برچسب زده شده با : ﺳﻴﺪ ﻋﺒﺪاﻟﺤﺴﻴﻦ ﻋﺒﺎﺩﻱ
ﻣﻬﺮﺳﺘﺎﻥ: پیغام مسلم آقا نیا به کوفه که نیرنگ می زنند مردم به کوفه ساز و دف جنگ می زنند آقا نیا که طایفه داعشی صفت بر اهل بیت و آل علی سنگ می زنند آقا بمان که سرور و شاه مدینه ای اینجا به خون محاسن تو رنگ می زنند اینجا نیا به دعوتت […]
آسمان تاب زمین خوردن خورشید نداشت ام لیلا به جوانش دگر امید نداشت مشک اگر شاهد مظلومی عباس نبود آب شرمندگی روی گل یاس نداشت تیری از چله رها شد دل ساقی خون شد روی رفتن به سوی خیمه علمدار نداشت زینب از هجر برادر به سوی تل می رفت باورش بود دگر سید […]
گل بی منت بارون تو سی چه در نمیای گرمای فصل تابستون تو سی چه سر نمیای پلیسیر پاییز سر اومد اما تو نیومدی توی آسمون شهر مثل کبوتر نمیای بوی که گل با نسیم صبح دیگه نمی وزه خونه ها سیمانی و با سنگ مر مر نمیای صدای نهیب و بارون توی ده نمی […]
بیــــا تا برات بگـــــــم قدیمــــا مهــــر چــــــه جـــــای بـــــی مـــــردمانـــــی مهـــــربان و دلا با صفــــــای بـــــــــــــی هرفضــــــــــای چنـــــــــدتا خونـــــــه وهــــرخونـــه ده تابچه با پیـــــرو. ،دیبــــو و عمــــــه فضـــــــا بچـــــــــه باری بـــی صـــــــــــدای زنگــــــوله پازن و بز وقــــــــــــــت غـــــــروب مثل سنتـــــور می پیچــــــید تو کوشــــــده ، آبـــازی بـــی روز جمعــــــه که می شــــــــــد هــــر پدری با […]
