ساحل رساند، چه ضرورتی برای صرف هزینه های گزاف انتقال آب به لامرد و مهر برای مصارف صنایع آب بر وجود دارد. پیگیری موضوع ساحلی شدن فارس توسط امام جمعه مرکز استان، استاندار، مسئولین و فعالین ملی فارس و همه نمایندگان استان و همه فعالین اقتصادی در فارس نشان دهنده آن است که موضوع دغدغه استان است و دغدغه یک شهرستان نیست. تا قبل از اظهار خوشحالی امام جمعه محترم شیراز در زادروز حافظ در سال گذشته، به پیگیری ها انگ منطقه ای زده میشد. بعد از آن روز و خصوصا در این روزها، با اعلام صریح وزرای فارسی کابینه های مختلف دولت و مصاحبه های متعدد بزرگان فارسی در اهمیت این اتفاق، این اتهامات حتی ارزش مطرح شدن هم ندارد چه رسد به اینکه بنای بر پاسخ به آنها باشد. ای کاش مسئولین امنیتی استان اجازه میدادند تا مصاحبه های انجام شده با بزرگان ملی و نمایندگان فارس در اهمیت این اتفاق منتشر شود. در این صورت روشن میشد که این موضوع مطالبه و خواست یک شهرستان نیست و اهدافی فراتر از خواست یک منطقه و حتی یک استان را دنبال میکند. آقایانی که ادعا میکنند برخی نمایندگان فارس با این موضوع موافق نیستند، اگر بر ادعای خود گواه مکتوبی دارند منتشر نمایند. استان بصورت یکپارچه اعتقاد دارد که الحاق برای همه شهرستانها مزیت دارد. ممکن است این مزیت برای شیراز و شهرستانهائی که به ساحل نزدیکتر و یا در مسیر کریدور جنوب به شمال قرار دارند بیشتر باشد، ولی اینگونه نیست که سایر شهرستانها از این اتفاق منتفع نخواهند شد.
از این اتفاق بیش از همه، ساحل نشینان نفع خواهند برد. منافع آنقدر زیاد و جذاب است که شخصا از یکی از آقایان ائمه جمعه محترم یکی از شهرستانهای هرمزگان شنیدم که میگفت: در زمان استانداری آقای جهرمی در فارس، مسئولین شهرستان بندرلنگه مشروط به اینکه به عنوان بندر صادراتی و وارداتی فارس شناخته شوند، داوطلب الحاق به فارس شده بودند.
منافع ملی نیز در این الحاق آنقدر بالاست که سرلشکر رشید، فرماندهان نیروهای دریایی سپاه و ارتش در بیشتر دوره ها وهمچنین اکثر استراتژیستهای نظامی و غیرنظامی از این اتقاق دفاع نموده و خواستار تسریع در انجام آن شده اند. از اینها گذشته چه پشتوانه محکمتری از تایید عالیترین مجامع امنیتی برای دفاع از ملی بودن این مصوبه میتوان ارائه کرد؟
طرح اتهام لابیگری و یا غیرکارشناسی بودن این مصوبه توسط بزرگان هرمزگانی که خود در سطح ملی دستی بر آتش دارند و از افراد اثرگذار مجلس و کشور هستند، با توجه به پشتوانه های این طرح خیلی دور از انتظار است. انتظار ما از مردم فهیم هرمزگان این است که فضا را بگونه ای به پیش نبرند که بزرگان آنها ناچار به اظهارنظرهایی شوند که زیان آن بیشتر متوجه خود مردم هرمزگان می شود. نباید بخاطر این اتفاق، نمایندگان هرمزگان را سرزنش و به نمایندگان فارس نمره قبولی داد. اگر به گذشته برگردیم خواهیم دید که در فارس هم چنین اتفاقاتی افتاده است. در این دوماه گذشته پنجاه هزار هکتار از زمین های فارس از این استان جدا و به کرمان ملحق شد. در چند سال گذشته هم یک شهرستان مهم و دارای ذخائر معدنی بنام ابرکوه از فارس جدا و به یزد ملحق شد. در فارس اعتقاد براین است که اگر منافع مردم در جداشدن از یک استان و پیوستن به استانی دیگر است کسی نباید مانع تحقق خواسته مردم شود. در موضوع ساحلی شدن فارس اگر مخالفتی در آن حوالی وجود دارد، مخالفت با الحاق نیست، مخالفت براین مبنا است که چرا فقط پنج روستا ملحق شده و کل شهرستان پارسیان ملحق نشده است. استدلال ما این است که اگر بنا باشد در این تغییر و تحولات مرجعیت نهادهای ملی زیر سئوال برود و همه بنا را برلشکرکشی بگذارند، می بایست همراه با هر تغییر تقسیماتی و یا هر انتقال آب و گاز و نفت درگیری ها شروع و کشور گرفتار جنگ های داخلی شود!
دکتر دستغیب هم حمایت خود را از طرح الحاق فارس به دریا اعلام کرد
نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه مجلس شورای اسلامی که در سفر رئیس جمهور به نیویورک نیز وی را همراهی می کرد افزود: این موضوع را دنبال خواهیم کرد.
به گزارش سرویس سیاسی شیرازه، دکتر سیداحمدرضا دستغیب در گفتگو با سحاب نیوز در خصوص مصوبه الحاق فارس به دریا ضمن انتقاد از رسانه ای شدن این موضوع تصریح کرد: بهتر بود این موضوع به سطح رسانه ها کشیده نمی شد و در آرامش اجرا می شد.
وی گفت: طی روزهای اخیر مطالب فراوانی پیرامون اهمیت موضوع الحاق استان فارس به خلیج فارس گفته شده است و از آنجا که گفتنی ها را گفته اند، دیگر نیازی به مصاحبه در این زمینه نیست.
نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه مجلس شورای اسلامی که در سفر رئیس جمهور به نیویورک نیز وی را همراهی می کرد افزود: این موضوع را دنبال خواهیم کرد.
گفتنی است طی روزهای اخیر برخی رسانه ها و مسئولین هرمزگان سعی داشته اند با فضاسازی کاذب و ایجاد زمینه جهت توقف این مصوبه مهم ملی، موضوع الحاق فارس به دریا را به سطوح شهرستانی و محلی تنزل داده و آن را خواسته تنها یکی دو نماینده استان فارس جلوه دهند.
آشوری عضو مجمع نمایندگان هرمزگان روز گذشته در راستای همین پروژه طراحی شده، طی اظهارنظری عجیب الحاق ۵ روستا از بخش کوشکنار شهرستان پارسیان به فارس را “بخشی از پازل تشکیل استان لامرد” عنوان کرد و اظهار داشت: “قاطبه نمایندگان استان فارس مخالفت و نگرانی خودشان را از طرح مسائلی از این دست اعلام داشته اند”!!
وی افزود: “مسئله جدایی بخش هایی از هرمزگان یک مطالبه ملی نیست، بلکه مطالبه فردی عده ای برای تشکیل استانی در آینده به مرکزیت لامرد است”!!
این سخنان عجیب در حالی توسط آشوری بیان شده است که طاهری رئیس مجمع نمایندگان فارس ضمن اشاره به آنکه “این طرح بر اساس یک عقلانیت و بهره گیری از سال ها بررسی و مطالعه مصوب شده و کاملا پخته و سنجیده است که می تواند در دراز مدت منافع بسیاری را برای کشور فراهم آورد” تصریح کرد: ۱۸ نفر از نمایندگان فارس پیگیر اجرایی شدن طرح الحاق فارس به دریا خواهند بود.
همچنین نماینده بندرعباس در حالی مدعی شده است که موضوع الحاق فارس به دریا تنها خواسته لامردیهاست که نماینده شهرستان آباده که در شمالی ترین نقطه فارس واقع شده و با داشتن فاصله قریب به ۱۰۰۰ کیلومتری با منطقه ملحق شده به فارس، احتمالا کمترین فایده عاید حوزه انتخابیه وی خواهد گشت طی مصاحبه ای اعلام کرد: “این طرح مشترک استاندار فارس و نمایندگان استان و مردم بود که در دولت گذشته مصوب و در دولت یازدهم ابلاغ گردید”
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس افزود: اعتراض به مصوبات با شور و جنجال نمی شود و مسئولان استان هرمزگان نباید مردم را تحریک کنند و باید بدانند که هر معضل اجتماعی بوجود بیاید دامنگیر مسئولان و کل این منطقه می شود.
جعفر قادری نماینده شیراز نیز در گفتگو با شیرازه ضمن اتهام دانستن ادعای نماینده بندرعباس در خصوص تشکیل استان لامرد گفت: “کل جمعیت آن منطقه اکنون ۱۰۰ یا ۲۰۰ هزار نفر است و برای تاسیس یک استان به جمعیت ۱ میلیون نفری نیاز است. بعضی ها این مباحث انحرافی را مطرح می کنند که اصل قضیه را منتفی نمایند”
البته موج حمایت مجمع نمایندگان فارس از این طرح ملی که پشتوانه مصوبه شورای عالی امنیت ملی را به همراه دارد، تنها به جعفر قادری، سید احمدرضا دستغیب، الیاس طاهری و رحیم زارع خلاصه نمی شود، بلکه سید موسی موسوی نماینده لامرد و مهر، ذوالانوار نماینده شیراز، شفیعی نماینده رستم و ممسنی و احمدی نماینده داراب و زرین دشت نیز از دیگر نمایندگان استان هستند که طی مصاحبه با رسانه های مختلف حمایت رسمی خود را از این طرح اعلام داشته اند.
در همین بین و در حالی که موج حمایتهای چهره های شاخص از این طرح ملی به سطح کشور کشیده شده و دکتر سلیمانی وزیر اسبق ارتباطات و نماینده کنونی تهران نیز طی مصاحبه ای حمایت قاطع خود را از این طرح اعلام کرد، اداره کل ارشاد فارس طی دستورالعملی به رسانه های استان اعلام نمود به منظور حفظ آرامش از انتشار هرگونه مصاحبه در خصوص مصوبه مذکور خودداری کنند.
جدای از آنکه آیا این تصمیم ارشاد فارس در شرایطی که رسانه های هرمزگان با شدت و حدت تمام در حال مخالفت و شبهه افکنی با این طرح مهم ملی هستند صحیح است یا خیر، گپ و گفت با دست اندرکاران رسانه های مکتوب و مجازی استان که حالا چندروزی است دستشان بسته شده است نشان می دهد ده ها خبر، یادداشت و مصاحبه از چهره های شاخص استانی و ملی در حمایت از این مصوبه هم اکنون آماده انتشار دارند که تنها به سبب ملاحظات اداره کل ارشاد استان اقدام به درج آن ننموده اند. چهره هایی نظیر رستم قاسمی وزیر سابق نفت، دکتر لنکرانی وزیر اسبق بهداشت، رضازاده استاندار اسبق فارس و … از جمله افرادی هستند که گفته می شود در این زمینه گفتگو کرده و دلایل و فواید این طرح مهم ملی را بازگو کرده اند.
در این بین عدم مجوز انتشار مصاحبه های متعدد نمایندگان فارس و دیگر چهره های ملی سبب شده است برخی رسانه ها و مسئولین محترم هرمزگان فضا را برای موج آفرینی و القای شبهه فراهم ببیند؛ در حالی که نیم نگاهی به اسامی ذکر شده در فوق به خوبی نشان می دهد نه تنها ادعای نماینده بندرعباس خلاف واقع بوده و موضوع الحاق فارس به دریا مورد حمایت تمامی اعضای مجمع نمایندگان فارس است، بلکه این مصوبه شورای عالی امنیت ملی مورد حمایت چهره های شاخص کشوری از سلایق و جناح های مختلف نیز می باشد.
باسلام حسین ۱۲۸ عزیز این صحبت شما کاملا غیر کارشناسی وهمانطور که جناب واقعیت گفتن سطحی وبچه گانه است وبه نطر بنده این جور پیامها فقط جهت تشویش اذهان نوشته میشود که خود خوانندگان تواولین نظر براشون قابل تشخیصه و اینکه اگر قرارباشد تونلی کاملا زیر کوه زده شود نتیجه این کار تونلی باطول چندین کیلومتره که شاید توجیح اقتصادی نداشته باشه ودوماتاجایی که بنده خبردارم شرکت نفت حتی اجازه انفجار تو مسیر به خاطر خطر احتمالی که ممکنه برای چاههای گاز داشته باشه به شرکتی که داره کارمیکنه ندادن به همین خاطر شرکت مورد نظر درتمام مسیر از پیکور استفاده خواهد کرد پس دوستان عزیز عصرعصرارتباطاته ومطالب ومسایل غیر کارشناسی ودور از واقعیت سریعا قابل تشخیصه باتشکر.
طبق سند تابناک درشهرستان پارسیان مهر هم است .عرض آن ۵۰وطول آن۸۰کیلومتر و۷۵۰متر هم عمق چاه ها است .
این متن من مطمئنم که آقای شورای محترم خودشون ننوشتن راستشو بگو کی برات نوشته؟؟؟؟؟؟!!!!!!
دوستان عزیز تونل که قرار نیست از این طرف کوه تا سمت کوشکنار باشه واقعا چه فکر بچه گانه ای بر خورد تونل با چاه گاز!!!!! واقع خنده داره نتیجه میگیریم دریای زیادی اثر همینه !!!!!
باسلام آقای حسین ۱۲۸
متاسفانه برخی اظهارات غیر کارشناسی بعضا دور ازواقعیت وخنده داره برادر من تونلی که بخاد اونجازده بشه فکر میکنی چقدر طولش بشه وچقدر هزینش بعدم شرکت نفت اجازه حتی کوچکترین انفجاری نداده وکل مسیر رو قراره با باپیکور کار کنن فکر میکنم اونا از ما کارشناس تر باشن
آقا ای بنده خداها نمیخوان بیان جز ء فارس ! چرا میخواین به زور بیارینشون جزء فارس
راست گفتی دوست نداریم مگه زوره
دوستان باید توجه داشته باشند که کسانی که مخالف الحاق بخشی ازاستان هرمزگان به فارس می باشند ومردم را تحریک می کنند خودشان در بهترین شهرهای استان فارس زندگی می کنند واز نعمت آب وهوای خوب این استان لذت می برند
آقایان محترم خواهش میکنم بس کنید این آقاحسین۱۲۸ چون در گروه مخالفان ترقی و پیشرفت این منطقه قرار داره یه چیزی شنیده و یه چیزی تو جوگیری معرکه هم نظرانش گفت که تونل … چرا به بقیه سخنانش توجه نمی کنید که بدون اطلاع از موارد بهره برداری گاز این منطقه بیان شده که گفته بزرگترین حوزه گاز شیرین جهان (تابناک) به نظر من چون این تونل قراره اینجا ساخته بشه این حوزه را بزرگترین نامیدند و هما ، شانول و وراوی را که جمعا این بزرگ بودن را تشکیل میدهند فاکتور گرفته اند اگه دریا سمت شمال بود و اون طرف کوه مورد بحث این مقام اولی نصیب حوزه های فوق الذکر میشد ضمنا بد نیست یه مطالعه و تحقیقی درباره طرح استقرار صنایع انرژی بر داشته باشه این حسین آقا بد نیست و به فرض درستی و صحت پیش بینی ذکر شده یه مقایسه ای با نصفه از دست رفته تولید پارسیان بکنه و تحقیق کنه گاز مورد نیاز این طرح از کجا تامین خواهد شد البته اگه دلسوزی میکنه خیلی خوبه پیشنهاد میدم درباره مشکلات پالایش گاز تابناک در پالایشگاه پارسیان و لزوم ساخت مرکز تفکیک ویژه این حوزه تحقیق کنه
سلام.خیلی ببخشید مگه ملک پدری هرمزگانیا هست دریا؟ اینهمه سال هرمزگانو بوشهر بودن چه گلی به سر این مملکت زدناز لحاظ صنعتی؟جز اینکه همیشه از مزایایی مثل بومی بودن و منطقه محرومو….استفاده کردن؟اخه استان فارس چه گناهی کرده آقایون میگن استان فارسیا تجربه دفاع مرزی ندارن و هزارتا حرف دیگه میگن هواش خوبه کجاش هواش خوبه؟زیر کولر گازی نشستین کامنت میزارین؟ما تو شیراز از گرما میمیریم از ترس پول برقمون.نه صنعتی داریم اخه شما چقدر بی انصافید پنج تا روستا الحاق بشه به فارس شمازورتونمیاد؟
به شما ربطی نداره اگر خدامیخواست دریا به استان فارس نداد نه هرمزگان و ما از حقمون نمیگزریم
واستان فارس اب و هوای خوب داده شما اب و هوای خوب به مامیدین که ما دریا بدیم
اگه لامردمنطقه ازادبشه به به وشه جون بشکن بشکن ن نمششکتم جون عمه جون بشکن
خاک ایران ملک پدری کسی نیست.وقتی نظام تشخیص داد هر طور بخواد استفاده می کنه.اگر الحاق فارس به سود کشور هست پس هر چه زودتر .مخالفت با پیشرفت همیشه بوده و هست.
ما هرمزگانیها تکه ای این خاک هرمزگان به فارس نمیدیم
دوست نداریم هرمزگان توسط بقیه استان ها تکه تکه بشه مشکلی داره